بیشترلیست موضوعات دلايل لزوم بعثت پيامبران : ( دلايل لزوم نبوت ) شرايط و صفات قانونگذار رابطه توحيد و نبوت جلسه دوم بحث نبوت دلايل عصمت معجزات پيغمبران سؤال آخر : فلسفه خاتميت چيست ؟ توضیحاتافزودن یادداشت جدید
اول اينكه آيا عقل و دانش و بشري براي رسيدن به خداوند و مقام هاي معنوي كافي نيست ؟ دوم : پيامبران (ع) مطالبي را كه مي آورند يا عقل ما به خوبي درك مي كند و يا درك نمي كند ، اگر درك مي كند نيازي به زحمت پيامبران نيست ( اصلاً براي چه مي آيند ؟ ) و اگر درك نمي كند ، ما نمي توانيم زير بار مطالبي كه بر خلاف عقل ماست برويم و اصلاً آيا درست است كه انسان خود را با تعطيل عقل ، در اختيار كس ديگري بگذارد .جواب : بايد بدانيم كه علم و دانش ما محدود است و قلمرو قضاوت عقل ما منطقه اي كوچك را در برمي گيرد و مهم ترين دليل اين مطلب پيشرفت علم است . منطقه وسيعي وجود دارد كه خارج از احاطه عقل ماست پيامبران (ع) مي آيند تا اين منطقه را روشن كنند .مسائل مطرح شده در زندگي سه گروهند :1- معقول 2- نامعقول 3- مجهول مسائل نامعقول كه بر روي آنها بحثي نيست ، مسائل معقول بر عهده عقل ما و مسائل مجهول بر عهده پيامبران (ع) است .
توضيحات
ما بالاخره عقل و خرد داريم خداوند ما را خلق كرده براي اينكه در اين جهان از ماديات و معنويات جهان استفاده كنيم . در بحث خدا شناسي اثبات شد كه انسان در جهان علاوه بر ماديات به دنبال معنويات هم مي گردد .خداوند عقل را در اختيار ما گذاشته كه از ماديات و معنويات جهان استفاده كنيم ، اينجاست كه اين سؤال مطرح مي شود : پيامبران (ع) براي چه مي آيند ؟! اگر آنها چيزي مي گويند كه اندازه عقل ماست و ما مي توانيم درك كنيم ، خب براي چه آمدند ؟ ما خودمان درك مي كرديم . چرا انسان را تنبل بار مي آورند ؟و اگر يك چيزي را مي گويند كه فراتر از عقل ماست و عقل ما نمي تواند درك كند پس باز هم بيخود آمده اند . چون مسائلي را كه عقلمان نمي تواند درك كند خوب نمي توانيم درك كنيم ، آنها هر چه مي خواهند بگويند ، درست نيست كه ما چيزهايي را طوطي وار آموزش ببينيم ! جوابي كه در مقابل اين سؤال و اين شبهه داده مي شود اين است كه : اولا : اندازه عقل ما محدود است يعني عقل سال 83 كمتر از عقل سال 84 است . همين پيشرفت عقل در طول تاريخ اثبات مي كند كه عقل محدود است يعني دامنه محدودي را مي تواند ببيند . اما اينكه اگر بگويند : پيامبران حرفي را كه مي زنند ، در صورتي كه خارج از دايره عقل ما باشد ، نمي توانيم درك كنيم . با همين بحث سه گروه ، معقول و نامعقول و مجهول ، كه در جهان وجود دارد ، جوابش را مي دهيم .گفتيم كه يك دسته از مسائل جهان نامعقول است ، خوب اينها كه هيچ . اصلا با اين كاري نداريم و به آن نمي پردازيم اما يك قسمت معقول است . و اينها مسائلي است كه وظيفه ماست كه به آن بپردازيم .قسمت سوم : مسائل مجهول كه گفته اند : عقل ما نمي تواند درك كند ، بايد بگوئيم : اينطور نيست كه عقل نتواند اين مسائل را درك كند ، مجهول است يعني قدرت دركش در عقل ما كاملا تعبيه شده است ، منتها در آن دايره اي كه قرار دارد مجهول است . مثلاً فرض كنيم شما را در حسينيه اي مي گذارند در شب تاريك ! مي گويند در اين شب تاريك چشم شما 3 گزينه در مقابلش دارد : 1- چيزهايي كه ديده نمي شود . كه اين خودش دو دسته مي شود ، الف : معقول ، شما روح را هيچ وقت در اين حسينيه نمي توانيد ببينيد ولو باشد . روح و جن و پري و اين چيزها را نمي شود ديد . ب : نامعقول : مسلماً شما اگر همه جاي حسينيه را بگرديد دايناسور نخواهيد ديد . 