دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی

حسن حسن زاده آملی

نسخه متنی -صفحه : 526/ 349
نمايش فراداده

و مشرق طرف راست و مغرب طرف چپ به نسبت كسى كه رو به سوى شمال مى ايستد به بيانى كه در درس 43 گفته ايم .

تبصره

شكل نهم مقاله نخستين اصول در تنصيف زاويه است : نريد أن ننصف زاوية كزاوية - ب اح - الخ . و تنصيف قوس به شكل بيست و نهم مقاله سوم آنست : نريد أن ننصف قوسا كقوس - ب اح - الخ . قوس را به طريق ديگر نيز تنصيف توان كرد و آن اين كه در شكل 80 ( ش 80 ) مثلا هر يك از دو طرف قطر دائره را مثلا - اح - خط نصف النهار صورت دائره هنديه نام برده را مركز دائره قرار داد و به بعد قطر دو دائره رسم كرد كه لا محاله هر دو مساوى هم خواهند بود و در خارج دائره ياد شده نخستين يكديگر را در دو نقطه تقاطع خواهند كرد و چون بين دو نقطه تقاطع آن دو را به خطى مستقيم وصل كنند موضع تقاطع اين خط با محيط دائره نخستين كه دائره هنديه است از دو جانب يكى نقطه - ب - و ديگرى نقطه - د - خواهد بود كه - ب - در منتصف قوس - اب ح - واقع شده است و - د - در منتصف قوس - ادح - . ( شكل شماره 80 ) اين طريق را ابوريحان بيرونى در افراد المقال آورده است و به بلس يونانى Paulos) - ص 133 ترجمه تاريخ الحكماء قفطى ط 1 ) و به بجيانند با ناريسى نسبت داده است . ( افراد المقال في امر الضلال ط حيدرآباد ص 106 و 107 ) شبيه اين عمل را اقليدس در شكل اول مقاله أولاى اصول براى تحصيل مثلث متساوى الأضلاع بكار برده است زيرا كه هرگاه هر يك از - ا و - ح و - به خط مستقيم وصل شوند مثلث - ا ح و - متساوى الاضلاع حاصل خواهد شد .

نريد أن نرسم مثلثا متساوى الاضلاع على خط محدود الخ . و اين شكل ابسط اشكال هندسى است كه نخستين شكل اصول است . اين بود مطالب اصيلى كه در صنعت دائره هنديه دانستن آنها ضرورى است . براى تحصيل خط نصف النهار شروطى را بايد بكار برد تا عمل مطابق با واقع صورت پذيرد يعنى كه خط زوال به حقيقت در سطح نصف النهار بوده باشد درس بعد در بيان اين شروط است .

عبارت بيرونى در افراد المقال بدين صورت است([ : و بلس اليونانى و بجيانند الباناريسى يدير على كل واحد]). . . در تعليقه آن در چاپ ياد شده چنين آمده است([ : كذا في الأصل]). نگارنده گويد كه با نارس همان شهر بنارس است كه از نواحى هند در ساحل رود گنگ واقع است و برهمن ها آنرا مقدس مى دانند . بيرونى آنرا در قانون مسعودى از بلاد اقليم دوم بدين عبارت آورده است : مدينة با نارسى معظم عندهم و فيه يدرس غلومهم ( ص 554 ط حيدرآباد ) يعنى بنارس حوزه علميه زمان خود بود و هنديان آنرا بزرگ مى شمارند . و لكن بجيانند را در كتب تذكره نيافته ايم