جلسه دوم بحث نبوت - نبوت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نبوت - نسخه متنی

سید محمد انجوی نژاد

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جلسه دوم بحث نبوت

عصمت پيامبران

يكي از مهمترين ويژگيهاي انبياء (ع) عصمت است . عصمت يعني مصونيت از گناهان ، خطاو اشتباه .

دلايل عصمت

كساني كه قرار است از جانب خداوند حرفي بزنند ، مي بايست مانند خداوند از اشتباه مصون باشند تا حرف آنها براي ما حجت باشد . در مورد گناه هم چگونه

مي شود راهنماي الهي خود اسير هواي نفس و شهوات باشد و بخواهد ملت را به سوي خدا رهنمون شود ؟

لذا اگر در كل معصومين ، يك خطا يا اشتباه ديده شود اعتماد مردم نسبت به سفراي الهي از بين مي رود و مهمترين دليل ما براي عصمت اين است كه كسي نتوانسته خطا يا اشتباهي از آنها نقل كند .

پس بحث بر سر اين موضوع است كه اگر قرار باشد سفيري از طرف خداوند حرفي بزند و وكيل باشد و هر چه مي گويد ، حرف خدا باشد ، و هر عملي مي كند ، مورد تأييد خدا باشد ، بايد از هر گونه گناه دور باشد و از هر گناه مبرا باشد . بعضي وقتها كه كسي مثل من و شما اشتباه مي كنيم به خودمان ضرر مي رسانيم ، اما اگر سفير خدا اشتباهي كند ، يك ملت و يك مكتب را به انحراف مي كشاند . لذا اجازه اشتباه هم ندارد . پس از اين طريق عصمت براي سفراي الهي نيز اثبات مي شود . ما مي گوييم لازمه اين كه يك پيغمبر يا امام بخواهد ملتي را راهنمائي كند ، اين است كه عصمت داشته باشد . تنها در اين صورت است كه ما مي توانيم به او اعتماد كنيم .

اما فلسفه عصمت

آيا ممكن است انساني در برابر گناه و حتي فكر گناه معصوم باشد ؟

جواب : ما در مقابل مسائلي كه عقل ما ، آنها را زشت مي داند عصمت داريم و پيامبران به دليل آشنائي با عقل برتر تمام مسائل زشت را با عقل خويش درك

مي كنند لذا به هيچ عنوان نه نزديك گناه مي شوند و نه فكر گناه مي كنند .

ما انسانها هركدام به اندازه اي عصمت داريم . عصمت ما نسبت به آن چيزهايي است كه عقلمان درك كرده . مثلاً عقل ما درك كرده كه آتش مي سوزاند . هيچ وقت نه

دستمان را در آتش مي بريم و نه در آرزو و رؤياي خود فكر مي كنيم كه اي كاش

دستم را در آتش مي بردم !

چون مي دانيم كه آتش چقدر ضرر دارد . و يا يك گناه ملموس تر ؛ مثلاً : شرب خمر، خيلي از ما نه فكرش را مي كنيم و نه به سراغش مي رويم . هيچ كدام از ما هر وقت

مي خواهيم بخوابيم در آرزوي يك ليوان عرق نمي خوابيم !! و هيچ گاه به مخيله ما

خطور نمي كند كه چنين گناهي را انجام دهيم . چرا ؟ براي اينكه ما مي دانيم و عقل ما درك مي كند كه هيچ سودي ندارد و كاملاً مضر است و خوردن آن عملي زشت و ناپسند است .

اما پيامبران و معصومين (ع) چون عقلشان بزرگ است ، به همين شكل ، به زشتي همه گناهان رسيده اند . يعني زشتي گناهان را مي بينند . لذا يكي از فلسفه هاي عصمت همين است كه پيامبران و معصومين (ع) عقل بزرگي دارند . به همين دليل اصلاً نه نزديك گناه مي شوند و نه به آن فكر مي كنند . همين طور كه من و شما در خيلي از مسائل عصمت داريم اما عصمت پيامبران به همه مسائل كشيده شده است . يعني آن قدر عقلشان باز است كه تمام زشتي ها و پليدي هاي گناهان را مي بينند و اصلاً به آنها نزديك نمي شوند . پس اولين فلسفه عصمت آگاهي وسيع پيامبران (ع) است.

