نگرانی های امام درباره حوزه

سید عباس رضوی

نسخه متنی -صفحه : 21/ 18
نمايش فراداده

پـهلوى دوم كه به ابزار نوين تبليغاتى دسترسى پيدا كرده بود بـا لـشـكرى از فرنگ رفته ها و متمدن نمايان راه پدر را ادامه داد. در مـطـبـوعـات و بـنگاههاى سخن پراكنى خود روحانيت را به كهنه پرستى و تمدن ستيزى متهم مى كرد.

(اين آخوند ها مرتجع آند. اينها مى خواهند ما را بر گردانند به عصر حجر اينها با تمدن مخالفند.)69

رژيـم شـاه مـزدورى امـريكا رواج فساد و فشحا كازينو آزادى بـيگانگان در امور كشور توهين به مقدسات تحقير شخصيتهاى بزرگ مـذهبى را آزادى خواهى و ليبراليسم و تمدن مى خواند و در برابر مـبارزه حوزه با بيگانگان غارتگر رواج فساد حركتهاى الحادى و انـحـرافـى مخالفت با ستم به مردم و... ارتجاع و مخالف تمدن به مـردم چنين وانمود مى كرد: امام خمينى با اعطاى آزادى و برنامه هاى ليبراليستى او مخالف است.70

روزنـامـه هـاى وابسته به شوروى نيز با رژيم شاه همگام شدند و چـون خـيـزش حـوزه را بـا مـكتب الحادى خود ناسازگار مى ديدند نوشتند:

(چون اصلاحات ارضى شاه به زندگى روحانيت زيان وارد ساخته با آن مبارزه مى كنند.)71

در همان روزهاى سخت مبارزه براى دلسرد كردن مردم از حمايت امام ايـن شـايـعه را در همه سو پراكندند:(خمينى در كاخ ييلاقى زندگى مى كند.)72

خـوشـبـخـتـانـه رفـتـار پـيامبرگونه امام و توجه دقيق به همه ريـزكـاريها و دورى از هرگونه حركت شايعه آفرين تبليغات گمراه كـنـنده دشمن را نقش بر آب كرد

و مردم در پيوند با امام و علما خيلى زود به بى پايگى اين شايعه ها پى بردند.

پـس از پـيـروزى انـقـلاب اسلامى ايادى استكبار و مخالفان حوزه دوبـاره سـنـاريوى كهنه خود: تحريف و ابهت شكنى عالمان دينى را در دسـتـور كار قرار دادند. آنان كه از تواناييهاى انتشاراتى و هـنـرى فـراوانـى بـرخوردار بودند با لشكرى از نويسندگان رمان نـويسان جامعه شناسان و كارشناسان جنگ روانى روحانيت اصيل را نـشانه رفتند. اين بار با اين تفاوت كه روحانيت از سلاح مظلوميت كـه پـيش تر در اختيار داشت و آن بسيارى از نقشه ها را خنثى مى كرد بى بهره بود.مسئوليت روحانيان در نهادهايى چون:

قوه قضائيه مجلس سپاه و ديگر نهادهاى انقلابى پذيرش شايعه ها را آسـان تـر مـى كـرد. گـروهـكـها كه بنيانگذار خشونت بودند و آذربـايـجـان غربى كردستان بلوچستان گنبد پاوه و نقده را به حـمـام خـون پـاسـداران انـقـلاب تـبديل كرده بودند و در مبارزه تـبليغاتى و تسليحاتى عليه نظام از امكانات دولتى دانشگاهها بـويـژه دانـشـگـاه تـهران استفاده مى كردند 73 و بى شرمانه در سـخـنرانيها و نوشته هاى خود امام را ديكتاتور و آزادى ستيز و ولايت فقيه را ديكتاتورى نعلين مى خواندند.74

در آغـاز انـقـلاب دولـت موقت بى كفايتى خود در اداره كشور به حـسـاب مـشكل تراشى حوزه مى گذاشت. و نظارت روحانيت بر كارها و مـبـارزه بـا فـسـاد و بـى بندو باريها را دخالت غيرمسئولانه مى خواند كه گفته شهيد بهشتى از آن پرده برداشت:

(خـوب براى اين كه روحانيت از اين نقش خلاق و مردمى اش دور شود دشـمن شروع كرده است به توطئه. هر جا كمبود و نقصى است به حساب روحانيت است.)75

ايـنـان يـاران بـرجسته و نقش آفرين و كارآمد و خردمند و عالم امـام را بـا تـيرهاى زهرآگين نشانه رفتند. بدبين كردن مردم به شـهـيـد بـهـشـتى در سرلوحه

كارهاى گروهكهاى وابسته جاى داشت.

