دستكت بوسم بمالم پايكت وقت خواب آيد بروبم جايكت و نيز در دفتر دوم آن اين كاف را كاف رحمت خوانده است آنجا كه گويد :
آنغلامك را چو ديد اهل ذكا آن دگر را كرد اشارت كه بيا كاف رحمت گفتمش تصغير نيست جد چو گويد طفلكم تحقير نيست و استعمال كاف پسوند مفيد تصغير و تحقير نيز در زبان پارسى بسيار است و گاهى اين پديده هاى جوى را يعنى همان ذوات الاذناب و نيازك و اعمده را مى يابى كه به پيروى فلك در حركت اند . و پس از آن طبقه آتش است . و برخى از دانشمندان هوا را باعتبار مخالطت و عدم مخالطت آن با ابخره بر دو قسم كرده است : يكى هواى لطيف صافى از ابخره كه حد آن قريب به هفده فرسنگ است . و قسم دوم هواى كثيف مخلوط با ابخره كه آنرا كره بخار و عالم نسيم و كره ليل و نهار گويند . كره نسيم بدين سبب كه مهب رياح است . و كره ليل و نهار بدين جهت كه قابل ظلمت و نور است . كبودى كه گمان مى رود رنگ آسمان است در اين كره متخيل است متخيل بدان معنى كه در پيدايش رنگين كمان گفته آمد . و بدين اعتبار كه هوا بر دو قسم ياد شده منقسم شود عناصر مانند آسمانها به هفت قسم خواهند بود . سخن برخى از پيشينيان در پيدايش آخشيگ آتش اين است كه آخشيج هوا از محدب كره ارض تا مقعر فلك قمر را فرا گرفته بوده است و بر اثر اصطكاك و محاكه فلك قمر كه فلكى سريع السير است با هوا علاوه اين كه معدل النهار نيز شب و روزى يكدوره آنرا بخلاف توالى مى گرداند كم كم هواى مجاور فلك قمر گرم و تبديل به نار شده است و همينسان بتمادى حركت فلك قمر حجم كره نار فزونى يافته است كه لاجرم حجم نار محاذى منطقه فلك قمر بيش از حجم طرفين مجاور قطبين فلك است كه در نتيجه شكل كره نار محدب آن كروى و مقعر آن اهليلجى خواهد بود . اهليلج معرب هليله است يعنى مقعر كره نار بدين صورت است([ ش])60 و مجموع كره نار بدينصورت([ ش])61 .
و برخى گفته اند كه چون حركت فلك در قطبين ضعيف است هواى مجاور قطبين از اصطكاك و محاكه فلك تبديل به نار نمى گردد لذا مى بايستى مقعر كره نار بشكل هليلجى از دو طرف بريده بوده باشد بدين صورت([ ش])62 و لكن حدوث تير شهاب يعنى همان نيزك و نيازك در دو طرف قطب دليل است كه اين احتمال نادرست بوده باشد چه اگر دو طرف قطب عارى از نار بوده باشند تير شهاب در دو طرف قطب پديد نمى آيد . چون اين امور دانسته شد حالا در عبارت آغاز رساله تشريح الافلاك شيخ بهائى در نضد عالم جسمانى توجه بفرمائيد : ([ العالم الجسمانى كرة منضدة من ثلاث عشرة كرة متلاصفة : علاها الاطلس - الى قوله : ثم كرة النار هى متوازية السطحين . و قيل انها كروية المحدب الهيلجية المقعر لحدوثها بمشايعة الهواء فالاسرع اغلظ . و رد