شعر در نفس خويشتن بد نيستناله ى من ز خست شركاستپيش از اين فاضلان شعر شعارمستمر بر مكارم اخلاقهمه را دل ز همت عالىوه كز ايشان بجز فسانه نماندلفظ شاعر اگر چه مختصرستنيست يك خلق و سيرت مذمومشاعرى گرچه دلپذيرم نيستمي كنم عيب شعر و، مي گويمطعنه بر شعر، هم به شعر زنمچكنم؟ در سرشت من اينستچكنم؟ در سرشت من اينست
پيش اهل دل اين سخن رد نيستتن چو نال ام ز شر ايشان كاستكسب كردى فضايل بسيارمشتهر در مجامع آفاقاز قناعت پر، از طمع خالىجز سخن هيچ در ميانه نماندجامع صد هزار شين و شرستكه نگردد ازين لقب مفهومطرفه حالى كز آن گزيرم نيستمي زنم طعن مشك و، مي بويمقيمت و قدر آن ، بدو شكنموز ازل سرنوشت من اينستوز ازل سرنوشت من اينست