بـهـشـتـى زبـان انـقـلاب بود. با آرامش و متانت و برخوردارى از آگـاهـيـهـاى حـوزوى و دانـشگاهى آن را مرزبانى مى كرد.نسبتهاى نـاروا لـجـن پـراكـنى عليه او همه و همه براى آن بود كه اين بـازوى تـوانـمـند را از انقلاب اسلامى جدا كنند. مى نوشتند و مى پـراكندند كه آزادى ستيز است ديكتاتور است همسر آلمانى دارد زيـر سيگاريش طلاست در ساختمانى بزرگ زندگى مى كند كه از در كه وارد مـى شـوى بـايد يك ساعت راه بروى تا به آن برسى 76 او با آمـريـكـا رابـطـه دارد و ... چنان فضا را آلودند كه بسيارى به تـرديـد افـتـادنـد و آن بزرگمرد در فضايى از مظلوميت به شهادت رسيد:

(... آنـچـه كـه من راجع به ايشان متاثر هستم و شهادت ايشان در مـقـابـل او نـاچـيـز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود. مـخـالـفان انقلاب افرادى كه بيش تر متعهدند موثرند در انقلاب آنـها را بيش تر مورد هدف قرار مى دهند.ايشان مورد هدف اجانب و وابـسـتگان آنها در طول زندگى بود. تهمتهاى ناگوار به ايشان مى زدنـد. از آقـاى بـهـشـتـى ايـنها مى خواستند يك موجود ستمكار ديكتاتور معرفى كنند.)77

امـام در تـحليل اين جنگ روانى به روشنى و بسيار هوشيارانه به ايـن نـتـيـجـه رسيد: همه اينها براى دور كردن روحانيت از صحنه صورت مى گيرد.78

ج. تـوسـل بـه خشونت وحذف فيزيكى بزرگان: دشمن خشونت طلب وقتى هـمـه راهها را: خشونت در بيان خشونت در قلم افترا جوآفرينى شـايـعـه پراكنى ترور شخصيت و ... را پيمود و نتيجه اى نگرفت دسـت بـه حذف فيزيكى شخصيتهاى بزرگ و اركان انقلاب زد. همان راه و روشى كه در خيلى از نهضتها و انقلابها كارگر بوده است.

در جـريـان مـشـروطـه مـخالفان و دست نشاندگان بريتانيا ترور بـزرگان حوزه

را در دستور كار قرار دادند و به نام آزادى خونها ريـخـتـند. شيخ فضل الله نورى نخستين هدف بود كه بردار شد و در مـرگ او جشن گرفتند و دست افشانى كردند و بردار شدن او را براى خـود فتح بزرك برشمردند. سيد عبدالله بهبهانى كه قائمه مشروطه بـود و تـدبـيـر بى نظير و جرات فوق العاده و فعاليت بى همتا و مـردمـدارى او بـر سر زبانها بود به دست اينان به خون غلطيد و خـيـلـى زود زمينه انحراف مشروطيت آماده شد. ميرزا محسن محمد بـاقـر اصـطـهـبـاناتى سيد احمد دشتكى و ... به بهانه اى ترور شـدنـد.79 آخـونـد خراسانى از حاميان اصلى نهضت و اركان آن به گونه مرموزى از دنيا رفت. 80

در دوره رضـاخـان اين خشونت با تمام زواياى آن با همكارى قلم بـه دسـتـان و روشنفكرنمايان وطنى ادامه يافت. علما يكى پس از ديـگـرى كـشـتـه و يا تبعيد مى شدند 81 و مدارس دينى يك به يك بـسـتـه شـدنـدو قـلم بمزدان و روشنفكرنمايان هم در كوى و برزن هـمـراه بـا چاقوكشها قاتلها دشنه به دستهاى رضاخان زبان به مـدح وسـتـايـش گـشـوده بودند و رفتار شاهانه را مى ستودند. در دوران پـهـلـوى دوم هـمـيـن برنامه ادامه داشت و قلم بمزدان و روشـنفكرنمايان به مدح و ستايش مى پرداختند و پس از انقلاب دشنه و تـيـغ سـتـم از شـاه گـرفته شد ولى آمريكا تيغها و دشنه هاى فـراوانـى بـه دست پروردهاى روشنفكران مزدور داد و به هر گروهى نـامـى نـهاد و پرچمى داد و نشانى تا به روى مردم تيغ بكشند و فـريـاد بـرآورند آزادى نيست و خشونت همه جا را فرا گرفته است هم مى دريدند وهم مى گفتند;خشونت ما را به ستوه آورده است!