عاقبت طمع - طمع نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

طمع - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عاقبت طمع

درروزگارعيسي سه مرددرراهي مي رفتند،فراگنجي رسيدند .

گفتند:يكي بفرستيم تاماراخوردني آورد .

يكي ازبفرستادند .

آن مرد بشدرفت وطعام خريد .

دربين راه باخويش گفت:مرابايدزهردراين طعام كردن تاايشان بخورندوبميرندوگنج به من ماند .

آن دومردديگرباهم گفتند:چون اين مردبازآمدوطعام بياورد،وي رابكشيم تاگنج به ماماند .

چون اوبيامدو طعام زهرآلودبياورد،وي رابكشتند،پس طعام بخوردندوهردوبمردند .

عيسي عليه السلام ازآنجابگذشت .

باحواريان گفت:اينك دنيا!بنگريدكه چگونه هر سه مردازبهروي دنياكشته اندووي ازهرسه بازماند .

واين پندي است بر جويندگان دنياازدنيا .

/ 4