حقوق از دیدگاه نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حقوق از دیدگاه نهج البلاغه - نسخه متنی

زین العابدین قربانی لاهیجی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حق آموزش و پرورش [ مقايسه با ماده 26 و 27 اعلاميه ى حقوق بشر. ]

در آن عصرى كه در تمام شهر مكه بيش از 17 نفر و در مدينه 11 نفر قدرت خواندن و نوشتن نداشتند و در ايران و چين كه از كشورهاى متمدن آن زمان بشمار مى رفتند، سواد و دانش در انحصار گروهى خاص بود، فرزندان پيشه وران و دهقانان حق نداشتند از نعمت سواد و دانش بهره مند گردند، پيامبر اسلام، 'طلب دانش را بر هر فرد مسلمانى فرض و واجب شمرد' و از وظائف پدران دانست كه به فرزندانشان خواندن و نوشتن بياموزند 'و يعلمه الكتابه' [ مكارم الاخلاق ص 253. ] و امام عليه السلام نيز به پيروى ار رسول خدا "ص" نه تنها حق با سواد شدن به همه انسانها مى دهد و وظيفه مردم و پدر و مادرها مى داند كه فرزندانشان را با سواد كنند، بلكه وظيفه ى حكومت اسلامى مى داند كه بطور رايگان وسائل صحيح تعليم و تربيت را در اختيار مرم قرار دهد و آنان را اجبارا با سواد نمايد.

چنان كه در سابق در بحث حقوق متقايل 'زمامدار و ملت' ديديم، امام عليه السلام از جمله ى حقوقى را كه ملت بر گردن زمامدار دارد، همين تعليم و تربيت رايگان اجبارى است. '... و تعليمكم كيلد تجهلوا و تاديبكم كيما تعلموا...' [ نهج البلاغه خطبه ى 33. ]

همين طرز تعليم و تربيت علوى بود كه موجب گرديد، جنبش عظيم فرهنگى در جهان اسلام پديد آيد تنها در كتابخانه ى بيت الحكمه بغداد 4000000 جلد كتاب گرد آيد و تنها در اسپانيا ساليانه
هفتاد تا هشتاد هزار جلد كتاب تهيه شود و شعبه هاى علوم تا 500 شعبه گسترش يابد و فرزندان افراد گمنام و دزد مانند احمد، محمد و حسن معروف به 'بنو موسى' جزء معروفترين دانشمندان اسلامى در رشته علوم رياضى و غيره جلوه كنند و بالاخره اروپاى از همه جا بى خبر با تمدن و فرهنگ انسانى اسلام آشنا گردد. [ در اين باره به جلد دوم اسلام و حقوق بشر تحت عنوان 'نقش اسلام در پيشرفت فرهنگ و تمدن انسانى' كه هم اكنون زير چاپ است مراجعه شود. ]

حق بهره مندى از يك زندگى انسانى [ ماده 25 -24 -23. ]

