حالات ابويوسف - غرور نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غرور - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حالات ابويوسف

گويندابويوسف بيماري سختي گرفت واستادش ازاوديدن كردوبه اوگفت:پس ازخودبراي مسلمانان كسي چون تورادارم .

چون ابويوسف بهبوديافت ازگواهي استادش فريفته شدونشستي براي درس نويساندن سرپاساخت .

همينكه استادش آگاه شد،دريافت كه ابويوسف شتاب كرده است .

آنگاه مردي را به سوي ابويوسف روانه داشت وپنج مساله ازاوپرسيد .

هرسؤالي كه آن مردطرح مي كردابويوسف درآغازپاسخ مي داد .

آري .

آنگاه آن مردمي گفت:اشتباه كردي .

دوباره ابويوسف آن رانفي مي كرد .

ابويوسف بناچارناتواني خودرابه اقرارنوشت وپيش استادش بازگشت وگفت:هركس گمان كندبي نيازازيادگرفتن است بايد برخودبگريد .

/ 6