شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

نسخه متنی -صفحه : 151/ 56
نمايش فراداده


  • كوفه تا چه خواهد كرد در هجوم خنجرها؟ ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا

  • ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا ورنه ، خم نخواهد ماند پشت ذوالفقار اينجا

و بـا اسـتـعـانـت از نيروى لايزالى ايمان و توسّل به (گمشده همه انسان ها)، در گستره سبز (انتظار) به دعا نشسته است :


  • اى زلال روحانى ! چشمهْ چشمه جارى شو وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا

  • وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا وى شكوه بارانى ! نم نمى ببار اينجا

و از مـن و تـو مـى خـوانـد كـه در ايـن (سـنـگـسـتـان)از نـام و يـاد (شـهـدا) غافل نماييم :


  • در هجوم سنگستان ، ياد كن شهيدان را پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا

  • پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا پاره دلى بگذار روى هرمزار، اينجا

در ساحل سبز شهادت :

مـهـرى حـسـيـنـى در سـاحل سبز (شهادت)چشم به (دريا)يى دوخته كه بر روى نيزه ، جا گرفته است :


  • و سرخى ، گونه صحرا گرفته ست كنار ساحل سبز شهادت به روى نيزه ، دريا جا گرفته است

  • شقايق در شقايق ، پا گرفته ست به روى نيزه ، دريا جا گرفته است به روى نيزه ، دريا جا گرفته است

رقص شهادت :

زكـريـّا اخـلاقـى بـر اين باور ست كه جز شهيدان ، كسى به وجود واژه (ميلاد) در قاموس عاشورا پى نمى برد و راز اين تولّد دوباره را، درنمى يابد:


  • به معراج شجاعت ، جز شهيدان كس نمى بيند ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا

  • ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا ظهور واژه ميلاد در قاموس عاشورا

و بـا طـرح سؤ الى ، پرده از راز سماع (شقايق هاى عريان)برمى دارد كه بر زيبايى (جمال عاشورا) افزوده است :


  • مگر هنگامه رقص شقايق هاى عريان ست ؟ كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!

  • كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا! كه رنگين كرده پر در شطّ خون ، طاووس عاشورا!

و بـا بـشـارت تـداوم خـطِّ سـرخ عـاشـورا از يـاران هـمراه مى خواهد كه خواب دشمن را با (كابوس عاشورا) تعبير كنند:


  • شهيدى جاودان ، از كربلاى خون مى افشاند بر آريد از غلاف عشق ، تيغ شعله اى ياران ! كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)

  • به راه سرخ فردا، پرتو فانوس عاشورا كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176) كه بيند خصم دون ، تعبيرى از كابوس عاشورا(176)

كُلُّ يومٍ عاشورا:

محمّد خليلى مذنب (جمالى) ، دامنه هر روز را، ادامه گستره عاشورا و گوشهْ گوشه زمين را پر از شورش كربلا مى بيند كه معطّر به عطر شهيد و منوّر به نور لايزالى حسين است و از حضور حماسه شگرف عاشورا در تمامى عرصه هاى تاريخ خبر مى دهد و به تفسير هنرمندانه كُلُّ ارضٍ كربلا وَ كُلِّ يَومٍ عاشورا مى پردازد:


  • هميشه روز قيام حسين و عاشورا است به صفحهْ صفحه تاريخ ، تا ابد نقش ست حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)

  • تمام روى زمين : كربلا، شهيد، حسين حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177) حماسه هاى شگرفى كه آفريد حسين (177)

راز سرافرازى :

اسـتـاد عـبـّاس كـى مـنـش (مـشـفـق)كـاشـانـى ، شـورِ (سـاخـتـن)را در بـال (سـوخـتـن)و راز سـرافرازى را در (سرباختن)و در شعله هاى عشق الهى افروختن ، جستجو مى كند: