حماسه حسینی جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حماسه حسینی - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


چشمه اي در مدينه است كه هنوز هم آب آن جاري است و مروان حكم آن را جاري كرده است . گفت بسيار خوب ، تشريف ببريد . مروان حكم گفت چه مي گويي ؟ ! اگر از اينجا برود معنايش اينست كه بيعت نمي كنم . آيا اگر از اينجا برود بيعت خواهد كرد ؟ ! فرمان خليفه را اجرا كن . امام گريبان مروان را گرفت و او را بالا برد و محكم به زمين كوبيد .

فرمود : تو كوچكتر از اين حرفها هستي . سپس بيرون رفت و بعد از آن ، سه شب ديگر هم در مدينه ماند . شبها سر قبر پيغمبر اكرم مي رفت و در آنجا دعا مي كرد . مي گفت خدايا راهي جلوي من بگذار كه رضاي تو در آن است .

در شب سوم ، امام سر قبر پيغمبر اكرم ( 1 ) مي رود ، دعا مي كند و بسيار مي گريد و همانجا خوابش مي برد . در عالم رويا پيغمبر اكرم را مي بيند ، خوابي مي بيند كه براي او حكم الهام و

1 - جايي كه اكنون مدفن مقدس پيغمبر اكرم است خانه پيغمبر و حجره عايشه بوده است .

/ 95