حماسه حسینی جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حماسه حسینی - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


را بگويم جانم در خطر است ، آبرويم در خطر است ، اجتماع نمي پسندد ، از اين مزخرفها ؟ ! بنابراين امر به معروف و نهي از منكر در مسائل بزرگ مرز نمي شناسد . هيچ چيزي ، هيچ امر محترمي نمي تواند با امر به معروف و نهي از منكر برابري كند ، نمي تواند جلويش را بگيرد . اين اصل دائر مدار اينست كه موضوع امر به معروف و نهي از منكر چيست . اينجاست كه مي بينيم حسين بن علي ارزش امر به معروف و نهي از منكر را چقدر بالا برد.

همانطور كه اصل امر به معروف و نهي از منكر ، ارزش نهضت حسيني را به بياني كه قبلا عرض كردم بالا برد ، نهضت حسيني نيز ارزش امر به معروف و نهي از منكر را بالا برد . چون حسين بن علي فهماندكه انسان در راه امر به معروف و نهي از منكر به جايي مي رسد كه مال و آبروي خودش را بايد فدا كند ، ملامت مردم را بايد متوجه خودش كند ، همانطور كه حسين كرد . احدي نهضت حسيني را تصويب نمي كرد.

البته در سطحي كه آنها فكر مي كردند ، درست هم فكر مي كردند ، ولي در سطحي كه حسين بن علي فكر مي كرد ، ماوراي حرف آنها بود . آنها در اين سطح فكر مي كردند كه اگر اين مسافرت براي به دست گرفتن زعامت است ،عاقبت خوشي ندارد ، و راست هم مي گفتند . خود امام هم در روز عاشورا وقتي كه اوضاع و احوال را به چشم ديد ، فرمود : لله در ابن عباس ينظر من ستر رقيق ، مرحبا به پسر عباس كه حوادث را از پشت پرده نازك مي بيند .

تمام اوضاع امروز ، وضع مردم كوفه و وضع اهل بيت مرا در مدينه به من گفت . ابن عباس به امام حسين ( ع ) مي گفت : تو اگر به كوفه بروي ، من يقين دارم كه مردم كوفه نقض عهد مي كنند . بسياري از افراد ديگر نيز اين سخن را مي گفتند . در جواب بعضي سكوت مي كرد . در جواب يكي از آنها گفت : لا يخفي علي الامر مطلبي كه تو مي گويي ، برخودم نيز پنهان نيست ، خودم هم مي دانم.

اباعبدالله ( ع ) در چنين جرياني ثابت كرد كه به خاطر امر به معروف و نهي از منكر ، به خاطر اين اصل اسلامي مي توان جان داد ، عزيزان داد ، مال و ثروت داد ، ملامت مردم را خريد و كشيد . چه كسي توانسته است در دنيا به اندازه حسين بن علي به اصل امر به معروف و نهي از منكر ارزش بدهد ؟معني نهضت حسيني اينست كه امر به معروف و نهي از منكر آنقدر بالاست كه تا اين حد در راه آن مي توان فداكاري كرد . ديگر با نهضت حسيني جايي براي اين سخن باقي نمي ماند كه امر به معروف و نهي از منكر مرز مي شناسد . خير ، مرز نمي شناسد . بله ، مفسده مي شناسد.

يعني آنها كه مي گويند امر به معروف و نهي از منكر مشروط به عدم مفسده است ، درست مي گويند . اگر هم ضرر را به معني مفسده مي گيرند ، درست مي گويند . بدين معني كه ممكن است من گاهي امر به معروف و نهي از منكر بكنم ، بخواهم خدمتي به اسلام بكنم ، ولي همين امر به معروف و نهي از منكر من مفسده ديگري براي اسلام به وجود آورد نه براي من . مفسده اي براي اسلام به وجود آورد كه آن مفسده از اين خدمتي كه من از اين راه به اسلام مي كنم ، بيشتر است.

