منطق استعمار نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

منطق استعمار - نسخه متنی

سید محمد حسینی شیرازی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پس نتيجه مى گيريم كه تمسخر ديگران و خنده آنان ميزان و معيار صحت يا فساد عمل نمى شود، بلكه صحت كارها يا فاسد بودن اعمال را از راههاى عقلى يا نقلى بايد فهميد.

هنگامى كه جهان غرب و غربيها انديشه حمله به سرزمينهاى اسلامى را در سر پروراندند اين تفكر را در ذهن جوانان مسلمان وارد كردند كه خنده ديگران ميزانى براى شناسائى درستى يا نادرستى كارها است و بلكه محكمترين ميزان و معيار در اين زمينه مى باشد.

آنهم كدام خنده؟ خنده از ناحيه غرب و غرب زده ها، بدين معنى كه غرب به هرجه مى خندد بايد آن را رها كرد و دور انداخت اگرچه از محكمترين اصول دين باشد، و هرچه را كه غرب به آن نمى خندد و تائيد مى كند اگرچه مخالف و ضد دين باشد، درست و بايد به آن عمل كرد.

و اگر خداى ناكرده اين تفكر ميزان و ملاك امور ما در زندگى باشد، چه آسان مى شود بر يك غربى كه هر عقيده و خرافه اى را در ذهن مسلمانى جاى دهد و فكر او را از هرگونه حقيقتى خالى نمايد.

جالب توجه اين است، هنگامى كه بعضى از روشنفكرهاى غربزده مى خواستند بين دو فرهنگ اسلامى و غربى الفتى ايجاد كنند، مجبور شدند كه دين را بر طبق انديشه ها و خواسته هاى غرب پياده كنند نه انديشه هاى غرب را بر اساس مبانى دين.

تنها به اين دليل كه مگر نيست، كه دنيا به غرب رو كرده است؟ مگر حق به جانب صاحبان قدرت و سلطه نيست؟و چه زيبا اميرالمؤمنين(ع) فرموده اند: (الدنيا اذا اقبلت على قوم اعارتهم محاسن غيرهم، و اذا ادبرت عن قوم سلبتهم محاسن انفسهم).يعنى: هرگاه دنيا به گروهى رو آورد، فضيلت و خوبى ديگران را به ايشان نسبت مى دهند و هرگاه از آنها پشت گرداند، فضيلتها را از آنان مى گيرد(5).

اگر در دبيرستانها و دانشگاهها از دانش آموز يا دانشجويى سؤال شود، آيا از دينت مواظبت مى كنى؟ در جواب مى گويد خير، اگر سئوال شود چرا؟ مى گويد زيرا بما مى خندند.اگر نماز بخوانيم و روزه بگيريم مايه خنده مى شويم. او با اين جواب فكر مى كند دليل بسيار محكمى را ارائه داده است و عذر واضحى را براى شما آورده است، به گمانش مى رسد كه با داشتن چنين دليلى ديگر از جانب هيچ كس مورد مؤاخذه قرار نخواهد گرفت نه از طرف عقل و نه از جانب شرع مقدس.

يك زمانى براى تشكيل نماز جماعت در مدارس تلاش و كوشش فراوان شد كه نتيجه بخش هم بود، و توانستيم نماز را در مدارس راه اندازى كنيم، همين موضوع خنديدن ديگران بعضى از اين نمازها را از هم پاشيد و تعطيل كرد.

مگر مى شود مدرسه و نماز جماعت باهم باشد؟ شما مرتجع و عقب افتاده هستيد نه روشنفكر و با فرهنگ، و از اين قبيل حرفها و مسخره كردنها كه مانند باران بر صفهاى نماز باريدن گرفت و عده اى در مقابل اين كلمات فرار را برقرار ترجيح دادند، با خود گفتم: اگر به جاى اين سخنها، بر سر ما فشنگ و گلوله مى باريد آن وقت چه حالى داشتيم؟

بسيارى از جوانان را مى بينيم كه محاسنشان را مى تراشند، در حالى كه باطناً از اين كار متنفرند و از حرمتش هم اطلاع دارند، فقط بخاطر اين است كه به او مى خندند و بسيارى از دختران جوان، حجابشان را رعايت نمى كنند به دليل اينكه همنشينان و هم كلاسيهاى آنها مى خندند و اگر اختيار به دستشان بود، حتماً داراى بهترين حجاب مى شدند و لكن معيار و ميزان، خنده ديگران است. آن هم خنده از طرف دختران بى بند و بار به دختران با حجاب.

/ 7