بیشترلیست موضوعات مقدمه بخش چهارم عنصر امر به معروف و نهي از منكر در نهضت حسيني جلسه اول عوامل موثر در نهضت حسيني جلسه دوم ارزش هر يك از عوامل جلسه سوم شرايط امر به معروف و نهي از منكر جلسه چهارم مراحل و اقسام امر به معروف و نهي از منكر جلسه پنجم ارزش امر به معروف و نهي از منكر از نظر علماي اسلام جلسه ششم كارنامه ما در امر به معروف و نهي از منكر جلسه هفتم تاثير امر به معروف و نهي از منكر اهل بيت امام پس از حادثه كربلا بخش پنجم شعارهاي عاشورا بخش ششم تحليل واقعه عاشورا بخش هفتم ماهيت قيام حسيني توضیحاتافزودن یادداشت جدید اين موضوع اهميت داده است . البته اين امر ، يك بحث تاريخي لازم دارد تا روشن شود كه چطور شد در طول تاريخ اين موضوع به اين عظمت و اهميت ، در دنياي اسلام هضم و تحليل رفت و روز بروز كوچكتر شد .و بايد انصاف داد كه از نظر علمي يعني از نظر بحث در كتابها ، سني ها در اين مبحث بيش از ما شيعه ها بحث كرده اند . اگر كتابهاي فقهي شيعه از " كتاب الصلوه " گرفته تا " كتاب الديات " را در مقابل فقه اهل تسنن قرار دهيم مي بينيم در تمام ابواب ، فقه شيعه در مجموع دقيقتر ، مشروحتر ، مفصلتر ، متين تر و مستدل تر است ، و من مي توانم اين مطلب را ثابت كنم . ولي متاسفانه در كتب فقهي ما در ميان همه ابواب ، باب امر به معروف و نهي از منكر خيلي كوچك شده است .البته در ميان سني ها هم عملا كوچك شد . معتزله كه يكي از فرقه هاي متكلمين اهل تسنن هستند ، امر به معروف و نهي از منكر را از اصول دين مي دانند نه از فروع دين . شيعه مي گويد اصول دين پنج تا و فروع دين ده تا يا هشت تا استو در ميان اصول دهگانه ، امر به معروف و نهي از منكر را ذكر مي كند ، ولي معتزله به پنج اصل در دين قائل هستند كه يكي از آنها امر به معروف و نهي از منكر است . اما خود اينها تدريجا در كتابهاي خود از اين بحث پرهيز كرده و آن را كوچك كردند.مورخين اجتماعي مي گويند علتش برخوردي بود كه بحث در اين موضوع با سياستهاي وقت داشت . چون اين بحث به اصطلاح به قباي خلفاي وقت بر مي خورد و آنها مزاحمت ايجاد مي كردند ، معتزله مجبور بودند كه آن را در كتابهاي خود نياورند و يا كم بياورند ، با اينكه اصلي از اصول دينشان شمرده مي شد . انصافا در ميان ما شيعيان نيز اين مطلب خيلي كوچك شده است تا آنجا كه چند قرن است كه درباره امر به معروف و نهي از منكر در رساله هاي عمليه مطلبي نمي نويسند . تا آنجا كه من ديده ام ،در ميان رساله هاي علميه ، آخرين كتابي كه اين موضوع را مطرح كرده " جامع عباسي " شيخ بهائي است كه تقريبا مربوط به سه و نيم قرن پيش است . ديگر بعد از آن ، اين موضوع حتي از رساله هاي عمليه هم به طور كلي حذف شده است .در صورتي كه امر به معروف و نهي از منكر مثل نماز و روزه است . نبايد دفن شود . اين كه مسئله عبيد و اماء نيست كه بگوئيم امروز برده اي در دنيا نيست كه بخواهيم روي آن بحث كنيم و درست هم هست . زماني كه برده وجود داشته باشد، بحث درباره احكامي كه در اسلام به نفع بردگان وجود دارد خوب است . وقتي برده اي نيست ، ديگر بحث درباره آن به طور كلي غلط و بي فايده ا ست . ولي امر به معروف و نهي از منكر موضوعي نيست كه از بين برود .هميشه وجود دارد و بايد در راس مسائل قرار گيرد . هميشه بايد مطرح شود تا آن را فراموش نكنيم . بعضي از مستشرقين اروپايي نسبت به اسلام ادعايي دارند ( يا بگويم افترايي وارد مي كنند ) و در بسياري از كتابهاي خود تكرار مي كنند .آنها اسلام را متهم مي كنند كه دين قضا و قدري است ، ديني است كه براي بشر هيچگونه نقش فعال و مسئوليتي قائل نيست ، تعليم مي دهد كه بايد وظايف بشر را به خدا واگذار كرد ، تو بايد همينطور منتظر باشي ببيني خدا چه مي كند . ادعا مي كنند كه اسلام براي بشر آزادي و اختيار قائل نيست ، هر چه هست خدا و اراده اوست ، اساسا انسان در اين زمينه كاره اي نيست ، بنابراين مسئوليت و تعهدي هم ندارد . اين ، افتراي محض است . اتفاقا قرآن يهوديها را به همين جرم محكوم مي كند .وقتي موسي به آنها گفت : يا قوم ادخلوا الارض المقدسه التي كتب الله لكم ( 1 ) به موسي گفتند : اذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون ، ( 2 ) موسي ! ما بر جاي خود نشسته ايم ، تو و خدا برويد بجنگيد و دشمن را از سرزمين ما خارج كنيد ،بعد ما وارد مي شويم ! در جنگ بدر وقتي پيغمبر اكرم با اصحاب خود مشورت مي كرد ، فرمود شما چه نظري داريد ؟ حال كه كاروان فرار كرده است آيا به استقبال دشمن برويم يا به مدينه برگرديم ؟ هر كس اظهار نظري كرد ، ابوذر غفاري يا مقداد كندي ، يكي از اين دو بزرگوار گفت : يا رسول الله ! ما كه مثل بني اسرائيل نمي گوئيم : اذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون ، تو و خدا برويد انجام بدهيد ، ما وظيفه اي نداريم . ما مي گوئيم هر چه تو فرمان بدهي همان است ،اگر بگويي خودتان را به دريا بريزيد ، مي ريزيم ، بگويي آتش بزنيد ، مي زنيم . به علاوه اين قرآن است كه در موضوع آزادي انسان و مسئوليت و تعهد شخصي او در برابر خود و تكليفش فرياد مي زند :
1 - سوره مائده ، آيه 21 : [ اي قوم من به سرزمين مقدسي كه خدا برايتان نوشته داخل شويد . ] 2 - سوره مائده ، آيه . 24