تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 176
نمايش فراداده

روشن نبود كه فرمان عذاب به طور قطع از ناحيه خداوند صادر شده، بلكه اين احتمال را مى‏داد كه هنوز روزنه اميدى براى نجات اين قوم باقى است، و احتمال بيدار شدن در باره آنها مى‏رود، و به همين دليل هنوز جايى براى شفاعت وجود دارد، لذا خواستار تاخير اين مجازات و كيفر بود، چرا كه او حليم و بردبار بود، و نيز بسيار مهربان بود و نيز در همه جا به خدا رجوع مى‏كرد.

بنا بر اين اينكه بعضى گفته‏اند اگر مجادله ابراهيم با خدا بود كه معنى ندارد و اگر با فرستادگان او بود آنها نيز از پيش خود نمى‏توانستند كارى انجام دهند، پس در هر صورت اين مجادله نمى‏توانست صحيح باشد؟

پاسخ اين است كه در برابر يك حكم قطعى نمى‏توان گفتگو كرد، اما فرمانهاى غير قطعى را با تغيير شرائط و اوضاع مى‏توان تغيير داد چرا كه راه بازگشت در آن بسته نيست و به تعبير ديگر فرمانهايى است مشروط نه مطلق.

اما اينكه بعضى احتمال داده‏اند كه مجادله در باره نجات مؤمنان بوده و از آيه 31 و 32 سوره عنكبوت بر اين مطلب استشهاد كرده‏اند، آنجا كه مى‏گويد:

وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى‏ قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ:" هنگامى كه رسولان با بشارت نزد ابراهيم آمدند گفتند كه ما اهل اين قريه (شهر قوم لوط) را هلاك خواهيم كرد، چرا كه اهل آن ستمكارند ابراهيم گفت: در آنجا لوط زندگى مى‏كند گفتند ما به كسانى كه در آنجا هستند آگاهتريم، او و خانواده‏اش جز همسرش را كه در ميان قوم باقى ميماند نجات خواهيم داد".

صحيح نيست زيرا با آيه بعد كه هم اكنون از آن بحث خواهيم كرد به هيچوجه سازگار نمى‏باشد.