حقوق از دیدگاه نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حقوق از دیدگاه نهج البلاغه - نسخه متنی

زین العابدین قربانی لاهیجی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و اينك به ترجمه گفتار امام عليه السلام توجه فرمائيد: 'و از پست ترين حالات زمامداران نزد مردم شايسته اين است كه درباره ى آنها گمان رود كه افتخار كردن و خود ستائى را دوست دارند، و كردارشان حمل به كبر و خود خواهى گردد، و من كراهت دارم كه به گمان شما راه يابد كه من مبالغه ى در تعريف و استماع ثنا گوئى شما را دوست دارم، در صورتى كه خدا را سپاس گذارم كه چنين نيستم، و اگر هم دوست مى داشتم كه چنين عملى درباره ام انجام گيرد، آن را به خاطر فروتنى براى خدا كه به عمظت و كبريائى سزاوارتر است ترك كرده ام. و اگر مردمى بخاطر انجام كار مهمى دوست مى دارند كه آنها را مدح كنند، چنين كارى درباره ى من انجام ندهيد زيرا كارهايم تنها روى
وظيفه و مسئوليتى است كه از ناحيه خدا و شما بعهده ام گذارده شده و هنوز آن را بطور كامل انجام نداده ام و انجام وظيفه كه اينهمه سر و صدا ندارد.

و با من چنانكه با ستمگران گفته مى شود، سخن بگوئيد، و آنطور كه پيش مردم خشمگين از ابراز حقيقت خود دارى مى شود، خود دارى نكنيد، و با من با تملق و چاپلوسى و ظاهر سازى آميزش ننمائيد، و درباره ام گمان مبريد كه گفتار حق بر من گران خواهد آمد و يا از شما انتظار بزرگ شمردن خود را دارم، خير، زيرا كسى كه گفتار حق بر او گران مى آيد و از پيشنهاد دادگرى ناراحت مى شود، قطعا عمل به آنها بر او گرانتر و دشواتر خواهد بود.

عليهذا از گفتار حق و مشورت بعدل خود دارى نكنيد زيرا گر لطف خدا نباشد من از خطا و اشتباه در امان نخواهم بود و بدانيد: من و شما بنده ى پروردگارى هستيم كه جز او خدائى نيست و از ما آنچه را كه خودمان مالك آن نيستيم، مالك و صاحب اختيار است'. [ و ان من اسخف حالات الولاه عنده صالح الناس ان يظن بهم حب الفخر، و يوضع امرهم على الكبر، و قد كرهت ان يكون جال فى ظنكم انى احب الاطرا و استماع الثناء و لست بحمدالله كذالك و لو كنت احب ان يقال ذالك لتركته انحطاط الله سبحانه عن تناول ما هو احق به من العظمته و الكبريا، و ربما استحلى الناس الثناء بعد البلاء، فلا تثنوا على بجميل سناء لا خراجى نفسى الى اله و اليكم من البغيه فى حقوق لم افرغ من ادائها و فرائض لابد من امضائها، فلا تكلمونى بما تكلم به الجباربره و لا تتحفظوا منى بما يتحفظ به عند اهل البادره، و لا تخالطونى بالمصانفه، و لا تظنوا بى استثقال حق قيل لى، و لا التماس اعظام لنفسى، فانه من استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه كان العمل بهما عليه اثقل، فلا تكفوا عن مقاله بحق، امو مشوره بعدل، فانى لست فى نفسى بفوق ان اخطى ء و لا آمن ذالك من فعلى الا ان يكفى اله من نفسى ما هو املك به منى، فانما انا و انتم عبيد مملوكون لرب لا رب غيره. يملك منا ما لا تملك من انفسنا "نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى ج 4 ص 41". ]

بزرگترين حق

بنظر امام عليه السلام، حقوق متقابل زمامدار و ملت، از همه ى حقها برتر و بالاتر است زيرا بقاء و شايستگى هر جامعه و قوام دين و عزت دنيا و آخرت هر ملت و جمعيتى به آن وابستگى دارد و عدم رعايت همين حق است كه جامعه را به سراشيب سقوط مى كشاند.

امام عليه السلام، اين واقعيت را ضمن يكى از خطبه هاى نهج البلاغه چنين شرح مى دهد: 'و بزرگترين حقها كه خداوند واجب گردانيده حق والى بر رعيت و حق رعيت بر والى است'.

و اين حقوق را خداوند براى هر يك از والى و رعيت نسبت بديگرى واجب فرموده و آن را سبب الفتشان و عزت دينشان قرار داده است.

عليهذا وضع رعيت نيكو نمى شود مگر با شايستگى زمامدارن، و حال حكمرانان نيز نيكو نمى گردد مگر با فرمانبردارى ملت در دائره تكليف، پس هر گاه ملت وظيفه اش را نسبت به زمامدار، و زمامدار نيز وظيفه اش را نسبت به ملت انجام دهد، در آنوقت، حق در ميانشان عزيز مى شود و راههاى دين استوار مى گرد و نشانه هاى عدالت پا بر جا مى شود و سنتها در جاى خود جريان مى يابد، آنوقت است كه روزگار شايسته مى گردد، و مردم به بقاء دولت علاقمند مى شوند، و طمعهاى دشمنان از بين مى رود.

ولى اگر ملت از فرمان زمامدار سرپيچى كند، و يا حاكم بر ملت ستم نمايد، در آن وقت است كه اختلاف و دوئيت پديد آيد، و نشانه هاى ستم آشكار گردد، و نادرستى و فساد در دين زياد شود، و به سنتها عمل نشود، نتيجه آن خواهد شد كه هر كس به هوى و هوس خود عمل خواهد


كرد، و احكام الهى تعطيل خواهد شد، و امراض روحى زياد خواهد گرديد، و كسى براى تعطيل حق بزرگ و انجام اعمال زشت و ناپسند ناراحت نخواه شد، در اين وقت است كه نيكان ذليل، و بدان عزيز مى شوند، و عقوبات خدا در مورد بندگان، بزرگ مى گردد، پس بر شما باد در بكار بستن حق به نصيحت و خير خواهى كردن و نيكو همكارى نمودن.' [ نهج البلاغه قسمت خطبه ها خطبه ى 207. ]

/ 13