تواضع بوذرجمهر - غرور نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غرور - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تواضع بوذرجمهر

شنيدم كه به روزگارخسرو،دروقت وزارت بوذرجمهرحكيم ، رسولي آمدازروم .

كسري بنشست چنانكه رسم ملوك عجم بود،ومي خواست بارنامه لاف زدن كندكه مراوزيرداناست .

درپيش رسول باوزيرگفت:اگرفلان ،همه چيزهاكه درعالم است توداني ؟بوذرجمهرگفت:من ندانم ،اي خدايگان جهان .

خسروازآن سخن طيره سبك شدوازرسول خجل گشت .

پرسيدكه .

پس همه چيزكه داند ؟بوذرجمهرگفت:همه چيزراهمگان دانندوهمگان هنوزازمادرنزاده اند

/ 6