غزلیات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

غزلیات - نسخه متنی

خاقانی شروانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید





  • اى پار دوست بوده و امسال آشنا
    اى سفته در وصل تو الماس ناكسان
    چند آورى چو شمس فلك هر شبانگهى
    آن را كه خصم ماست شدى يار و همنفس
    الحق سزا گزيدى و حقا كه در خور است
    بوديم گوهرى به تو افتاده رايگان
    بي ديده كى شناسد خورشيد را هنر
    ما را قضاى بد به هواى تو درفكند
    اى كاش آتشى ز كنار اندر آمدى حكم قضاى بود و گرنه چنين بدى
    حكم قضاى بود و گرنه چنين بدى



  • وى از سزا بريده و بگزيده ناسزا
    تا كى كنى قبول، خسان را چو كهربا
    سر بر زمين خدمت ياران بيوفا
    با آنكه كم ز ماست شدى يار و آشنا
    پيش مسيح مائده و پيش خر گيا
    نشناختى تو قيمت ما از سر جفا
    يا كوزه گر چه داند ياقوت را بها
    آرى كه هم قضاى بلا باد بر قضا
    نه حسن تو گذاشتى و نه هواى ما خاقانى از كجا و هواى تو از كجا
    خاقانى از كجا و هواى تو از كجا


/ 423