تواضع بوذرجمهر - غرور نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
تواضع بوذرجمهر
شنيدم كه به روزگارخسرو،دروقت وزارت بوذرجمهرحكيم ، رسولي آمدازروم .كسري بنشست چنانكه رسم ملوك عجم بود،ومي خواست بارنامه لاف زدن كندكه مراوزيرداناست .درپيش رسول باوزيرگفت:اگرفلان ،همه چيزهاكه درعالم است توداني ؟بوذرجمهرگفت:من ندانم ،اي خدايگان جهان .خسروازآن سخن طيره سبك شدوازرسول خجل گشت .پرسيدكه .پس همه چيزكه داند ؟بوذرجمهرگفت:همه چيزراهمگان دانندوهمگان هنوزازمادرنزاده اند