2) آيا عصمت اكتسابي است يا خدادادي ؟ آنچه مسلم است اين است كه نيروي عصمت اجباري نيست يعني مردم و پيامبران هر دو قدرت گناه كردن را دارند اما معصومين به دليل ديدن زشتي گناه ، با اينكه قدرت انجام گناه را دارند ، به سمت گناه نمي روند از طرفي خود را در محضر خدا مي بينند لذا از محضر خداوند حيا مي كنند و خدا چون قبل از آنها به اين امتيازات پيامبران آگاهي داشته است ، آنان را به خاطر رهبري بر جامعه انتخاب كرده و امتيازات مختلفي به آنها اهداء كرده است . امام باقر u در اين باره مي فرمايند :

« وقتي خداوند حسن نيت كسي را دانست ، او را به وسيله عصمت حفظ مي كند .»

و امام صادق (ع) مي فرمايند : « خداوند به موسي (ع) وحي كرد كه من به همة انسانها توجهي كردم و چون تواضع تو را نسبت به خودم از همه بيشتر يافتم تو را برگزيدم . »آية شريفه قرآن نيز دلالت بر اين مطلب دارد كه اگر كسي حسن نيت نشان داد خداوند ضمانت هايي برايش مي گذارد و اين ضمانتها باعث مي شود شخص در خيلي از مسائل بتواند خودش را كنترل كند و خيلي از راهها برايش روشن مي شود . « و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين»( 69 / عنكبوت )

خب بحثي كه در اينجا مطرح مي شود بحث عصمت است كه آيا اكتسابي است يا انتسابي ؟ و ما در اينجا فهميديم كه مراحل اول عصمت اكتسابي است و مراحل پاياني آن انتسابي . يعني در ابتدا انسان بايد شايستگي هائي را از خودش نشان دهد ، و اين شايستگي ها ، ظرفيت انسان را نشان مي دهد تا اين انتساب حاصل شود . دقيقاً مثل اين است كه فرض كنيم مي خواهيم براي تيم ملي بسكتبال نيرو انتخاب كنيم . دقت مي كنيم كه چه كساني شايستگي عضويت تيم ملي را دارند حتماً كساني را انتخاب مي كنيم كه خصوصيات و شايستگي هاي لازم را دارا مي باشند . مثلاً كسي را انتخاب مي كنيم كه قدش 2 متر است ، سرعت و قدرت بالايي دارد و . . . وقتي كه آنها را انتخاب كرديم ، در مرحله بعد ، بحث آموزش بسكتبال مطرح مي شود .

خداوند تبارك و تعالي نيز ظرفيتها و شايستگي هائي در پيامبران (ع) ديده است ، يعني اول آنها قدم جلو گذاشته اند . پيامبران ويژگي هاي جسمي ، روحي و عبادي داشته اند . لذا پيغمبري نبوده است كه معلوليت جسمي داشته باشد و يا هيچ پيغمبري زن نبوده است و . . . و خداوند اين ويژگي هاي جسمي ، روحي و عبادي را در وجود آنها ديده است و بر طبق آن پيامبران را انتخاب كرده است . وقتي مي خواهند كارگزاري را انتخاب كنند ، بايد شرايط لازم را داشته باشد و هر كسي نمي تواند كارگزار باشد . اگر غير از اين بود مي گفتيم : « چه هنريست ؟ خُب اگر خدا به ما هم عصمت مي داد ، ما هم پيغمبر مي شديم ! »

نه ! اولين قدم را بايد ، آنها خود ، جلو بيايند . و البته اين ظرفيت را به همه

داده اند . همان گونه كه خداوند در قرآن مي فرمايد : « اَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ »اين ظرفيت را به همه داده اند و آنها در مرحله اكتساب و در ابتداي كار ، بالاتر از آن چيزي كه ما هستيم را از خداوند گرفته اند . همه مي توانند به آن درجه برسند و آقاي جوادي آملي نيز در جايي مي فرمايند : همه انسانها مي توانند به مقام عصمت برسند . هر كس هم ادعا دارد كه چرا ما به عنوان پيامبر انتخاب نشديم ؟ خودش قضاوت كند ، معصوم كه نه ، آيا بي گناه هست ؟ اگر بي گناه بود بعد به خداوند اعتراض كند . آيا ما الان در جهان كسي را داريم كه واقعاً بي گناه باشد ؟ روي انتخاب خدا نمي شود شك كرد .

