حقوق از دیدگاه نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حقوق از دیدگاه نهج البلاغه - نسخه متنی

زین العابدین قربانی لاهیجی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید



حق حيات و امنيت شخصى [ ماده سوم اعلاميه. ]

امام عليه السلام جامعه اى مى خواهد كه در آن جان و مال و عرض و آبروى همه ى افراد محفوظ بوده هر كسى در كمال آرامش و امنيت به انجام وظائف فردى و اجتماعى مشغول باشد، از اين رو در فرمان تاريخيش كه براى مالك اشتر صادر فرموده رابطه ى ميان زمامدار و ملت را رابطه ى پدر فرزندى بشمار آورده كه طبعا افراد جامعه نيز با هم برادر وار زندگى خواهند كرد و بديهى است كه برادر نسبت به برادر بهترين روابط انسانى را خواهد داشت، به جان و مال و عرض و حيثيتش تجاوز نخواهد كرد: 'ثم تفقد من امورهم ما تيفقد الوالدان من لودهما' [ نهج البلاغه قسمت نامه ها نامه ى 53. ]

- 'امور مردم را همانند پدر و مادرى كه وضع فرزندانشان را رسيدگى مى كنند رسيدگى نما.'

و در مورد احترام به خون و حق حيات مردم نيز در همان فرمان تاريخى چنين تصريح مى كند. 'بترس از اين كه خون بى گناهى را بريزى زيرا كه ريختن خون ناحق موحب كيفر الهى و زوال نعمت و كوتاهى عمر و سقوط حكومت مى شود، و نخستين چيزى را كه خداوند سبحان روز قيامت ميان بندگانش حكم مى فرمايد، خونهاى ناحقى است كه ريخته اند، بنابر اين برقرارى حكومت را از ريختن خون بيگناهان مخواه زيرا چنين كارى نه تنها پايه هاى حكومت را سست مى كند بلكه آن را از بين مى برد و به ديگران انتقال مى دهد، و بدان كه ترا نزد خدا و نزد من براى چنين كارى عذرى نخواهد بود و چنين عملى قصاص بدنبال خواهد داشت...' [ نهج البلاغه قسمت نامه ها نامه ى 53. ]
آرى امام عليه السلام نيز همانند رسول خدا معتقد است: مومن كسى است كه ديگران از او بر مال و جانشان ايمن باشد و از دست و زبانش در امان. [ جامع العادات ج 2 ص 211. ]

حق مبارزه با ستم و ستمكار [ ماده 12/8/7. ]

در مكتب امام عليه السلام، ظلم و ستم همانند ميكرب خانمان براندازى است كه همه افراد جامعه در نابودى آن مسئوليت دارند، در درجه ى اول شخص حاكم اسلامى و در مرحله ى بعد، همه ى
افراد ملت، موظفند در ريشه كن كردن آن كوشش نمايند.

روى همين جهت بوده كه امام عليه السلام بعد از قتل عثمان حكومت اسلامى را پذيرفت [ و ما اخذال على العلماء ان لا يقاروا على كظه ظالم و لا سغب مظلوم لا لقيت جلها على غاربها و لقيت آخرها بكاس اولها "خطبه 3". ] و با همه ى اصرارى كه امثال ابن عباس در ابقاء معاويه بر سمند استاندارى شام نمودند، حضرت حتى راضى نشد يك لحظه او در سر كار باقى بماند.

و ما در اكثر خطبه ها و كلمات امام عليه السلام مضوع بمبارزه با ظلم را آشكارا مى بينيم. در يكجا به والى خود 'زياد بن ابيه' هنگامى كه او را به استاندارى فارس مى گمارد، ضمن سفارشات طولانى چنين مى فرمايد: 'عدل و داد را بكار ببر و از فشار و ظلم بپرهيز، زيرا كه اختناق و فشار موجب آوارگى مى گردد، و زورگوئى و ستم، كار را به شمشير مى كشاند'. [ حكمت 468. ] و در جاهاى ديگر به آحاد ملت دستور مى دهد كه: 'دشمن ستمكار و يار و ياور ستمديده باشيد [ نهج البلاغه به نقل از الامام على ج 2. ] دست ستمكار نادان را كوتاه سازيد [ نهج البلاغه به نقل از الامام على ج 2. ] سنگ را از هر ناحيه اى كه بسوى شما آمد به همان نقطه برگردانيد، [ نهج البلاغه به نقل از الامام على ج 2. ] خداوند بيامرزد كسى را كه اگر ستمى ديد با آن مبارزه مى كند و آن ر از بين مى برد. [ نهج البلاغه به نقل از الامام على ج 2. ]

/ 13