بسيارند افرادي كه نهي از منكر مي كنند ولي نه تنها نتيجه اي نمي گيرند ، بلكه با نهي از منكرشان آن كسي را كه نهي از منكر مي كنند به كلي از دين بري مي كنند . من مسئله ترتب مفسده را مي پذيرم اما مسئله ضرر را ، آنهم ضرر شخصي كه مرز امر به معروف و نهي از منكر ، ضرر شخصي است ( درباره هر موضوعي مي خواهد باشد ) نمي پذيرم ،به دليل اينكه حسين بن علي نپذيرفت و به دلائل ديگر كه فعلا مجال بحث در آنها نيست . حسين بن علي ( ع ) به اين اصل تمسك كرد و اثبات نمود كه من به اين دليل قيام كردم ، يا لااقل يكي از عوامل و عناصري كه مرا به اين نهضت وادار كرد ،همين است . او در زمان معاويه علائم و قرائني نشان مي داد كه معلوم بود خودش را براي قيام آماده مي كند . صحابه پيغمبر را در مني جمع كرد و براي آنها صحبت نمود آنها را روشن كرد ، حقايق را به آنها گفت ، مفاسد اوضاع را برايشان نماياند ،فرمود شما هستيد كه چنين وظيفه اي داريد . آن حديث معروف بسيار مفصل و عالي كه در " تحف العقول " هست اين جريان را و اينكه حسين بن علي چگونه فكر مي كرده است ، كاملا نشان مي دهد . حسين ( ع ) در اواخر عمر معاويه نامه اي به او مي نويسدو او را زير رگبار ملامت خود قرار مي دهد و از آن جمله مي گويد : معاويه بن ابي سفيان ! به خدا قسم من از اينكه الان با تو نبرد نمي كنم ، مي ترسم دربارگاه الهي مقصر باشم . مي خواهد بگويد خيال نكن اگر حسين امروز ساكت است ، در صدد قيام نيست .

من به دنبال يك فرصت مناسب هستم تا قيام من موثر باشد و مرا در راه آن هدفي كه براي رسيدن به آن كوشش مي كنم ، يك قدم جلو ببرد . روز اولي كه از مكه بيرون مي آيد ، در وصيتنامه اي كه به محمد ابن حنفيه مي نويسد ، صريحا مطلب را ذكر مي كند : اني ما خرجت اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما ، و انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي ، اريد عن آمر بالمعروف و انهي عن المنكر ( 1 ) . اباعبدالله در بين راه ، در مواقع متعدد به اين اصل تمسك مي كند ،و مخصوصا در اين مواقع ، اسمي از اصل دعوت و اصل بيعت نمي برد . عجيب اينست كه در بين راه هر چه كه قضاياي وحشتناكتر و خبرهاي مايوس كننده تر از كوفه مي رسيد ، خطبه اي كه حسين مي خواند ، از خطبه قبلي داغتر بود .

گويا بعد از رسيدن خبر شهادت مسلم ، اين خطبه معروف را مي خواند : ايها الناس! ان الدنيا قد ادبرت و اذنت بوداع ، و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت بصلاح اقتباس از كلمات پدر بزرگوارش است .

سپس مي فرمايد : الا ترون ان الحق لا يعمل به ، و ان الباطل لا يتناهي عنه ؟ ليرغب المومن في لقاء الله محقا ( 2 ) . آيا نمي بينيد به حق عمل نمي شود ؟ آيا نمي بينيد قوانين الهي پايمال مي شود ؟ آيا نمي بينيد اينهمه مفاسد پيدا شده واحدي نهي نمي كندو احدي هم باز نمي گردد ؟ ليرغب المومن في لقاء الله محقا در چنين شرايطي يك نفر مومن ( نفرمود : من كه حسين بن علي هستم دستور خصوصي دارم ، من چون امام هستم وظيفه ام اينست ) بايد از جان خود بگذرد و لقاء پروردگار را در نظر بگيرد . در چنين شرايطي از جان بايد گذشت . يعني امر به معروف و نهي از منكر ، اينقدر ارزش دارد .

1 - مقتل خوارزمي ج 1 ص . 188

2 - تحف العقول ص 245 با اندكي اختلاف .

/ 95