حماسه حسینی جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حماسه حسینی - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


گفت و به اصطلاح كلمه استرجاع را به زبان آورد ، همه به يكديگر گفتند اين جمله براي چه بود ؟ آيا خبر تازه اي است ؟ فرزند عزيزش ، همان كسي كه اباعبدالله عليه السلام او را بسيار دوست مي داشت و اين را اظهار مي كرد ، و علاوه بر همه مشخصاتي كه فرزند را براي پدر محبوب مي كند ، خصوصيتي باعث محبوبيت بيشتر او مي شد و آن ، شباهت كامل بود كه به پيغمبر اكرم ( ص ) داشت ، ( حال چقدر انسان ناراحت مي شود كه چنين فرزندي در معرض خطر قرار گيرد ! ) يعني علي اكبر جلو مي آيدو عرض مي كند : يا ابتا لم استرجعت ؟ چرا انالله و انا اليه راجعون گفتي ؟ فرمود : در عالم خواب صداي هاتفي به گوشم رسيد كه گفت : القوم يسيرون و الموت تسير بهم . اين قافله دارد حركت مي كند ولي مرگ است كه اين قافله را حركت مي دهد .

اينطور از صداي هاتف فهميدم كه سرنوشت ما مرگ است ، ما داريم به سوي سرنوشت قطعي مرگ مي رويم . [ علي اكبر سخني مي گويد ] درست نظير همان حرفي كه اسماعيل ( ع ) به ابراهيم ( ع ) مي گويد ( 1 ) .


1 - وقتي ابراهيم ( ع ) به اسماعيل ( ع ) مي گويد فرزندم ! مكرر در عالم رويا مي بينم و اينطور مي فهمم كه ديگر روياي عادي نيست بلكه يك وحي است و من از طرف خدا مامورم سر تو را ببرم ( ابراهيم به فلسفه اين مطلب آگاه نيست ولي يقين كرده است كه امر خداست ) ، اين فرزند چه مي گويد ؟ آيا مثلا گفت : بابا ! خواب است ، اگر خواب مردن كسي را ببينيد عمرش زياد مي شود ، انشاء الله عمر من زياد مي شود ؟ نه .

/ 95