دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی

حسن حسن زاده آملی

نسخه متنی -صفحه : 526/ 226
نمايش فراداده

پنج اند : عطارد زهره مريخ مشترى زحل . يعنى همه سيارات غير ماه و خورشيد و آنها را خمسه متحيره مى نامند . و سه ستاره ديگر كه بوسيله دوربين يافته اند : اورانوس نپتون فلوطن نيز در اين صفت با آن پنج سياره اول شريكند . و رجعت بدين معنى است كه هر يك مانند ماه و خورشيد از حمل بثور و از ثور بجوزا و همچنين بتوالى بروج مى روند آنگاه يك يا چند روز در يكجا مى ايستند آنگاه از همان راه كه آمده بودند باز بر مى گردند از ثور بحمل مى آيند و بار ديگر براه مستقيم اول مى افتند و همچنين اما چون مستقيم رفتنشان بيش از رجعت است همه دوره را طى مى كنند از ثور بجوزا از جوزا بسرطان بهمين ترتيب .

اين تفسير از حضرت امير المؤمنين عليه السلام مرورى است و علت اين تحير در علم نجوم قديم و جديد مذكور است ( ص 242 ط 1 )

تبصره

مختار ما در بيان كريمه ياد شده ( فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس ) آن بود كه نگاشته ايم . كنوس به استتار متحيره در تحت خورشيد كه به اصطلاح فن احتراق كوكب گويند نيز تفسير شده است چنانكه حكيم سبزوارى در غرر و استاد علامه شعرانى در نثر طوبى و جز آن قدس سرهما بدين وجه رفته اند . و اقوال ديگر در تفسير كريمه مذكور گفته اند كه با رجوع بكتب تفسير دانسته ميشود .

حكيم سبزوارى در دنباله و تتمه ابيات ياد شده غرر فرائد در ابتداى اين درس در مقدار حركت اولى و مطالب ديگر گويد :

يقطع حيث لفظ واحد قيلا من سطح ثان هغ قصو ميلا والثانى كرسى و عرش اطلس فى السبع خنس جوار كنس در بيت نخستين گويد : به مقدار زمان گفتن لفظ([ واحد])بدون تنوين حركت معدل در سطح منطقة البروج بمسافت پنجهزار و يكصد و نود و شش ميل شرعى كه يكهزار و هفتصد و سى و دو فرسخ است خواهد بود . و اين مطلب را از قبسات مير نقل كرده است . سخن حاجى بدان ماند كه شاعرى در وصف معراج گفته است([ : چو گفتى رفت و آمد رفت و آمد]). آرى شيخ رئيس در آخر رساله معراج در مراجعت حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و