حماسه حسینی جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حماسه حسینی - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


و نقش بسيار موثري در سرنوشت كشورهاي اسلامي داشت و اگر مردم كوفه در پيمان خود باقي مي ماندند احتمالا امام حسين عليه السلام موفق مي شد . كوفه آنوقت را با مدينه با مكه آنوقت نمي شد مقايسه كرد ، با خراسان آنوقت هم نمي شد مقايسه كرد ،رقيب آن فقط شام بود . حداكثر تاثير دعوت مردم كوفه ، در شكل اين نهضت بود يعني در اين بود كه امام حسين از مكه حركت كند و آنجا را مركز قرار ندهد ( البته خود مكه اشكالاتي داشت و نمي شد آنجا را مركز قرار داد . ) ، پيشنهاد ابن عباس را براي رفتن به يمن و كوهستانهاي آنجا را پناهگاه قرار دادن ، نپذيرد ، مدينه جدش را مركز قرار ندهد ، بيايد به كوفه . پس دعوت مردم كوفه در يك امر فرعي دخالت داشت ، در اينكه اين نهضت و قيام در عراق صورت گيرد ، والا عامل اصلي نبود . وقتي امام در بين راه به سر حد كوفه مي رسد با لشكر حر مواجه مي شود .

به مردم كوفه مي فرمايد : شما مرا دعوت كرديد . اگر نمي خواهيد بر مي گردم . معنايش اين نيست كه بر مي كردم و با يزيد بيعت مي كنم و از تمام حرفهايي كه در باب امر به معروف و نهي از منكر ، شيوع فسادها و وظيفه مسلمان در اين شرايط گفته ام ، صرف نظر مي كنم ، بيعت كرده و در خانه خود مي نشينم و سكوت مي كنم . خير ، من اين حكومت را صالح نمي دانم و براي خود وظيفه اي قائل هستم . شما مردم كوفه مرا دعوت كرديد ، گفتيد : " اي حسين ! ترا در هدفي كه داراي ياري مي دهيم ، اگر بيعت نمي كني ، نكن . تو به عنوان امر به معروف و نهي از منكر اعتراض داري ، قيام كرده اي ، ما ترا ياري مي كنيم . " من هم آمده ام سراغ كساني كه به من وعده ياري داده اند . حال مي گوئيد مردم كوفه به وعده خودشان عمل نمي كنند ، بسيار خوب ما هم به كوفه نمي رويم ، بر مي گرديم به جايي كه مركز اصلي خودمان است .

به مدينه يا حجاز يا مكه مي رويم تا خدا چه خواهد . به هر حال ما بيعت نمي كنيم ولو بر سر بيعت كردن كشته شويم . پس حداكثر تاثير اين عامل يعني دعوت مردم كوفه اين بوده كه امام را از مكه بيرون بكشاند ، و ايشان به طرف كوفه بيايند . البته نمي خواهم بگويم كه واقعا اگر اينها دعوت نمي كردند ،امام قطعا در مدينه يا مكه مي ماند ، نه ، تاريخ نشان مي دهد كه همه اينها براي امام محذور داشته است . مكه هم از نظر مساعد بودن اوضاع ظاهري وضع بهتري نسبت به كوفه نداشت . قرائن زيادي در تاريخ هست كه نشان مي دهد اينها تصميم گرفته بودند كه چون امام بيعت نمي كند ، در ايام حج ايشان را از ميان بردارند . تنها نقل " طريحي " نيست ، ديگران هم نقل كرده اند كه امام از اين قضيه آگاه شد كه اگر در ايام حج در مكه بماند ممكن است در همان حال احرام كه قاعده كسي مسلح نيست ، مامورين مسلح بني اميه خون او را بريزند ، هتك خانه كعبه شود ، هتك حج و هتك اسلام شود . دو هتك : هم فرزند پيغمبر ، در حال عبادت ، در حريم خانه خدا كشته شود ، و هم خونش هدر رود . بعد شايع كنند كه حسين بن علي با فلان شخص اختلاف جزئي داشت و او حضرت را كشت و قاتل هم خودش را مخفي كرد ، و در نتيجه خون امام به هدر رود . امام در فرمايشات خود به اين موضوع اشاره كرده اند . در بين راه كه مي رفتند ، شخصي از امام پرسيد : چرا بيرون آمدي ؟ معني سخنش اين بود كه تو در مدينه جاي امني داشتي ، آنجا در حرم جدت ، كنار قبر پيغمبر كسي متعرض نمي شد . يا در مكه مي ماندي كنار بيت الله الحرام اكنون كه بيرون آمدي براي خودت خطر ايجاد كردي . فرمود : اشتباه مي كني ، من اگر در سوراخ يك حيوان هم پنهان شوم آنها مرا رها نخواهند كرد تا اين خون را از قلب من بيرون بريزند . اختلاف من با آنها اختلاف آشتي پذيري نيست .

آنها از من چيزي مي خواهند كه من به هيچ وجه حاضر نيستم زير بار آن بروم . من هم چيزي مي خواهم كه آنها به هيچ وجه قبول نمي كنند . عامل سوم امر به معروف است . اين نيز نص كلام خود امام است . تاريخ مي نويسد : محمد ابن حنفيه برادر امام در آن موقع دستش فلج شده بود ، معيوب بود قدرت بر جهاد نداشت و لهذا شركت نكرد . امام وصيتنامه اي مي نويسد و آن را به او مي سپارد : هذا ما اوصي به الحسين بن علي اخاه محمدا المعروف بابن الحنفيه . در اينجا امام جمله هايي دارد : حسين به يگانگي خدا ، به رسالت پيغمبر شهادت مي دهد . ( چون امام مي دانست كه بعد عده اي خواهند گفت حسين از دين جدش خارج شده است ) . تا آنجا كه راز قيام خود را بيان مي كند : اني ما خرجت اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي، اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي بن ابي طالب عليه السلام ( 1 ) .


1 - مقتل خوارزمي . 188 / 1

/ 95