2- چيزهايي كه در ديد چشم شما قرار دارد ، و ديد چشم شما چراغي است كه بالاي سر شما روشن كرده اند ، بين اين سه پايه را شما مي توانيد ببينيد ، مي گوئيد : خيلي خُب پس اما احتياج به چيز ديگري نداريم . چشم ما يا مي تواند ببيند يا نمي تواند . اگر مي تواند ببيند كه داريم مي بينيم ، احتياج به كمك كسي نيست . اگر نمي توانيم ببينيم ، كسي هم بيايد ، نمي توانيم ببينيم . مي گوئيم : نه ، شما مي تواني ببيني . برايت مجهول است . بعضي از قسمتهاي حسينيه اگر نوري بيايد ، مثلاً چهار چراغ اطراف روشن كنند ، قسمتهاي بيشتري را مي تواني ببيني . دايره بينايي شما به آن محدوديتي كه فكر مي كرده اي نبوده و با آمدن چراغ خيلي بيشتر را مي تواني ببيني . اگر انسان در يك محيط 6 متري ، در شبي تاريك بايستد . اين انسان نمي تواند ادعا كند كه برد ديدش 6 متر مي باشد در جوابش مي گوئيم : نه ، شب تاريك است ، اگر در مقابلت نوري باشد برد ديد تو تا 300 متر هم مي رسد . پيامبران (ع) آمده اند كه برد عقلاني ما را نسبت به مسائل مجهول با روشن كردن چراغهاي علم و حقيقت و معنويت بيشتر كنند . پس جواب اين ابهام و اشكال و ان قلت اين است كه پيامبران نيامده اند مسائلي را بگويند كه عقل ما درك ندارد يا مسائلي را بگويند كه عقل ما درك دارد چون هر دوي اين كارها ، بيهوده است . خُب اگر درك داريم كه مي گيريم و اگر درك نداريم لازم نيست كه بيايند . نيامدند نامعقولات را به ما نشان بدهند ، آمده اند مجهولات را براي ما كشف كنند . اين پاسخ شبهه اول . و اين مسئله را هم در نظر داشته باشيد كه معقول و نامعقول هم صد در صد نيست ، خيلي از چيزهايي كه ما فكر مي كنيم نامعقول است ، در دامنه مجهولات قرار دارد . ولي نامعقول در جهان وجود دارد . ما نمي گوئيم هرچيز كه نمي بينيم ، نامعقول است . خيلي از چيزها وجود دارد كه در دامنه مجهولات است و ما فكر مي كنيم نامعقول است . مثلاً همين پيشرفتهاي علمي و عقلي ، باعث مي شوند كه متوجه شويم برخي از مسائلي كه ما فكر مي كرده ايم نامعقول است به تدريج معقول شود . در واقع آنها براي ما مجهول بوده . مانند از بين نرفتن انرژي در جهان . شايد الان شما فكر كنيد اگر من اينجا صحبتي كنم ، در صورتي كه ضبط شود مي ماند و اگر ضبط نشود ، به باد رفته ! در صورتي كه اصلاً اين طور نيست . اما درك اين مسئله براي ما الان نامعقول است ، در حقيقت جزء مجهولات است چون انرژي ها از بين نمي روند ، بسياري از دانشمندان به دنبال اين هستند كه در آينده خيلي نزديك اصوات محيط ها را جمع آوري و دوباره تبديل به صدايي كنند كه قابل شنيدن باشد . پس اين نامعقول نبوده است . در شرايط زماني حاضر براي ما مجهول است . شايد كسي بگويد عقل انسان در حال پيشرفت است پس احتياجي به پيامبر نيست و بگذاريم همين طور كه تاريخ مي گذرد ، عقل او هم به تكامل برسد . در جواب بايد بگوئيم : اولاً عقل بشري در يك محدودة خاص در حال پيشرفت است و اين مسائلي كه پيامبران در طول تاريخ آورده اند ، مسائلي بوده است كه