ببينيد ! پيغمبر اكرم (ص) چقدر امين بود ؟ چقدر در جامعه آن زمان مشهور بود ؟ آنها خود جلو آمدند . پيامبران (ع) اوايل عمرشان ، قبل از اينكه به درجه پيامبري برسند ، شايستگي هايشان را نشان دادند و خداوند بر طبق آگاهي كه قبل از خلقتشان ، به اوايل عمرشان داشت ، اينها را آن زمان انتخاب كرد . و مقام عصمت را به آنها عنايت كرد . از لحظه تولد ، پيامبران و ائمه (ع) ، عصمت داشته اند . ائمه (ع) قدرت هم داشته اند . از وقتي كه ولايت پدرشان برداشته مي شد ، قدرت هم پيدا مي كردند . ولايت پدر بايد اجازه مي داد ، وقتي آقا اميرالمؤمنين (ع) امام حسين (ع) را صدا مي زد ، او بايد اجازه مي داد . تا وقتي ولي قبلي هست ، بر نفر بعدي ولايت دارد . يعني امام حسين (ع) و امام حسن (ع) عصمت و قدرت دارند ، به شرطي كه اميرالمؤمنين (ع) ولايت نداشته باشد . وقتي ولايت اميرالمؤمنين (ع) مي آيد ، ولايت آنها تحت ولايت ايشان است . به ترتيب است . پس خداوند در پيامبران (ع) يك سري فاكتورهايي را ديده است و من و شما نمي توانيم از همة آن فاكتورها سر در بياوريم .

در قرآن كريم نيز آمده است : « ‌و اِذِا بْتَلي اِبْراهِيمَ رَبَّهُ بِكَلَماتٍ فَاَتَمَّهُمْ ». وقتي خداوند حضرت ابراهيم (ع) را به وسيله كلماتي امتحان كرد ، آن وقت فرمود :

“ اِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماماً » حالا تو مي تواني امام و پيشوا باشي و عصمت داشته باشي .

يعني در شرايط عصمت ، يك شرايط مقدماتي داريم كه خود پيامبران و معصومين (ع) اين شرايط را اخذ كرده اند ، خودشان گرفته اند . در درگاه خداوند شايستگي هاي بسيار بزرگي از خود نشان داده اند . و بعد خداوند عصمت را براي آنها جاري كرده است .

مناظره امام صادق(ع) ؛ مردي خدمت امام صادق(ع) رسيد ، عرض كرد آيا تمام فرزندان آدم يكسان نيستند ؟ و ملاك فقط تقوا نيست ؟ فرمودند : بله !

سؤال شد : چرا خداوند پيامبران را در صلب پدران و در رحم مادران از نجاسات و گناه حفظ كرد ؟ امام جعفرصادق (ع) فرمودند : فلسفه اين امتياز آن است كه خداوند هنگام آفرينش آنها مي دانست كه از او اطاعت مي كنند و همتايي براي او بر نمي گيرند . پس علت اين امتياز و مقام بلند ، اطاعت و عمل آنهاست .

شبهه : در قرآن كريم در برخي از آيات ، به تعدادي از معصومين نسبت گناه داده شده ، كه مشهورترينش حضرت آدم (ع) است ، آيا اين آيات با مقام عصمت منافات ندارد ؟

جواب 1) برخي از اعمالي كه پيغمبران (ع) انجام مي دهند اگر چه گناه نيست اما انتخاب برتر هم نيست ( كه به اين مي گويند : “ ترك اولي”‌ ) و خداوند به همين دليل ، در مورد پيامبران سختگيري مي كند . و مي گويد شما ترك اولي كرديد .

2) در آيه : « وَ عَصي آدم »( آدم عصيان كرد ، پس گمراه شد ) در برخي از كتب ترجمه صحيحي از آيه نشده است . بلكه ترجمه صحيح آن اين است : « آدم خدايش را نافرماني كرد ، پس بي بهره شد . »( بي بهره يعني : يك مستحبي را از دست داد )

در مسائل فقهي و كلامي اين قاعده و جود دارد كه ترك مستحب و انجام مكروه نيز گناه شمرده مي شود . ( چون عصيان به معني ترك اطاعت است ) و قضيه نافرماني آدم ، به اين شكل بود كه آدم (ع) امر ارشادي خداوند را ترك كرد . خداوند فرمود : اين درخت ، تو را به رنج و زحمت مي اندازد . يعني برايش توضيح داد و نفرمود : حرام است . كلام ،
ارشادي بود .

/ 11