جلوه های حدیث در تفسیر صدرالمتألهین

عبدالرسول هادیان

نسخه متنی -صفحه : 8/ 5
نمايش فراداده

مؤيّد مطلب او, حديث مشهورى است كه رسول خدا مى فرمايد:

انما سُمّى المتّقون المتّقين لتركهم ما لابأس به حذراً عما به بأس. [63]

پرهيزگاران را متّقين مى نامند؛ زيرا آنچه را كه گناه [هم] ندارد, ترك مى كنند تا از گناه بر حذر باشند.

در جاى ديگر, يك قسم از اقسام وَرَع را ورع متّقين ذكر مى كند و آن, اين است كه از ترس افتادن در حرام, حلال خالص را نيز ترك مى كنند. [64] همچنان كه پيامبر اكرم مى فرمايد:

لا يكون الرجل من المتّقين, حتّى يدع ما لابأس به مخافة ما به بأس. [65]

انسان به درجه متّقين نمى رسد تا اينكه از ترس گناه, آنچه را كه گناهى ندارد, ترك كند.

3. از نظر ملاصدرا, يكى از علوم حقيقى و مورد ستايش كه تحريف شده, علم فقه است. در صدر اسلام, فقه بر علمى اطلاق مى شد كه راه آخرت و شناخت دقايق نفس و موجبات فساد عمل را نشان دهد؛ ولى در حال حاضر به «اطّلاع بر فروع دين» اختصاص يافته است. [66] او براى تأييد كلام خود به حديثى از رسول خدا استناد مى كند كه فرمود:

لايفقه الرجل كلّ الفقه حتّى يمقّت الناس فى ذات اللّه, وحتّى يرى للقرآن وجوهاً كثيرة. [67]

انسان به تمام فقه آگاهى پيدا نمى كند, مگر اينكه اطاعت خداوند را با وجود خشم مردم برگزيند و براى قرآن, وجوه فراوانى ببيند.

4. ملاصدرا معتقد است كه براى رسيدن به اصل دين و معرفت الهى, يك راه بيشتر وجود ندارد. هر كس آن را بپيمايد, معذور است و كسى كه اين راه ترك كند, كافر و غير معذور است؛ امّا در مورد فروع دين, چنين اعتقادى ندارد و خطاى در اجتهاد را معذور مى داند. [68]

امّا دليل معذور نبودن در اصول دين, حديثى است از پيامبر(ص) كه مى فرمايد:

افترقت بنو اسرائيل على اثنين و سبعين فرقة, وستفترق أمتى على ثلاث وسبعين, كلّها فى النّار إلا واحدة. [69]

بنى اسرائيل, هفتاد و دو فرقه شدند و به زودى, امّت من هفتاد و سه فرقه مى شوند. جز يك گروه, همه اينها در آتش اند.

امّا دليل معذور بودن امّت در اختلاف ناشى از اجتهاد, روايات زير است:

الاختلاف بين أمّتى رحمة. [70]

اختلاف بين امّت من, رحمت است.

اجتهدوا فكلّ ميسّر لما خلق له. [71]

اجتهاد كنيد كه هركس براى چيزى خلق شده و راهش به آن, آسان است.

من اجتهد فأصاب فله أجران, و من اجتهد فأخطأ فله أجر واحد. [72]

كسى كه اجتهاد كند و راه درست را بپيمايد, دو اجر دارد و كسى كه اجتهاد كند و به خطا رود, يك اجر دارد.

ملاصدرا پس از بيان دليل هر كدام از دو مدّعا مى گويد:

امّا علّت عدم پذيرش اختلاف در اصول دين, اين است كه اختلاف در اصول دين به يك ذات برمى گردد و يك ذات, محال است بر همه صفاتى باشد كه گروههاى مختلفى همچون صفاتيه, معتزله, مشبّهه و… مى گويند؛ و محال است كه شرع, مطابق اعتقاد هر فرقه اى باشد كه گروهى پيرو آن شده اند. [73]

5. صدرالمتألهين, مردم را به سه دسته تقسيم مى كند: دسته اوّل, اهل دنيا؛ مانند چار پايان كه اهل حس هستند. دسته دوم, اهل آخرت كه صالحان و اهل اعتقاد از روى تقليد ظنّى و خيالى هستند. دسته سوم نيز عارفان به خدا, ملائكه, كتاب, پيامبران خدا و روز قيامت اند. [74]

او اين حديث را مؤيّد خود قرار داده است كه مى فرمايد:

الدنيا حرام على أهل الآخرة, والآخرة حرام على أهل الدنيا, و هما حرامان على أهل اللّه تعالى. [75]

دنيا بر اهل آخرت حرام است و آخرت, بر اهل دنيا حرام است و هر دوى اينها بر اهل خدا حرام است.

اينها نمونه هايى از تأييدهاى روايى بود كه ملاصدرا براى كلام خويش آورده است تا نشان دهد هر كلامى,زمانى ارزش ارائه پيدا مى كند كه مورد تأييد معصومان(ع) قرار گيرد.

ج) نقد استدلال هاى روايى ديگران: مهمترين ابزارهاى تحقيق در معارف دينى, آيات قرآن و احاديث معصومان(ع) هستند. محقّقان علوم دينى, معمولاً از اين دو وسيله براى اثبات مدّعاى خود استفاده مى كنند. حال اگر كسى بخواهد نظريه محقّقى را نقد كند, اگر مورد استدلال به آيه قرآن باشد, مى توان در دلالت آيه براى مدّعايش خدشه كرد؛ و اگر روايت باشد, از سه راه مى توان نظريه وى را نقد كرد:

اوّل, اشكال در سند روايت؛

دوم, اشكال در دلالت روايت براى اثبات مدّعا؛