بی بی جان، آهوی زخمی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بی بی جان، آهوی زخمی - نسخه متنی

رسول نجفیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید













شبهاي
گلوبندك




  • شبهاي گلوبندك چه ناتمومه
    يه استكان چايي از دست صادق
    گپ زدناي تلخ با كل محمد
    آه غم مشتي تو دود سيگار
    شهرا مي شه آباد با دستاي ما
    نصيب مون اما از اين همه هيچ
    غريب و تو غربت دور از ولايت
    واسه زن و فرزند دلا شده تنگ
    به زير لب پرسيد يكي با حسرت
    جواب دادش ياور كي گفته دنيا
    اين شباي سرد چله بزرگه
    شبهاي گلوبندك چه ناتمومه
    يه استكان چايي از دست صادق
    خستگي كار رو از تن مي رونه



  • همه كنار هم تو قهوه خونه
    خستگي كارو از تن مي رونه
    از بي وفايي دوره زمونه
    از اون ته هاي دل به آسمونه
    چه جاده ها مي سازيم چه قدرا خونه
    نه خونه اي داريم و نه آشيونه
    شعريه كه صادق همش مي خونه
    از دوري شون پنهون اشكها روونه
    از ماها چي بعدها مي خواد بمونه
    به كام ما اين جور تلخ بايد بمونه
    با همه يلداييش باز بي دوومه
    همه كنار هم تو قهوه خونه
    خستگي كار رو از تن مي رونه
    خستگي كار رو از تن مي رونه



/ 25