شماتت دشمنان - ايوب (ع) در آزمايش عجيب الهي نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ايوب (ع) در آزمايش عجيب الهي - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شماتت دشمنان

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هنگامي كه ابليس پس از وارد كردن آن همه بلا بر حضرت ايوب ـ عليه السلام ـ ، جز صبر و شكر از او نديد، و از گمراه نمودن او مأيوس شد، نزد راهبان و عابداني كه در غارهاي كوهها مشغول عبادت بودند و قبلاً از اصحاب ايوب ـ عليه السلام ـ به شمار مي‎آمدند رفت و به آنها گفت: «برخيزيد نزد اين عبد مبتلا (ايوب) برويم، و از بلاي او سؤال كنيم». آنها برخاستند و سوار بر مركبها شدند تا نزديك خانه ايوب رسيدند، و در آن جا از مركبها پياده شده و به حضور ايوب ـ عليه السلام ـ آمدند و ميان آنها يك نفر نوجوان نيز وجود داشت. به ايوب گفتند:

«چه گناهي كرده‎اي كه به اين بلا گرفتار شده‎اي، حتماً گناهي را مخفيانه انجام داده‎اي، آن را به ما خبر بده.»

(به اين ترتيب شماتت نمودند.)

حضرت ايوب ـ عليه السلام ـ فرمود:

«سوگند به عزت پروردگارم، او مي‎داند كه من هرگز لقمه غذايي نخورده‎ام كه يتيم يا فقيري در كنارم نباشد كه از آن غذا بخورد، و هرگز دو اطاعت بر من عرضه نشد، مگر اين كه آن عبادتي را كه براي بدنم زحمت بيشتري داشت، برگزيدم.»

در اين هنگام آن نوجوان به راهبان رو كرد و گفت:

«بدا به حال شما با پاي خود نزد پيامبر خدا آمده‎ايد و او را سرزنش و شماتت و مجبور مي‎كنيد، تا از عبادت خداوند آن چه را پوشانده آشكار سازد، او جز عبادت خدا كاري انجام نداده است.»

ايوب ـ عليه السلام ـ در همين هنگام (دلش شكست) و عرض كرد:

«رَبِّ أَنِّي مَسَّنِي الشَّيطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ؛ پروردگارا! شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.»[4]

خداوند دعايش را مستجاب كرد... ايوب سلامتي خود را بازيافت و درهاي الهي به رويش گشوده شد.

امام صادق ـ عليه السلام ـ افزود: از حضرت ايوب ـ عليه السلام ـ پس از بهبودي پرسيدند:

«در اين بلاي بزرگ، بدترين درد و رنج تو چه بود؟!»

در پاسخ فرمود: شِماتَهُ الْاَعداءِ؛ شماتت دشمنان.[5]



[1] . بحار،‌ج 12، ص 340.

[2] . تاريخ انبياء عماد زاده، ص 456 و 459.

[3] . صاد، 44.

[4] . صاد، 41.

[5] . بحار، ج 12، ص 351.

/ 6