دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی - نسخه متنی

حسن حسن زاده آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

الا عمدة و نحوها و ربما توجد متحركة بحركة الفلك تشييعا له ثم طبقة النار . و منهم من قسم الهواء باعتبار مخالطة الابخرة و عدمها بقسمين : احدهما الهواء اللطيف الصافى من الابخرة لانها تنتهى فى ارتفاعها الى حد لايتجاوزه و هو قريب من سبعة عشر فرسخا . و ثانيهما الهواء الكثيف المخلوط بالابخرة و يسمى كرة البخار و عالم النسيم و كرة الليل والنهار اذ هى مهب الرياح و القابلة للظلمة و النور و الزرقة التى يظن انها لون السماء انما يتخيل فيها . و بهذا الاعتبار يمكن ان تؤخذ الطبقات سبعا كالسموات . ( ص 18 ط اعلى چاپ شيخ احمد شيرازى ) يعنى عناصر در نزد جمهور بنا بر مشهور مانند افلاك نه طبقه اند : نخست طبقة زمين خالص است كه محيط بر مركز زمين است . پس از آن طبقه كلين است . پس از آن طبقه زمين آميخته با چيزهاى ديگر كه كانيها و رستنيها و جانوران از آن پديد مى آيند . پس از آن طبقه آب است .

پس از آن طبقه هواى مجاور زمين در ربع شمالى و مجاور آب در سه ربع ديگر . پس از آن طبقه زمهرير كه بسبب مخالطت هوا با ابخره و بالا نرفتن انعكاس اشعه بدانها سرد است . يعنى اشعه شمس كه بزمين رسيده اند شكسته مى شوند و منعكس مى گردند و بسوى بالا روى مى آورند لاجرم در سطح زمين زوايائى از انكسار و انعكاس اشعه خورشيد پديد مى آيند بدين سبب هواى ميان اين زوايا كه مجاور سطح ارض است گرم مى گردد بويژه اگر شمس بر سمت راس و يا قريب بدان بوده باشد كه مستقيم مى تابد چه اگر از سمت راس دور باشد مايل مى تابد و زواياى پديد آمده در سطح ارض از انكسار و انعكاس اشعه وى بدان حدت در صورت انكسار باستقامت نمى باشند . شكل 59 نمودى از انعكاس اشعه شمس در سطح ارض و حدوث زواياى انكسار اشعه است .

اين طبقه زمهرير منشا پيدايش ابرها و رعد و برق و صاعقه ها است . پس از آن طبقه هواى غالب بر نار است كه قريب به هواى خالص است . پس از آن طبقه دخانى است كه دودهاى برخاسته از زمين در آنجا متلاشى مى شوند و مضمحل مى گردند و بسان ستاره هاى دنباله دار و نيزك ها و عمودها و مانند آنها متكون مى شوند نيازك بتعريب جمع نيزك است و نيزك واژه پارسى است كه نيزه و كاف پسوند مفيد معنى([ مانند])است . چنانكه اين كاف را در محاورات روزانه خود بسيار بكار مى بريم . مثلا چون از برف يا گل يا ديگر جمادات پيكرى بشكل آدم ساختند مى گويند آدمك يعنى آدم نيست آدم نما است . لذا در گاه دشنام گويند فلان مردك و فلانه زنك يعنى مرد نيست مردنما است و زن نيست زن نما است كه بزبان عاميانه گويند مرديكه و زنيكه . و بهمين جهت عينك را عينك گويند كه چشم نيست چشم نما است و سمعك گوش نيست گوش نما است . و نيز در پارسى كاف مفيد ملاطفت و نوازش داريم مثلا در حكايت موسى ( ع ) و شبان دفتر دوم مثنوى عارف رومى از زبان شبان به خداوند آمده است :

/ 526