حماسه حسینی جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حماسه حسینی - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


من مي دانم پايان كار چيست ، ولي نمي توانم و نبايد خودم را كنار بكشم كه بگويند او خودش نمي خواست و اگر مي آمد ، مسلما همه اتفاق آراء پيدا مي كردند . عبدالرحمن اول آمد سراغ علي ( ع ) ، گفت : علي ! آيا حاضري با من بيعت كني، به اين شرط كه خلافت را به عهده بگيري و بر طبق كتاب الله ( قرآن ) و سنت پيغمبر و سيره شيخين عمل كني ؟ يعني علاوه بر كتاب الله و سنت ، يك امر ديگري هم اضافه شد سيره يعني روش . روش زمامداري و رهبري تو ، همان روش شيخين ( ابوبكر و عمر ) باشد . ببينيد علي چگونه در اينجا بر سر دو راهي تاريخ قرار مي گيرد .

در چنين موقعيتي هر كس پيش خود به علي مي گويد اكنون وقت تصاحب خلافت است ، دو راهي تاريخ است ، خلافت را يا بايد بني اميه ببرند يا تو . يك دروغ مصلحتي بگو . ولي علي گفت : حاضرم قبول بكنم كه به كتاب الله و سنت رسول الله و روشي كه خودم انتخاب مي كنم ،عمل كنم . عبدالرحمن بن عوف رفت سراغ عثمان و همان سؤال را تكرار كرد . عثمان گفت حاضرم ، در صورتي كه نه به كتاب الله عمل كرد ، نه به سنت رسول الله و نه حتي به روش شيخين . اين قضيه سه بار تكرار شد . عبدالرحمن مي دانست كه علي از حرف خودش بر نمي گرددو نمي آيد در اينجا روش رهبري شيخين را امضاء كند و بعد گفته خود را پس بگيرد . در اين صورت ، علي خودش را قرباني خلافت كرده بود . در هر سه نوبت ، علي ( ع ) پاسخ داد : بر طبق كتاب الله ، سنت رسول الله و روشي كه خودم انتخاب مي كنم و اجتهاد راي - آنطور كه خودم اجتهاد مي كنم - عمل مي كنم . عبدالرحمن گفت : پس قضيه ثابت است ، تو نمي خواهي به روش آن دو نفر باشي ، تو مردود هستي . با عثمان بيعت كرد . عثمان به اين شكل خليفه شد . ولي همين عثمان ، نه تنها امثال عمار و ابوذر را به زندان انداخت ،تبعيد كرد ، شلاق زد و عمار را آنقدر كتك زد كه اين مرد شريف ، فتق پيدا كرد ، بلكه وقتي كه سوار كار شد ، كم كم به همين عبدالرحمن بن عوف هم اعتنايي نمي كرد ، به طوري كه عبدالرحمن در پنج شش سال آخر عمرش با عثمان قهر بود و گفت : وقتي من مردم ، راضي نيستم عثمان بر جنازه من نماز بخواند . ممكن است شما بگوئيد : چرا علي ( ع ) آنگونه پاسخ داد ؟ او بايد مي گفت من بيعت مي كنم بر كتاب الله و سنت رسول الله ، و بعد ديگر نمي گفت روشي كه خودم انتخاب مي كنم ، فقط روش دو خليفه را رد مي كرد .

مي گفت ما غير از كتاب خدا و سنت رسول الله ، شي ء سومي نداريم . ولي شي ء سوم را علي ( ع ) قبول داشت اما نه به آن شكلي كه آنها مي خواستند . اين امر سوم ، در شكلي كه ابوبكر و عمر عمل كردند ، غلط بود ، شكل ديگري داردكه پيغمبر به آن شكل عمل كرد و علي هم مي خواست به آن شكل عمل كند . اين امر ، مسئله رهبري است . كتاب و سنت ، قانون است . شك نيست كه رهبر ملتي كه آن ملت از يك مكتب پيروي مي كند ، اولين چيزي كه بايد بدان متعهد و ملتزم باشد ، دستورات آن مكتب است ، و بايد به آنها احترام بگذارد . دستورات مكتب در كجا بيان شده ؟ در كتاب و سنت . ولي كتاب و سنت ، قانون است و طرز اجرا و پياده كردن مي خواهد . روش اجرا و روش حركت دادن مردم بر اساس كتاب و سنت را " سيره " مي گويند . سيره در زبان عربي ، به اصطلاح علماي ادب بر وزن فعله است . در زبان عربي ، يك فعله داريم و يك فعله در " الفيه ابن مالك " آمده است :

و فعله لمره كجلسه و فعله لهيئه كجلسه عرب اگر چيزي را بر وزن فعله گفت ، يعني عملي را يك بار انجام دادن ، و اگر بر وزن فعله گفت ، يعني عملي را به گونه اي خاص انجام دادن . يعني در لفظ فعله ، گونه خاص خوابيده است . كلمه سيره از ماده سير است . سير يعني حركت ، ولي سيره يعني حركت به گونه خاص ، حركت به روش خاص .

رهبر كسي است كه مردم را به دنبال خودش حركت مي دهد . حال ممكن است يك رهبر هم پيدا بشود كه مردم را ساكن نگاه دارد . او ديگر رهبر نيست . همه رهبران ، امتها و ملتها را به حركت در مي آورند ، ولي بحث ، در نحوه و گونه حركت ، شكل و تاكتيك حركت است .

پيغمبر اكرم شئون و مناصب مختلفي از جانب خدا دارد . او نبي و رسول است ، يعني پيام خدا را مي رساند . پيغمبر از آن نظر كه پيام خدا را مي رساند ، جز يك پيام رسان چيز ديگري نيست . آيه قرآن بر قلب مباركش نازل مي شود ، بر مردم تلاوت مي كند ، هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته ( 1 ) . يك شان پيامبر ، شان يك مبلغ و شان يك معلم است .

1 - سوره جمعه ، آيه .

2 دستورات خدا را به مردم ابلاغ مي كند و به آنها آنچه را كه نمي دانند ، تعليم مي كند .

/ 95