داشت و برگناهان مى افزايد و در اصـلاح خـود و بـهـبـود كـيـفـيـت اعـمـال خـود نـخـواهـد كـوشـيـد و بـر كمال خويش نمى افزايد.
مـعـناى ديگر ترس از خدا، لرزش دل در برابر هيبت و عظمت الهى است ، از چنين ترسى در آيات قـرآن بـه (خشيت ) تعبير شده است ؛ خشيت ، حالت خضوع و خشوع وتسليم است ، هر چه مرتبه آگـاهـى و مـعـرفـت انـسـان نـسبت به عظمت و جلال خدا افزون شود و خود را در برابر اين عظمت نامتناهى كوچك و حيران احساس كند، درجه خشوع او افزون مى گردد. خدا مى فرمايد:
(اِنَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ)(197) ازميان بندگان خدا، تنها عالمان هستند كه از خدا مى ترسند.
نيز مى فرمايد:
(رَضِىَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُ)(198) خـدا از آنـان خـشـنود است و آنان نيز از خدا خشنود و راضى هستند. اين مقام ، از آن كسى است كه از پروردگارش مى ترسد.
در جاى ديگر مى فرمايد:
(وَاَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَاءْوى )(199) آن كس كه از مقام پروردگارش ترسيده و نفس را از هوا باز داشته ، بهشت جايگاه اوست .
كـسـى كـه بـه ايـن مـرتـبـه از خـوف ، بـرسـد خـداونـد ابـهـت او را در دل همه جهانيان قرار مى دهد.
امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
( مـَنْ خـافَ اللّهَ اَخـافَ اللّهُ مـِنـْهُ كـُلَّ شـَىْءٍ وَمـَنْ لَمْ يـَخـَفِ اللّهَ اَخـافـَهُ اللّهُ مـِنْ كـُلِّ شَىْءٍ)(200) كسى كه از خدا بترسد خداوند همه چيز را از او مى ترساند و كسى كه از خدا نترسد، خداوند او را از هر چيزى مى ترساند.
نـمـونـه آشـكـار ايـن گـفـتـار، امـام خـمـيـنـى قـدس سـره اسـت كـه خـداونـد مـتـعـال بـر اثـر رسـيـدن آن حـضـرت بـه ايـن مـقـام ، هـيـبـتـش را در دل همگان قرار داد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
حد خوف و رجا:
راه درسـت در زمـيـنه خوف و رجا راه اعتدال است ؛ زيرا با توجه به بيان مفهوم رجا، رجاى الهى دقـيـقـاً در راستاى نجات انسان از گناهان گذشته و توبه و پشيمانى از آنها و رهايى از ادامه گـنـاه عـمـل مـى كـنـد، اگر نتيجه رجا ادامه گناه يا افزايش روحيه عصيان باشد طبعاً رجاى غلط وانحرافى است كه نمى تواند همراه با خوف باشد.
انـسـان بـه واسـطـه رجـاى بيش از حد به وادى آمال و آرزوهاى بى جا كشيده مى شود و از انجام تـكـاليـف بـاز مـى مـانـد و بـه واسطه خوفِ زياد به نا اميدى كشيده مى شود و در او انگيزه اى بـراى انـجام وظايف باقى نمى ماند. به عبارت ديگر، رجا تا حد معيّنى خوب و پسنديده است و آن حـد غـلبـه نـكـردن بـرخـوف اسـت و چنانچه اميدوارى از حدّ خود تجاوز كند به غفلت از مكر و عذاب الهى مى گرايد.
قرآن كريم مى فرمايد:
(وَلا يَاءْمَنُ مَكْرَاللّهِ اِلا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ)(201) تنها زيانكاران هستند كه از مكر خدا ايمن هستند.
هـمـچـنـيـن خـوف نـيـز در حد معيّنى پسنديده است و آن حد تحت الشعاع قرار ندادن اميد است . اگر خوف از حد خود تجاوز كرد، به نااميدى منجر مى شود وعين گمراهى خواهد بود.
قرآن كريم مى فرمايد:
(وَلايَيْاءَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ اِلا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ)(202) از رَوْح و رحمت خداماءيوس نمى شوند، مگر گروه كافران .