شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

نسخه متنی -صفحه : 151/ 52
نمايش فراداده

رباعى تصويرى سيّده راضيه هاشمى توجّه كنيد:


  • آغوش بهشت ، روى گلها وابود وقتى كه درِ باغ شهادت ، واشد انگار ميان لاله ها دعوا بود!(167)

  • از اشك ، زمين كربلا دريا بود انگار ميان لاله ها دعوا بود!(167) انگار ميان لاله ها دعوا بود!(167)

حسرت شهادت :

شـاعـر امـروز كـه با فروكش كردن شعله هاى جنگ تحميلى ، فرصت تماشاى صحنه هاى (ايثار) و (فداكارى)را از دست داده است ، و از اين كه نمى تواند به (خودآزمايى)در اين آزمـون دشوار و زيباى الهى بپردازد، متاءثّر است ، ولى هنوز در فضاى (شهادت)تنفّس مى كند، آن هم شهادتى كه او را تا مرز (بى نشانى)سوق دهد:

رضا اسماعيلى ، ابعاد اين حسرت دوست داشتنى را، هنرمندانه به تصوير كشيده است :


  • كاش مى شد، آسمانى مى شديم كاشكى ، چون داغ سرخ كربلا سهم ما، مى شد تمام زندگى گر شهيد بى نشانى مى شديم

  • چون شهيدان ، جاودانى مى شديم ريشه دار و باستانى مى شديم گر شهيد بى نشانى مى شديم گر شهيد بى نشانى مى شديم

و سرانجام ، با اظهار دلگيرى از (وسواس زمينى بودن) ، آرزوى آسمانى شدن را زمزمه مى كند:


  • تا به كى پابند وسواس زمين ؟! كاش مى شد آسمانى مى شديم (168)

  • كاش مى شد آسمانى مى شديم (168) كاش مى شد آسمانى مى شديم (168)

حضور در صحنه :

قـاسـم مـرام ، كـه راه خـود را از سـنـگـرهـا و خـاكـريـزهـاى هـشـت سال دفاع مقدّس به كربلا بازكرده است ، با عبور از مرز (حسرت)به ياران همراه نهيب مى زند كه پاى در ركاب كنند، چرا كه حسين تنها است :


  • ياران ! هله تا ز پا نمانيم آنجا كه ، حسين عاشقانه آنجا كه ، به رنگ سرخ گلهاست ياران ! بخدا حسين تنهاست

  • تا وادى كربلا، برانيم خون ريخت به رگْ رگ زمانه ياران ! بخدا حسين تنهاست ياران ! بخدا حسين تنهاست

و هـمـزمـان با جوانه زدن همين احساس (تنهايى)است كه خود را از تبار عاشوراييانى مى بيند كه در گفتن (لبّيك)به (حسينيان زمان)ترديد نمى كنند:


  • امروز، من از تبار خونم اسطوره خونم و قيامم من ، شعر رساى انقلابم لبّيك امام را، جوابم

  • من ، جوشش چشمه جنونم ماءموم نماز آن امامم لبّيك امام را، جوابم لبّيك امام را، جوابم

و در ظـلمت آباد روزگار (تنهايى) ، خود را در هياءت شهيدان زندهْ نامى احساس مى كند كه طلوع (ستاره اميد) را، بشارت مى دهند:


  • من ، نور ستاره اميدم من ، زنده هر زمان ، شهيدم (169)

  • من ، زنده هر زمان ، شهيدم (169) من ، زنده هر زمان ، شهيدم (169)