امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «... حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف به سوى كوفه رهسپار مىشود. در آن جا شانزده هزار نفر از بتريه مجهز به سلاح در برابر حضرت مىايستند؛ آنان قاريان قرآن و دانشمندان دينى هستند كه پيشانىهاى آنان از عبادت زياد پينه بسته، چهرههاىشان در اثر شب زنده دارى زرد شده است و نفاق سراپاىشان را پوشانده است. آنان يك صدا فرياد برمىآورند: اى فرزند فاطمه! از همان راه كه آمدهاى بازگرد، زيرا به تو نيازى نداريم.
حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف در پشت شهر نجف، از ظهر روز دوشنه تا شامگاه بر آنان شمشير مىكشد و همه را از دم تيغ مىگذراند. در اين نبرد از ياران حضرت حتى يك نفر زخمى نمىشود».(33)
ابوحمزه ثمالى مىگويد: امام باقر عليه السلام مىفرمود: «مشكلاتى كه صاحب اين امر، هنگام ظهور، از مردم مىبيند، به اندازهاى مشكلات پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم يا بيشتر از آن است».(34)
فضيل مىگويد، امام صادق عليه السلام فرمود: «هنگامى كه قائم ما قيام كند، بيش از آن چه پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم از جاهلان دوران جاهليت ناراحتى ديد، از جاهلان رنج و ناراحتى خواهد ديد».
پرسيدم: چگونه و چرا؟ فرمود: «پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم در روزگارى مبعوث شد كه مردم سنگ و چوب و بتهاى تراشيده شده را مىپرستيدند، ولى قائم ما در روزگارى قيام مىكند كه با قرآن عليه حضرت احتجاج مىكنند و آيات را عليه آن حضرت تأويل مىنمايند».(35)
نيز آن حضرت مىفرمايد: «حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف آن قدر از انسانها مىكشد تا ساق پا را خون فرا مىگيرد. شخصى از فرزندان پدرش به حضرت اعتراض شديد مىكند و مىگويد: مردم را از خود دور مىكنى؛ همچنانكه گوسفندان را رم مىدهند! آيا اين روش، طبق دستور رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم است؟
يكى از ياران حضرت از جاى برمى خيزد و مىگويد: سكوت مىكنى يا گردنت رابزنم!؟
حضرت عهد و پيمانى را كه از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم همراه دارد، بيرون مىآورد و ارائهمىكند».(36)
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «هنگامى كه حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف قيام كند، گروهى از دين و ولايت خارج مىشوند؛ در صورتى كه پنداشته مىشد كه آنان از پيروان حضرت مىباشند. نيز افرادى ولايت حضرت را مىپذيرند؛ در صورتى كه مانند آفتابپرستان و ماهپرستان بودند».(37)