حقوق پدر و فرزند بر يكديگر - حقوق از دیدگاه نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حقوق از دیدگاه نهج البلاغه - نسخه متنی

زین العابدین قربانی لاهیجی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حقوق پدر و فرزند بر يكديگر

هر كدام از والدين و اولاد از نظر اسلام، بر ديگرى حقوقى دارند كه در كتب اخلاق، بطور تفصيل آمده است، امام عليه السلام درباره ى حقوق متقابل پدر و فرزند چنين مى فرمايد:

'ان للولد على الوالد حقا، و ان للوالد على الولد حقا، فحق الوالد على الولد ان يطيعه فى كل شيى الا فى معصيته اله سبحانه، و حق الولد على الوالد ان يحسن اسمه و يحسن ادبه ويعلمه القرآن'

'هر كدام از پدر و فرزند بر يكديگر حقى دارند، حق پدر بر فرزند آنست كه پدر را جز در نافرمانى و معصيت خدا اطاعت نمايد، و حق فرزند بر پدر آنست كه نام نيكو برايش بگذارد، و او را با ادب و آراسته بار آورد، و قرآن را به او بياموزد'. [ حكمت 391. ]

حقوق برادران دينى و دوستان

درباره ى حقوق برادران دينى و دوستان نيز، مطالب فراوانى در كتب احاديث و اخلاق موجود است كه از باب نمونه به جلات زير اكتفاء مى شود:

'لا يكون الصديق صديقا حتى بحفظ اخاه فى ثلاث': 'فى نكبته، و غيبته، و وفاته' [ حكمت 129. ]

'تنها كسى را مى توان دوست دانست كه در سه مورد حساس زير به دوستش وفادار باشد: در گرفتاريش و غيبتش و مرگش'.

و در مقام راهنمائى و چگونگى رفتار با او چنين دستور مى دهد:

'عاتب اخاك بالاحسان اليه واردد شره بالانعام
عليه'. [ حكمت 150. ]

'برادر و دوستت را با نيكى سرزنش كن و شرش ر با بخشش بر او برطرف گردان'.

امام عليه السلام وصيت نامه اى كه براى فرزند برومندش امام حسن عليه السلام مرقوم فرموده ضمن آن درباره ى حقوق برادران دينى و دوستان چنين توصيه مى فرمايد:

'احمل نفسك من اخيك عند صرمه على الصله، و عند صدوده على اللطف و المقاربته، و عند جموده على البذل، و عند تباعده على الدنو، و عند شدته على اللين، و عند جرمه على العذر، حتى كانك له عبد، و كانه ذو نعمته عليك، و اياك ان تضع ذالك فى غير موضعه، او ان تفعله بغير اهله، لا تتخذن عدو صديقك صديقا فتعادى صديقك، و امحض اخاك النصيحته حسنته كانت او قبيحه، و تجرع الغيظ فانى لم ارجرعه احلى منها عاقبته و لا الذمغبته، ول لمن غالظك فانه يوشك ان يلين لك، و خذ على عدوك بالفضل فانه احلى الظفرين، وان اردت قطيقه اخيك فاستبق له من نفسك تقيه ترجع اليها ان بداله ذالك يوما ما، و من ظن بك خيرا فصدقظنه، ولا تضيعن حق اخيك اتكالا على ما بينك و بينه، فانه ليس لك باخ من اضعت حقه، و لا يكن اهلك اشقى الخلق بك، و لا ترغبن فيمن زهد عنك، و لا يكونن اخوك على مقاطعتك اقوى منك على صلته، و لا يكونن على الاسائه اقوى منك على الاحسان، و لا يكبرن عليك ظلم من ظلمك، فانه يسعى فى مضرته و نفعك، وليس جزاء من مسرك ان تسوئه' [ نهج البلاغه قسمت نامه ها نامه ى 31. ]

'در مورد برادر دينيت چنان باش كه هر گاه او قطع رابطه مى كند تو با او رابطه برقرار كن،
وقتى كه او دورى مى كند تو با او مهربانى كن، هنگامى كه او بخل مى ورزد تو بخشش كن، زمانى كه او فاصله مى گيرد تو نزديك شو، وقتى كه او درشتى مى كند تو نرمى كن. زمانى كه او مرتكب جرمى مى شود برايش عذرى بتراش كه گويا تو بنده ى او و او ولى نعم تو است، اما توجه داشته باش كه اينگونه اعمال را نسبت به افراد نااهل و در غير موردش انجام ندهى، دشمن دوستت را دوست مگير كه در آن صورت با دوستت دشمنى كرده اى، در اندرز برادرت چه به ذائقه اش خوشايند باشد و چه بدآيند بى شائبه و خالص باش، و در مورد او خشمت را به آهستگى فروبرد كه من نوشيدنى اى شيرين و گواراتر از آن در پايان نديدم، و در برابر كسى كه نسبت به تو درشتى مى كند، نرمش داشته باش كه به زودى نرم خواهد شد، و نسبت به دشمنت گذشت داشته باش كه از انتقام شيرين تر است، و هرگاه خواستى كه با برادرت قطع رابطه كنى جاى آشتى را باقى بگذار، و كسى كه به تو گمان نيكو دارد، گمانش را راست قرار دبده، و حق برادرت را به اتكاء خصوصياتى كه ميان تو و اوست ضايع مگردان، زيرا كسى كه حقش را ضايع كنى ديگر برادر تو نيست، و مبادا كه نزديكانت بدبخت ترين مردم نسبت به تو باشند، و كسى كه از تو دورى مى كند و ميل به دوستى با تو را ندارد رغبت نداشته باش، مبادا كه برادرت در قطع رابطه كردن با تو نيرومندتر از ارتباط برقرار كردنت باشد، و مبادا او در بدى كردن، از تو به نيكى كردن تواناتر باشد، و نبايد ستم ستمگر بر تو
بزرگ آيد، زيرا او به زيان خود و سود تو كوشش مى نمايد، و پاداش كسى كه ترا مسرور كرده اين نيست كه اندوهگينش سازى'.

/ 13