غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

خاقانی شروانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اين چه شور است آخر اى جان كز جهان انگيختي





  • اين چه شور است آخر اى جان كز جهان انگيختى
    معجز حسن آشكارا كردى و پنهان شدى
    آتش از شرم تو چون گل در خوى خونين نشست
    ديده ام كافور كز هندوستان خيزد همى
    ز آن دل چون سنگ و آهن در دلم آتش زدى
    پشت بنمودى و خون ها راندى از مژگان مرا
    صبح گاهى ساز ره كردى و جانم سوختى
    هم كمر بستى و هم آشوفتى زنبوروار
    اى بسا اشك و سرشكا، كز ركاب و زين خويش
    موج ها ديدى كه چون خيزد ز دريا هر زمان در تب هجرانش افكندى و آنگه مهر تب
    در تب هجرانش افكندى و آنگه مهر تب



  • گرد فتنه است اينكه از ميدان جان انگيختى
    خوش نشستى چون قيامت در جهان انگيختى
    زان خطى كز عارض آتش فشان انگيختى
    تو ز كافور اى عجب هندوستان انگيختى
    پس به باد زلف از آتش ارغوان انگيختى
    تا ز روى خاك نقش پرنيان انگيختى
    آن، چه آتش بود يارب كان زمان انگيختى
    تا مرا زنبور خانه در روان انگيختى
    از دل خورشيد و چشم آسمان انگيختى
    سيل خون از چشم خاقانى چنان انگيختى از ناى خسرو صاحب قران انگيختى
    از ناى خسرو صاحب قران انگيختى


/ 423