اگر عقل بشري ده هزار سال هم مي گذشت و پيشرفت مي كرد ، به آن نمي رسيد . ما نمونه اش را داريم . مثلاً زماني كه خود قرآن نازل مي شود خداوند مي فرمايد : شما با عقل هايتان اگر مي توانيد يك آيه مثل آن را بياوريد . و اين : « اگر مي توانيد »در حقيقت انكار استفاهمي است يعني شما نمي توانيد و اين “ نمي توانيد ”يعني در قدرت عقلي شما ، ورود به اين مجهول نيست . اما وقتي اين مجهول را براي شما روشن مي كنيم ، قابليت درك آن را توسط عقلتان داريد . سؤال : چرا در دين ما بعضي از مسائل مجهول است مثلاً : چرا دليل اينكه نماز ظهر 4 ركعت مي باشد ، و يا نماز صبح 2 ركعت براي ما مشخص نيست ؟ جواب : وقتي پيامبران (ص) احكام الهي و دايره مجهولات را براي ما باز مي كنند ، دو توقع از ما دارند : 1 ـ دريافت تعبدي احكام و 2 ـ دريافت تعقلي احكام . يعني برخي از صحبتهاي خداوند تبارك و تعالي كه توسط پيامبران براي ما انسانها بيان مي شود ، اين صحبتها به عقل ما برنمي گردد كه بگوئيم تعقلي است يا خير ، اين صحبتها به عبوديت ما برمي گردد . اينها تعبدي مي شود . يعني يك سري از مطالبي كه پيامبران (ص) براي ما مي آورند ، نامعقول نيست ، مجهول است ، اما كاملاً در دايره مجهولات كشف نمي شود ، براي اينكه ميزان عبوديت و اطاعت ما در اين مسائل مشخص شود . و اين سؤال كه چرا نماز ما چهار ركعتي است ، در دامنه مسائل تعبدي است . دومين جواب كه به اين سؤال مي شود داد اين است كه هنوز ادامه رسالت وجود دارد يعني زماني كه امام زمان (عج) تشريف بياورند همه آنچه كه از مجهولات قرار است براي ما كشف شود ، كشف مي شود . و زماني كه امام زمان (عج) تشريف بياورند ، همين سؤال را هم جواب مي دهند . يك سري از مجهولات علمي را خداوند در زمان ظهور آقا امام زمان (عج) براي ما باز مي كند . همان طور كه در بحث امام زمان (عج) گفتيم علم مادي و معنوي را 27 قسمت مي دانند كه در روايت است كه 25 قسمت آن جزء مجهولات است و وقتي كه امام زمان (عج) بيايند اين 25 قسمت را باز ميكنند و در اين مدتيكه مجهول است براي اين است كه ميزان عبوديت و اطاعت ماسنجيده شود . جواب 2- هيچ كس نمي گويد انسان خود را در بست در اختيار انسان ديگري بگذارد . بلكه ما همين را مي خواهيم اثبات كنيم كه پيامبران (ع) گرچه مثل ما انسانند اما خود خداوند در انسان بودن آنها يك استثنا قرار داده است و آيه شريفه قرآن دلالت بر اين مطلب است : « انا بَشَرُ مِثْلُكُمْ يُوحي اِليَّ »( آنها بشري مثل شما هستند اما انسانهايي هستند كه به خدا وصل اند ! ) « يوحي اِلَيَّ »يعني آنها با خداوند صحبت مي كنند و حرف مي زنند . به خدا وصل هستند . پس ما قرار نيست خود را دربست در اختيار انساني شبيه خود قرار دهيم . بلكه خود را در اختيار خدا قرار مي دهيم و آنها نيز از خود چيزي نمي گويند بلكه از خدا مي گويند آيه شريفه قرآن مي فرمايد : « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي اِنْ هُو اِلّا وَحْيٌ يُوحي »پيغمبر شما ابداً چيزي از روي هوي و نفس خود نمي گويد و هرچه مي گويد نيست مگر چيزي كه ما به او مي گوئيم . هرچه مي گويد ! حتي سلام كه مي كند ، خدا دارد سلام مي كند . وقتي مثلاً مي گويد : ظرف بياور ، نان بياور و . . . هرچيزي كه پيغمبران (ع) مي گويند ، خدا دارد ميگويد .