استخراج كرده ايم نتيجه اين ارقام حاصل شده است : ط يو مح لحـ يعنى جدى 16 درجه و 27 دقيقه و 48 ثانيه و 33 ثالثه . و هر گاه از عرض و بعد كوكب خبر دهند عدد اول ارقام درجه خواهد بود و باقى بهمان وزان مذكور دقيقه و ثانيه و ثالثه و هكذا تا بدان قدر كه حاجت افتد . و هيچيك از عرض و بعد از نود درجه تجاوز نمى كند و وجه آن بدانچه گفته ايم دانسته مى شود . در ارقام تقويم كوكب هيچگاه رقم اول از([ يا])تجاوز نمى كند زيرا كه دوره بروج تمام مى شود و نوبت به([ ها])مى رسد . و رقم دوم هيچگاه از([ ل])زياده نمى گردد زيرا همين كه به([ ل])رسيد وارد در برج بعد مى شود و([ ل])يك برج است كه بر عدد بروج اضافه مى شود مثلا اگر تقويم كوكبى([ دل نو])شده است به جزء اول برج سنبله رسيده است كه بايد آن را چنين نگاشت([ ه ها نو])يعنى سنبله هيچ درجه و 56 دقيقه . و به همين وزان ارقام دقائق و ثوانى و بعد آنها كه چون به شصت رسيدند 60 را يكى گرفته آن را بر رقم قبل آن مى افزاييم
چنانكه در حساب اعشارى ده بر يك گفته مى شود در اينجا سى بر يك و شصت بر يك است . خواجه نصير الدين طوسى در مدخل منظوم در بيان ارقام بروج گفته است :
مرد دانا دل ستاره شناس كه مر اين برج را نهاد اساس رقم برجها گه اعداد از حساب جمل گرفت و نهاد از حمل([ ها])الف زثور نشان باز جوزا و جيم از سرطان چون اسد دال گشت و سنبله ها و او ميزان نهاد و عقرب زا قوس حاطانشان جدى نهاد دلوى با الف بما هى داد بعد از هر برج برج ششم را نظير آن برج گويند مثلا ميزان نظير حمل و عقرب نظير ثور است . آنكه خواجه فرمود : با الف بماهى داد يعنى ى را با الف كه ياد مى شود به حوت داده است .
طول و عرض و بعد كوكب را دانسته ايم حال وقت آنست كه به ارتفاع و سمت آن و طول و عرض بلاد آشنا شويم و آن مبتنى بر معرفت دائره افق و دوائر ديگر است كه بايد از آسمان به زمين فرود آييم و نخست به دائره افق آگاهى يابيم زيرا كه دائره افق از دوائرى است كه به حسب نسبت افلاك با بقاع زمين حادث مى شود . هر شخص در هر نقطه بسيط ارض بوده باشد اگر خطى از مركز عالم بر استقامت قامتش از دو جانب سمت راس و سمت قدم او گذرد و به فلك اعلى منتهى شود