دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

به سمت راس نرسد چون آفاقى كه عرض آنها بيش از عرض اينجا ( اقليم چهارم ) است . سپس اين كه ديگر احوال سكان خط استواء برترى از ديگر اقاليم دارند كه احوالى متشابه و مانند هم اند زيرا كه در بر اثر مساوى دائمى بودن روز و شب آفاق استوائى حرارت روز به برودت شب تعادل مى يابد بخلاف غير استواء كه به علت درازى روز و كوتاهى شب احوال متشابه ندارند . و ديگر اين كه تابستان استواء را گرماى شديد نيست و همچنين زمستانشان را سرماى شديد نه زيرا كه خورشيد از سمت راس آن خيلى دور نمى شود و تفاوت تابستان و زمستان زياد نيست علاوه اين كه مدت هر يك از تابستان و زمستان كوتاه است چه هر يك يك ماه و نيم است زيرا كه فصول سال در خط استواء هشت است چنان كه در علم هيات مقرر است . اين بود ترجمه بيان صاحب مغنى در طب . و از اين گونه سخن ديگران نيز در موضوع مذكور دارند . ولكن اگر در عبارت مغنى دقت بسزا شود موارد جرح در آن بسيار ديده خواهد شد . وانگهى كسى را رسد كه بگوئيم هر چند اكثر خط استواء در اقيانوس كبير آرام و اقيانوس هند و اقيانوس اطلس افتاده است مع ذلك كمى آبادى خط استواء خود دليل بر عدم اعتدال آنست و اگر مزاج مردم آن اعدل امزجه باشد مى بايستى نوابغ و افاضل روزگار در فنون علوم و شعب صنايع و ديگر كمالات انسانى از آن آب و خاك برخيزند چه اين كه در صحف عقلى و عرفانى ثابت شده است كه اكمل نفوس به اعدل امزجه تعلق مى گيرد . و بقول خواجه طوسى در شرح فصل 26 نمط دوم اشارات شيخ رئيس كه آخرين فصل نمط مذكور است : ان انكسار تضاد الكيفيات و استقرارها على كيفيه متوسطة و حدانية نسبة ما الى مبدئها الواحد و بسببها يستحق لان يفيض عليها صورة او نفسا تحفظها فكلما كان الانكسار اتم كانت النسبة اكمل والنفس الفائضة بمبدئها أشبه . ملاعلى قوشچى در آخر باب دوم فارسى هيئت در خواص خط استواء گويد :

([ و بعضى علماء گفته اند كه اعدل بقاع بر روى زمين خط استواء است . و گويا از جهت تشابه احوال فصول گفته اند يعنى هميشه حال هوا به يكديگر نزديك است چه مواضعى كه بر خط استواء است مانند سودان مغرب و اسافل بربر و جنوب مصر و بلاد حبشه و زنج و جنوب سرانديب همه گرمسيرها بغايت است و اهل آن بقاع سياهان و جعد مويانند و از اعتدال مزاج در خلق و خلق نيك دور افتاده اند]). و فاضل شاه مير در شرح آن گويد : چه اعتدال باعث بر تناسب اعضاء است و خويهاى نيك و فهم و ذكاء و اين امور در ايشان مفقود است . و تفصيل اين سخن آنست كه شيخ ابوعلى گفته است كه اين موضوع اعدل بود چه حرارت روز و برودت شب متكافى باشند از جهت تساوى ليل و نهار و آفتاب بر سمت راس مكث بسيار ننمايد چه آفتاب در قريب دو نقطه اعتدال ميل از معدل يعنى از سمت الراس خط استواء بسرعت حاصل شود . و احر بقاع آنجا بود كه موازات مدار راس سرطان يا راس جدى بود كه روز بسيار دراز شود و مسامتت آفتاب مدتى بماند . و مقدم فخر الدين محمد رازى بر شيخ اعتراض كرده و گفته كه هر چند آفتاب بر سمت الراس ساكنان خط استواج مكثى زياده نكند اما هرگز

/ 526