بیشترلیست موضوعات نگاهي به:مالكيت صنعتي، توزيع و قيمت گذاري در سرمايه داري، سوسياليسم و اسلام چكيده 1. مالكيت محدود 2. مكاسب محرمه 3. تسهيلات دولتي و توزيع آن 4. پرداختهاي مالي 5. مشروعيت سود به طور مقايسهاي 6. معيار قيمتگذاري عادلانه توضیحاتافزودن یادداشت جدید
اقتصاددانان كلاسيك كه توجيهگران و مبلغان نظام تازه شناخته شده سرمايهداري بودند، توجه زيادي به مقوله سود كردهاند. مسأله مهم اقتصادي از ديد آنها انباشت سرمايه بود و سعي در توجيه آن داشتند و از آنجا كه سود سرچشمه اصلي انباشت سرمايه است، مشروع و قانوني جلوه دادن آن، بخش عمده رسالت اين اقتصاددانان بود.2ليكن با گسترش صنايع و تمركز و انباشته شدن سرمايهها اين «نظارت مستقيم» و مشاركت در امر توليد برچيده شد و صاحب سرمايه به علت اينكه امكانات تملك ابزار توليد را دارد اين مازاد را به خود اختصاص ميدهد. اين بود كه مشروعيت سود، توجيهي ديگر ميخواست. آدام اسميت باني مكتب كلاسيك، در اين باب به تفصيل سخن گفته است. وي معتقد است كه: سود صرفا دستمزد نوعي خاص از كار، يعني بازرسي و مديريت، نيست و متناسب با ميزان سرمايه ميباشد. هر قدر سرمايه بيشتري به كار گرفته شود، سود بيشتري نيز عايد خواهد شد.3صرف نظر از اينكه اين كار خاص، يعني بازرسي و مديريت به چه نحوي صورت گيرد. وجود رقابت در اقتصاد همواره تضمين ميكند كه سرمايههاي به كار رفته در بخشهاي مختلف، نرخ سود كم و بيش يكساني داشته باشند.اسميت در تحليل خويش اشارهاي گذرا به دو نكته مهم دارد كه بعدها هر دوي آن محور بحثهاي طولاني شدند. وي اولاً مسأله خطر و خطرپذيري سرمايهدار را در امر سرمايهگذاري مورد توجه قرار ميدهد4 و ثانيا با بيان اينكه سبب مستقيم افزايش سرمايه، صرفهجويي است نه توليد5، سود را پاداش سرمايهدار در مقابل امساك و صرفهجويي براي انباشت سرمايه قلمداد ميكند. سرمايهدار با صرفهجويي و صرف نظر از مصرف فعلي دارايي خويش، توانسته است آن را ذخيره كند و در جريان توليد به كار اندازد، پس بايستي به خاطر اين گذشت و فداكاري پاداش دريافت دارد كه همان سود است.ديويد ريكاردو، متفكر ديگر اين مكتب، تأكيد بر اين دارد كه كار تنها عامل خلق ارزش است، و بدين ترتيب نظريه «ارزش ـ كار» را ميپذيرد. وي براي حل اين تناقض كه اگر ارزش صرفا مخلوق كار كارگر است، پس سهم سرمايه، يعني سود كه اينقدر مورد توجه او و هممسلكانش قرار گرفته است، كجاست، اعلام ميدارد كه سرمايه هم خود نوعي كار بوده و حاصل كارگذشتگان ميباشد كه انباشته شده است،6 بدين ترتيب محصول از همكاري كار جاري و كار گذشته توليد ميشود و لذا بين صاحبان اين دو نوع كار تقسيم خواهد شد. پس سهم سرمايهدار از آن جهت كه سرمايه خود حاصل كار بوده و در واقع نوعي كار محسوب ميشود، مشروع است.توجيه ژان باتيستسه از اين جهت جالب توجه است كه وي نقش كارفرما را در جريان توليد مورد مداقه قرار ميدهد، وي ميگويد: سود مركب از دو بخش است: بهره وام و درآمد كارِ كارفرما.7 قسمت اول به سرمايهدار به دليل اينكه صاحب سرمايه است تعلق ميگيرد و قسمت دوم درآمد وي در واقع پاداش مهارتهاي حرفهاي وي به عنوان مدير ميباشد.سرمايهاي كه كارفرما به كار مياندازد، همانند پولي است كه وام گرفته است و بهره آن بايد از سود ناخالص كسر گردد و مازاد پاداش لياقت، كارداني و هشياري كارفرما ميباشد.8