نگرانی های امام درباره حوزه

سید عباس رضوی

نسخه متنی -صفحه : 21/ 14
نمايش فراداده

ب . تـحـجر: امام بارها خطر تحجر در حوزه را گوشزد كرده و زيان آن را بـراى زمـيـن گـيـر كردن افكار و انديشه هاى اصيل اسلامى بزرگتر از هر چيز ديگر شمرده است:

(خـطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق درحوزه هاى عمليه كم نيست و طـلاب عـزيز لحظه اى از فكر اين مارهاى خوش و خط وخال كوتاهى نـكنند. اينها مروج اسلام امريكائى اند و دشمن رسول الله... خون دلـى كـه پـدر پـيرتان از اين دسته خورده است هرگز از فشارها و سختيهاى ديگران نخورده است.)41

بـايد ديد تحجر چيست و امام چه معيارهايى براى شناسايى آن بيان كـرده و مـتـحـجـران در كـدام نـقـطـه با انديشه هاى اسلام اصيل سرناسازگارى داشته و دارند؟

تـحـجـر; يـعنى سنگ مانند شدن و در اصطلاح پافشارى نابخردانه بر انـديشه و رفتار است. متحجر در زبان امام جاهلان متنسك كم خرد و لـجـوج انـد واپـس گرايان كه با نوآوريها و دگرگونيهاى زمان بـيـگـانـه انـد. كـسانى كه افق ديد و آگاهيهايشان ناچيز است و تـوانايى ارزيابى رويدادهاى پشت پرده و اينده را ندارند. اينان بـر اثـر جمود فكرى يافته هاى خود را تمام حقيقت دانسته و اسلام را از چـهـارچـوب فـهم خود فراتر نمى برند. نا آگاهى به زمان و كـوتـاه بينى سبب شده اينان پديده هاى اجتماعى و جغرافيايى را كـه با آن مانوس بوده و در فرهنگ جامعه جاى گرفته بخشى از دين بـشـمارند و از زدودن ناخالصيها از پيكره دين وحشت كنند. شمارى از ايـنـان گرچه از دل و جان عاشق دين هستند ولى ظاهرگرايى و ترس از خطرهاى كاذب و واهى از ميدان دادن به اجتهاد.

نـقـش زمـان و مـكـام در دايره احكام آنان را از پاسخ گويى به پـديـده هاى نوظهور ناتوان كرده است. ساده انديشى متحجران سبب مـى شـود. زود فـريب بخورند شايعه را به سرعت بپذيرند و ابزار دست دشمنان اسلام گردند.

نـمـونـه بـارز ايـن گـروه در نظر امام خوارج نهروانند كه با رفـتـارى زهـد مآبانه و انديشه هاى خشك زيانهاى بزرگ به حكومت دادگـسـتـر عـلـى(ع) وارد كـردند و مسير پيروزى را به سود دشمن برگرداندند.42

در سـخنان امام شاخصه و نمونه هايى از رفتار متحجران بيان شده كـه بـاز

شناختن آنها ما را در شناسايى اين گروه در ديگر زوايا كمك مى كند:

1. ناسازگارى با رشد و تحول حوزه: متحجران چون در دوران زندگى حـوزه را بـا روشـى كه با آن خو گرفته ديده اند در انديشه شان چـنـيـن جاى گرفته كه برنامه هاى حوزه از روز نخست چنين بوده و بـايـد چـنين باشد و اگر در آن دگرگونى پديد آيد حوزه زيان مى بـيند پس نبايد در درسها و شيوه مديريت حوزه هيچ گونه تغييرى رخ دهـد. ايـنان اين نكته را فراموش كرده اند كه: شيوه آموزش و بـرنـامـه هـاى حوزه مى بايستى با نيازها و مصالح جامعه اسلامى هماهنگ باشد:

امـام مـتـحـجـران را مهم ترين و كارسازترين بازدارنده اصلاحات اجتماعى بويژه اصلاحات حوزوى به شمار آورده است.43

شيخ عبدالكريم حائرى موسس حوزه علميه قم در اين انديشه بودند كـه گـروهـى از طلاب به زبان خارجى و برخى از علوم مقدماتى مجهز شـونـد تـا بـتـوانند اسلام را در ديگر كشورها نشر دهند. پس از انـتـشار اين خبر گروهى از كوتاه فكران به قم رفتند و به ايشان خـرده گـرفـتند كه وارد كردن زبان بيگانه در برنامه هاى آموزشى حـوزه نـارواسـت و بـودجـه اى كه به عنوان سهم امام به حوزه مى رسـد بـراى ايـن نيست كه در اين جا زبان كفار آموزش داده شود مـرحـوم حـائرى كه ادامه اين كار را سبب انحلال حوزه و خراب شدن اصول كار مى ديد از مقصد بلند خود صرف نظركرد.44

كـوتـاه فـكـرى سبب شده كه شمارى در زمان آقاى بروجردى درسهاى حـكـمـت و عـرفـان را از دانـشـهـاى گمراه كننده قلمداد كنند و يـادگـيـرى آن را بـرابـر كفر و الحاد. در آن دوره ناسازگاران فـلـسـفه چنان عرصه را برحوزه تنگ كردند كه بزرگان جرات اين كه آشـكـارا درس حكمت بگويند نداشتند و تنگ نظران به آقاى بروجردى فـشـار آوردند به استادان حكمت مانند:علامه طباطبائى دستور