شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

نسخه متنی -صفحه : 151/ 107
نمايش فراداده


  • سيهْ اژدها هُرم و افعى پرست و بر شانه اش ، مار كبراى مست پر از هُرم صحراى تفتيده بود

  • به چشمش ، سكوتى گران مى خزيد پر از هُرم صحراى تفتيده بود پر از هُرم صحراى تفتيده بود

O

  • شب رويش ناله ها از عطش شب سرخ آلاله ها، از عطش شبى ، چون رجزهاى نام آوران

  • نشان خطر داشت در دام شب شبى ، چون رجزهاى نام آوران شبى ، چون رجزهاى نام آوران

O

  • پر از موج شطِّ جنون در بغل پر از بوى فرياد خون ، در بغل نفير بلا، كربلا را گرفت

  • شبى مثل پهلوى شمشير سرخ نفير بلا، كربلا را گرفت نفير بلا، كربلا را گرفت

O

  • زمين كر شد از ناله كوس ها خطر آفرين ناى ناقوس ها نواى غم كودكان ، سرگرفت

  • به گوش فلك ، اضطرابى فكند نواى غم كودكان ، سرگرفت نواى غم كودكان ، سرگرفت

O

  • زمين و زمان جمله در تب نشست پريشان به گيسوى زينب نشست خطر، سايه افكند بر خيمه ها

  • نسيم سحر، مثل بهت شفق خطر، سايه افكند بر خيمه ها خطر، سايه افكند بر خيمه ها

O

  • و در كودكان ، اضطرابى عميق فرو رفته در كام خوابى عميق خدايى ترين بوى بيعت ، نشست

  • و چشمان ناباوران سحر خدايى ترين بوى بيعت ، نشست خدايى ترين بوى بيعت ، نشست

O

  • ز هفتاد و دو لاله ، در باغ دين به امداد فرياد: (هَل مِن معين) در آن دشت تبدار هنگامه خيز

  • به خون و عطش ، جمله پر پر شدند در آن دشت تبدار هنگامه خيز در آن دشت تبدار هنگامه خيز

O

  • فقط صحبت از خون و شمشير بود در اين سو: رجز، بانگ تكبير بود به ناگاه ، داغ زمين تازه شد

  • در آن سو: رجزهاى نامردمى به ناگاه ، داغ زمين تازه شد به ناگاه ، داغ زمين تازه شد