خورشيد شرق - خورشید شرق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

خورشید شرق - نسخه متنی

محمد عابدی میانجی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خورشيد شرق

محمد عابدي ميانجي




  • خلق ايستاده كو به كو چشم انتظار روي او
    شد جلوه‏گر نور خدا در روز ميلاد رضا
    از نجمه سر زد اختري، خورشيد روشن گوهري
    چون لعل شكّر بار او شيرين بود گفتار او
    شاهي كه او را خاك در رُوبد مَلَك با بال و پر
    مهرش فروغ محفلم خاكش صفا بخش دلم
    صبح سعادت روي او، خرّم فضا از بوي او
    از تكتم آن فخر زنان شد سرّ مكتومي عيان
    دل و اله و حيران او جان‏ها فداي جان او
    از خرمن احسان او ذرات عالم خوشه چين1



  • تا پرده از روي نكو گيرد نگار نازنين
    كز بوي دلجويش فضا شد مشكبار و عنبرين
    جانم فداي مادري كاورده فرزندي چنين
    بر قامت و رخسار او بادا هزاران آفرين
    بر خاك پاكش مشك تر، ريزد ز گيسو حور عين
    گويي كه با آب و گلم گشته ولاي او عجين
    فردوس رضوان كوي او قل فادخلوها آمنين
    رازي كه روشن شد از آن اسرار قرآن مبين
    از خرمن احسان او ذرات عالم خوشه چين1
    از خرمن احسان او ذرات عالم خوشه چين1



طلوع صبح

نجمه، مادر امام رضا عليه‏السلام ، مي‏فرمايد: زماني كه فرزند بزرگوارم را باردار بودم، هرگز احساس سنگيني نمي‏كردم. وقتي مي‏خوابيدم، صداي تسبيح و تهليل و تمجيد حق تعالي را از درونم مي‏شنيدم. هراسان از خواب بيدار مي‏شدم؛ ولي ديگر آن صدا به گوش نمي‏رسيد. وقتي به دنيا آمد، دستهايش را بر زمين گذاشت؛ سر مطهرش را به سوي آسمان بلند كرد، لب‏هايش را تكان داد، ولي نفهميدم چه مي‏گويد. نزد امام كاظم عليه‏السلام رفتم، او فرمود: «نجمه، كرامت پروردگار گوارايت باد.»

فرزندم را در پارچه‏يي سفيد پيچيدم و نزد حضرت بردم. وي در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آن گاه آب فرات خواست و كامش را با آن برداشت. سپس نوزاد را به من بازگرداند و فرمود: بگير اين را كه ذخيره‏ي خداوند در زمين و حجّت خدا بعد از من است.2

و چنين بود كه هشتمين خورشيد امامت در روز جمعه، يازدهم ذي‏قعده، در مدينه ديده به جهان گشاد.3 پدرش امام موسي كاظم عليه‏السلام ، هفتمين امام شيعيان، و مادرش «نجمه»4 الگوي خردورزي، دين‏باوري، حيا و عبادت بود. بزرگواري اين بانو چنان بود كه حميده، مادر امام كاظم عليه‏السلام ، هرگز نزدش نمي‏نشست و در جهت تعظيم و احترام وي مي‏كوشيد. رؤياي صادق حميده را مي‏توان يكي از دليل‏هاي احترام بسيار وي به نجمه دانست. او شبي رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را در خواب ديد كه فرمود: حميده، نجمه را به فرزندت موسي ده؛ از او فرزندي به دنيا خواهد آمد كه بهترين اهل زمين است.5

بر اين اساس، وي نجمه را در اختيار امام موسي كاظم عليه‏السلام قرار داد و به وي گفت: فرزندم، كنيزي است كه در زيركي و كرامت‏هاي اخلاقي بهتر از او نديده‏ام. مي‏دانم هر نسلي كه از وي به وجود آيد پاكيزه و مطهر خواهد بود.

وقتي امام رضا عليه‏السلام به دنيا آمد، مادرش را طاهره ناميدند. او به عبادت عشق مي‏ورزيد و مي‏گفت: دايه‏يي بيابيد تا مرا در شير دادن ياري دهد... . شيرم كافي است، ولي پرداختن به شير نوزاد سبب شده نوافل و ذكرهايي كه به آن‏ها عادت كرده بودم، كاستي پذيرد.6

نام و لقب‏هاي حضرت

نام حضرت علي، كنيه‏اش ابوالحسن و القابش رضا، صابر، فاضل، رضي، وفي، قرة اعين المؤمنين و غيظ الملحدين است.7 علي بن يقطين درباره‏ي كنيه‏ي حضرت مي‏گويد: نزد امام كاظم عليه‏السلام رفتم و دريافتم فرزندش علي بن موسي الرضا عليهما‏السلام نيز نزد وي شتافته است. امام فرمود: علي بن يقطين، همين علي، آقاي فرزندان من است. آگاه باش، من كنيه‏ام [ابوالحسن [را به وي دادم.8

بزنطي درباره‏ي لقب حضرت مي‏گويد: به امام محمد تقي عليه‏السلام عرض كردم: گروهي از مخالفانتان چنان مي‏پندارند مأمون پدر بزرگوارتان را همزمان با پذيرش ولايت عهدي، رضا لقب داد.

/ 8