نظر روان شناختانه و جامعه شناختانهى شهيد صدر
آيةالله العظمى شهيد سيد محمد باقر صدرقدس سره در كتاب شريف و بسيار فشرده و محققانه خود دربارهى امام مهدى عليه السلام [13] سه دليل و سه تفسير براى غيبت طولانى رهبرى مانند امام مهدى عليه السلام - كه يك انقلاب جهانى فراگير و گستردهاى را برنامه ريزى و تدارك مىكند - مطرح كرده و با فرض چشم پوشى از دلايل غيبى - كه براى هر مسلمان قابل قبول بايد باشند - اين مسئلهى اعتقادى را تفسير يا تحليل مىكند.تحليل يكم
1- تحولات جهانى و اصلاحات بزرگ، به يك رهبرى بزرگ - كه رفتار و اهداف او از اعتماد به نفس و احساس تفوق و برترى فوق العاده نسبتبه وضع موجود برخاسته باشد - نياز دارد; زيرا، هميشه، تناسبى مستقيم و ارتباطى تنگاتنگ ميان احساس برترى و ايمان به تفوق با نوع تحولات و حجم اصلاحات و دگرگونىها وجود دارد. 2- رسالت جهانى امام مهدى عليه السلام در ايجاد يك تحولى چشم گير و جهانى، خلاصه مىشود، آن هم جهانى كه پر از ستم شده باشد. 3- بنابراين، رهبرى اين حركت و اصلاح جهانى، بايد بزرگتر از جهان پر از ستم و فساد باشد تا بتواند آن جهان فاسد را دگرگون كند. چنين رهبرى، نبايد محصول فرهنگ اين تمدن و اين جهان فاسد باشد، تا بتواند آن را دگرگون كند. 4- طبيعى است، انسانى كه پرورش يافتهى يك تمدن و محصول آن باشد، هميشه، هيبت و عظمت آن تمدن، او را مىگيرد و نسبتبه آن، احساس حقارت مىكند و توان مقابله با آن تمدن و جهان فاسد را نخواهد داشت. 5- اگر انسانى با تعدادى از تمدنها زندگى كرده باشد و نشو و نما و فروپاشى تمامى آنها را ديده و لمس كرده باشد و اطلاعات خود را از لابهلاى كتابهاى تاريخ نگرفته باشد، بلكه خود همراه و معاصر تمام اين تمدنها باشد، بزرگترين تمدن را هم كوچك مىبيند و به راحتى با آن درگير مىشود و مقابله مىكند و عظمت و هيبت آن تمدن، او را زمين گير نمىكند. [14] 6- امام مهدى عليه السلام با عمر طولانى خود كه تمدن هاى گوناگونى را ديده و از نزديك نشو و نما و فروپاشى آن ها را لمس كرده است، از اين تفرق و برترى لازم برخوردار است، در حالى كه اگر در همان زمان انقلاب جهانى و روز موعود تولد مىيافت، از چنين ويژگى مهم برخوردار نمىبود.تحليل دوم
كسى كه معاصر و همراه تمدنهاى گوناگون بوده باشد، اندوختهاى بزرگ خواهد داشت كه براى رهبرى يك اصلاح بزرگ و جهانى، بسيار ضرورى است. چنين رهبرى، از توانمندىها و اطلاعات بسيار مهم براى ايجاد يك تحول اجتماعى فراگير، برخوردار خواهد بود و هميشه چنين انسانى، در ارزيابى پديدههاى اجتماعى، آگاهتر و عميق از افراد ديگر خواهد بود. [15] شايد تجربهى رهبرى امام خمينى، قدس سره براى انقلاب اسلامى ايران، نمونهاى گويا از اين وضعيتباشد. رهبرى حكيمانهى ايشان، با توجه به شناخت او از پديدههاى اجتماعى و فريب نخوردن او از افراد فريبكار و ظاهرالصلاح و گروههاى مدعى اخلاص، با تمام شيطنتهاى استكبار جهانى، بهترين دليل و گواه اين امر مىباشد. ما كه از آغاز اين انقلاب و در طول سالهاى انقلاب، همراه اين تحول عظيم، نظاره گر رهبرىهاى حكيمانهى ايشان در مقاطع بسيار حساس انقلاب بودهايم و آن را به صورتى ملموس و محسوس، درك كردهايم، اين تحليل شيهد صدر در مورد امام مهدى عليه السلام - كه با عمر طولانى خود تجربيات گران بهايى را ذخيره كرده و براى انقلاب گستردهى خود مورد بهره بردارى قرار مىدهد - به خوبى مىفهميم و مىپسنديم. همين امر، سبب شد، كه افرادى مانند شهيد صدر، به خضوع و فروتنى در برابر اين رهبر فرزانه وا داشته شوند. امام خمينىقدس سره حداقل، سه نظام را ديده است و در حدود هفت تا هشت دهه از عمر خود، ناظر نشو و نما و فروپاشى چندين نظام استبدادى و استعمارى بوده است، و از تمام كسانى كه داعيهى رهبرى اصلاحات داشتند، گوى سبقت را ربوده بود، و بالاخره به دليل همين اندوختههاى تاريخى گران بها و با ارزش، رهبرى بلامنازع گشته بود.[13] ) بحثحول المهدي، تحقيق د. عبدالجبار شرارة. [14] ) بحثحول المهدى، ص 84- 87 (تحقيق عبدالجبار شرارة، چاپ مركز الغدير للدراسات الاسلامية - قم. [15] ) همان، ص 488.