عليهماالسلام وعده اي مي دهد و ان شاءاللّه مي گويد تا آنها را آرام كند، به وعده او عمل مي كند و براي حسن(ع) و حسين(ع) لباسي از بهشت مي فرستد تا فاطمه هميشه و هر جا «صدّيقه» باشد.25بي شك اگر شناخت و معرفتي اندك نسبت به اين صفت قدسي فاطمه(ع) وجود داشت و پس از رحلت رسول خدا(ص) سخن او را در باره «امامت» و «وصيت رسول خدا(ص)» در باره فدك مي پذيرفتند و چون پاك سيرتان، فاطمه(ع) را «راستگو»، «صدّيقه»، «صادقه» و «صدوقه» مي دانستند، خطا و خلافي اينچنين فجيع در تاريخ اسلام و بشريت رخ نمي داد و هرگز شهادت شخصيت هايي چون علي(ع)، حسن و حسين عليهماالسلام و ام ايمن، بانوي بهشتي و راستگو رد نمي شد و شيعه شيفته و تمامي انسان هاي خردپيشه، غمي سخت و سنگين و اندوهي تلخ و تاريك در انديشه و احساس خويش نسبت به آن حادثه بي جبران تحمل نمي كردند.فرازي ديگر از بينش ها و روش هاي اخلاقي فاطمه(ع)، «رضايت» زهراي مرضيه(ع) است، فضيلتي بس والا كه خشنودي و پذيرش قلبي انسان را نسبت به داده ها و نداده هاي الهي در پي دارد و به دنبال رضايت فرد از پروردگار، رضايت خداوند از انسان پديد مي آيد كه به آن «رضوان الهي» گويند؛ نعمتي معنوي و ابدي كه «حيات طيّبه» و «بهشت حضور» را به دنبال دارد و انسان شايسته را كه داراي «نفس مطمئن» است، داخل بندگان خاص خدا و بهشت برين و فردوس ويژه الهي مي كند:«يا أَيَّتُها النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارجِعي إِلي رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيّةً فَادْخُلي فِي عِبادِي وَ ادْخُلي جَنّتي؛26اي نفس مطمئنه، خشنود و خداپسند به سوي پروردگارت باز گرد و در ميان بندگان من در آي و در بهشت من داخل شو.»اين مقام عظيم و آن بركات بي نظير در سراي جاودان، راز درخواست بسيار پيشوايان از خداوند سبحان است كه:«و اجعل الرضا بقضائك و قدرك اقصي عزمي و نهايتي و ابعد همي و غايتي؛27پروردگارا! رضا به قضا و قدر خود را بلندمرتبه ترين اراده و خواست من و نقطه بي انتها و دورِ همّت و مقصدم قرار ده.»چنين است كه زهراي اطهر(ع) با شناختي بسيار و بي كران مي فرمود:«رضيتُ بمارضي اللّه ُ و رسولهُ؛28راضي هستم به آنچه كه خداوند و رسول او برايم پسنديده اند.»«رضيت باللّه ربّا و بك يا ابتاه نبيّا و بابن عمي بعلاً و وليّا؛29رضايت دارم از خداوند، پروردگارم و از شما اي پدرم، رسول او و از پسرعم ام شوهر و ولي ام.»«يا ابه سلّمتُ و رضيتُ و توكلتُ باللّه ؛30پدرجان! پذيرفتم و قبول كردم و رضايت دادم و توكل به خداي متعال مي كنم.»گويي ترجمان اين بينش ناب فاطمي، اين سروده سبز و قدوسي است كه:
ما از ازل رضا به قضاي خدا شديم
عهدي نبسته ايم كه در هم توان شكست
يك شب قدم ز چاه طبيعت برون گذار
گفتم كه عيسي از چه كند زنده مرده را
گفتا نتيجه نفس جانفزاي ماست31
زان تا ابد رضاي قضا در رضاي ماست
سختي كه هيچ سست نگردد وفاي ماست
تا بنگري صفاي فلك از صفاي ماست
گفتا نتيجه نفس جانفزاي ماست31
گفتا نتيجه نفس جانفزاي ماست31