پادشاهان ايران اغلب ازملاقات بامردم عادي وياكساني كه جزوطبقه متوسطبودندعاري داشتند .
آغامحمدخان قاجاركه مردي ستمگروظالمي بيباك بودنيزپس ازرسيدن به پادشاهي ازملاقات بامردم عادي سربازمي زدوآن راننگ مي شمرد .
سرجان ملكم درتاريخ خوددراين باره داستاني را بدينگونه نقل مي كند .
"حاجي ابراهيم خان براي نگارنده سرجان ملكم حكايت كردكه زماني دونفرازطبقه متوسطكه اتفاقاتمول زيادداشتندخواستنديكي ازبلوكات را به اجاره بردارند .
اگرچه افرادي ازطبقات ممتازنيزدرصدداجاره بلوكات بودندامااين دونفرپول بيشتري مي دادند .
من چون مي دانستم كه آغامحمدخان به سبب حرصي كه به پول داردازاين معامله خيلي خشنودخواهدشد،لذابه آنهاگفتم كه براي رسيدن به خواسته خودبايدنزدپادشاه بيايند .
آنهاپذيرفتندومن ابتدا براي گرفتن اجازه ورودآنان به نزدآغامحمدخان قاجاررفتم .
شاه ازمن پرسيد .
آنهاچه كساني هستند؟من اسم ورسم وشغل آنان راگفتم ونيزخواسته شان رانيز بيان كردم وميزان مبلغي راكه حاضربه پرداخت آن بودندبه اطلاع شاه رساندم .
آغامحمدخان گفت:من اينگونه مردم رانمي بينم .
من گفتم:ليكن مبلغي كه مي دهند زياداست .
شاه گفت:مهم نيست ،بايدترك اين مبلغراگفت:اين قسم مردم نبايددرحضورمن بيايند .