از سمت الراس ايشان بيست و سه درجه و كسرى زياده دور نشود بلكه هميشه از اين نزديكتر بود و ما مى بينيم كه در شهرهائى كه غايت ارتفاع آفتاب نزديك به اين مقدار باشد كه كمترين ارتفاعات خط استواء است مثلا خوارزم كه ارتفاع اول سرطان آنجا هفتاد ويكدرجه است و پنج درجه تفاوت با كمترين ارتفاعات خط استواء در حرارت مساوى است . پس موضعى كه هميشه ارتفاع آفتاب زياده از اين مقدار بود . گرماى زمستان آن موضع از گرماى تابستان خوارزم زياده بود چه هميشه در خوارزم ارتفاع آفتاب در سرطان كمتر است و در خط استواء بيشتر . و مصدق اين سخن آنست كه مى بينيم از هيئت و لون اهل رنج كه مساكن ايشان نزديك است به خط استواء پس خط استواء احر بقاع بود .
و محقق طوسى گفته كه چون در اين دو مقالت تامل رود معلوم شود كه اعتدال بمعنى تشابه احوال در خط استواء زيادت بود از آن كه در ديگر بقاع . و يمكن كه كيفيت حرارت از جهت تشابه چندان احساس نيفتد چه احساس هر محسوس كه متواتر باشد و از يكنوع بود ضعيف باشد و نيك معلوم نشود و آنچه بر عقب ضد طارى شود احساس او زيادت بود . و اما فرط كيفيت حرارت فى نفس الامر نيز آنجا بيشتر بود پس اعتدال بمعنى تكافؤ در حرارت و برودت از آنجا منتفى شود . پس بر تفسير اول سخن شيخ ابوعلى حق باشد و بر تفسير دوم سخن اين فاضل نيز حق بود . و ليكن در تقويت سخن شيخ كلامى دقيق مى توان بيان نمود و ليكن در اين كتاب بسطى چنان چندان لايق نمى نمايد . اگر خواهند از حواشى كه بر اين رساله نوشته شده طلب نمايند . اين بود سخن فاضل شاهمير در اينمقام . آرى بسى رد و ايراد در پيرامون عبارت حكايت شده از قانون شيخ پيش آورده اند و اينكه ما را انديشه بر اين است كه به همين اندازه آگاهى در اين باره بسند باشد و در آن كه گفته آمد فصول سال در خط استواء هشت است گشتى كنيم : بدان كه فصول سال در خط استواء هشت است : دو تابستان و ابتداى آن وقت رسيدن آفتاب به دو نقطه اعتدال باشد و نهايت آن وقت رسيدن آفتاب به نيمه ثور و عقرب و دو زمستان و ابتداى آن وقت رسيدن آفتاب به دو نقطه انقلاب باشد و انتهاى آن نيمه اسد و نيمه دلو و دو بهار و ابتداى آن وقت رسيدن آفتاب با واسط اسد و دلو باشد و انتهاى آن اول حمل و ميزان و دو خريف و ابتداى آن وقت رسيدن آفتاب با واسط ثور و عقرب باشد و انتهاى آن رسيدن آفتاب به انقلابين . و وجه اين قسمت فصول هشتگانه بر اثر قرب و بعد شمس بسمت راس آفاق استوائى باندك توجه ظاهر مى گردد .
تقسيم اقليم ارضى باقسام هفتگانه و اقليم هشتم سماوى كه عرض اقليم رؤيت بوده است و دانسته شده است