در مكتب امام على عليه السلام، همه ى افراد بشر حق دارند كه از يك زندگى انسانى بهره مند باشند. اينكه ديده مى شود گروهى در ناز و نعمتند، و گروهى ديگر با فقر و فاقه دست بگريبان، يا بخاطر اينست كه ثروتمندان به وظيفه ى خود عمل نمى كنند، 'فقيرى گرسنه نماند مگر آنكه ثروتمندى از حقش سوء استفاده كرد. [ امام عليه السلام فرمود: 'ما جاع فقير الا بما متع به غنى- ما رايت نعمته موفوره الا و الى جانبها حق مضيق' "الامام على ج 1 ص 213". ] هيچ نعمت فراوانى را نديدم مگر آنكه در مقابل آن حقى ضايع گرديد.' [ امام عليه السلام فرمود: 'ما جاع فقير الا بما متع به غنى- ما رايت نعمته موفوره الا و الى جانبها حق مضيق' "الامام على ج 1 ص 213". ] و يا بجهت اينست كه فقرا، وظيفه ى انسانى خود را در تحصيل يك زندگى آبرومندانه انجام نمى دهند: 'آيا شايسته است كه شما از مورچه هم كمتر و ناتوان تر باشيد و حال آنكه اين حيوان حقير، در كمال جديت آذوقه ى خود را بطرف لانه ى خويش مى كشاند و روزى خود را از فعاليت بدست مى آورد.' [ كافى كتاب العيشه ج 5 ص 79. ] و يا به اين علت است كه زمامداران مردم شايسته اى نيستند و در تدبير اداره ى امور و طرح پروژه هاى صحيح و برقرارى عدالت اجتماعى عاجزند: 'و نيكوترين چيزى كه مايه ى روشنائى چشم حكمرانان مى باشد، بر پا داشتن عدل در كشور و آشكار ساختن علاقه ملت است، و در بسيار بديهى است كه علاقه ى آنان آشكار نمى گردد مگر آنكه دلهايشان از خشم و كينه نسبت به آنان پاك باشد و اينكار حاصل نمى شود مگر آنكه حكومتشان را با جان و دل قبول داشته پايان آن را انتظار نكشند...' [ و ان افضل قره عين الولاه استقامه العدل فى البلاد و ظهور موده الرعيه و انه لا تظهر مودتهم الا بسلامه صدورهم و لا تصح نصيحتهم الا بحيطتهم على و الاه امورهم و قله اشتقال دولهم و ترك استبطام انقطاع مدتهم "نهج البلاغه خطبه ى 53". ]

در هر صورت اگر در جامعه اسلامى افرادى پيدا شدند كه از زندگى انسانى بى بهره بودند، در مكتب امام عليه السلام تامين زندگى تنها بعهده ى حكومت اسلامى است چنانكه آن حضرت در فرمان تاريخيش كه براى مالك اشتر صادر فرموده در اين باره چنين تاكيد مى كند: 'از خدا بترس درباره ى طبقه زير دست درمانده و نيازمند و بيچاره اى را كه چاره اى ندارند، زيرا در اين طبقه هم افرادى هستند كه بيچارگيشان را ابراز مى كنند و هم كسانى كه با همه احتياجى كه دارند، اظهار نمى كنند، تو براى رضاى خدا فرمانش را در حق ايشان اجراء كن و قسمتى از بيت المالى كه در دست تو است و قسمتى از غلات و بهره هائى كه از زمينهاى غنيمت اسلام كه بدست آمده در هر
شهرى، برايشان مقرر دار زيرا براى دورترين آنها همان حقى است كه براى نزديكترين آنها است، و رعايت هر يك از ايشان بر تو لازم است مبادا خوشگذرانى ترا از حال آنان غافل سازد... سرپرستى يتيمان و سالخوردگانى كه راه چاره اى ندارند و نمى توانند خود را براى درخواست حاضر كنند، به عهده بگير كه اينان در ميان مردم بعدل و دادگرى نيازمندترند.' [ خطبه ى 53 از نهج البلاغه. ]

'امام عليه السلام نه تنها حق بهره مندى از يك زندگى انسانى را براى همه ى افراد جامعه طبق اين فرمان ضرورى مى داند، بلكه اين حق را شخصا حتى براى غير مسلمين نيز در دوران حكومت چند ساله اش پياده فرموده است، در كتب وسائل آمده كه روزى امام عليه السلام مرد كور پيرى را ديد كه گدائى مى كرد، فرمود: اين چه كارى است كه او انجام مى دهد؟ گفتند: يا اميرالمومنين او مسيحى است، امام فرمود: آنوقت كه او قدرت بر كار داشت از او كار گرفتيد، حال كه عاجز و ناتوان شده رهايش نموديد؟! زندگيش را از بيت المال تامين نمايد.' [ وسائل الشيعه ج 6 كتاب جهاد با 19 روايت 1 ص 49. ]

اين نصوص نشان مى دهد كه دنياى بشريت پيش از آنكه در فكر افراد بى نوا و درمانده بيافتد و زندگيشان را از راه آبرومندى تامين نمايد، در مكتب علوى اين گروه داراى زندگى انسانى بوده اند.

/ 13