حرم اوّل در بيان مكّه معظّمه - مکه، جنت اول (1) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه، جنت اول (1) - نسخه متنی

فخرالواعظین خلخالی؛ ترجمه: محمدرضا انصاری قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حرم اوّل در بيان مكّه معظّمه

حرم: در لغت عربي به معني حُرمت و تعظيم و محّل ستور1 در نظر بيگانگان مهجور، به اين مناسبت اندرون سلطان را حرم گويند. امّا در اصطلاح، مشاهد مشرّفه را حرم خوانند، مشهورترين آنها حرم كعبه است و حرم رسول الله و حرم هاي ائمه(عليهم السلام)است.

اسامي مكّه: اُمّ القري، كعبه، عرش الله، بَلدُالحرام، بيتِ العتيق، اُمّ رحم، اُمّ الأرضين، قادس، مقدّسه، بساسه، نساسه، حجاز، حاتمه، بَطحا، رأس، كوثي، بيت الله الحرام، مكّه، بكّه، بلد أمين.

جغرافياي آنجا: شهر مكّه مركز ولايت حجاز، و منشأء دين مبين، و قبله مؤمنين، و مولد حضرت سيّد المرسلين، و زيارتگاه مؤمنين و مسلمين است. در ميان كوهستان غير مُنبت2 در وسط درّه واقع است و عدد نفوس آنجا شصت و هفت هزار و اهلش عرب و شافعي مذهب، حنفي و مالكي و حنبلي و زيدي نيز بسيارند. قر«يـ»ـب3 هشتاد و پنج خانه شيعه اماميّه در آنجا سكونت دارند و فرقه شافعي در كمال اقتدارند. و ضعيف اندام و سياه چهره و اسمر اللّون4مي باشند.

آب آنجا: اوّل بئر زمزم بود و آن چاهي است كه ابراهيم(عليه السلام) از براي اسماعيل كنده بود، مدّتي انباشته گشته مخفي شد، بعد عبدالمطلب حفر5 نمود، آن چاه در طرف مغرب كعبه واقع است نزديك به مقام ابراهيم، و چهل گز6 عمق اوست و آب آن چاه شورناك است.

در ابتدا غير از آب زمزم آبي نداشت، تا اين كه زبيده خاتون زن هارون الرّشيد از سمت طائف و عرفات و منا قناتي كنده آبي اخراج كرده و به جريان آورد. مدتي از ريگ انباشته گرديد، بعد به همت سلطان ابوسعيد7 و سلاطين آل عثمان آن را جاري گردانيده و لوله هاي مسين در زمين نشانده آب را به شهر آوردند و مأكولات8 آنجا را از طائف و از اطراف ديگر آورند.

حدود آن: طرف شرقي كوه صفا و كوه ابوقبيس، سمت غربي كوه عرفه و شاما، جانب جنوب كوه مروه، طرف شمال كعبه صفا است.

امّا جغرافي كبعه: بدان كه كعبه در وسط مسجد الحرام مي باشد و هر دو در ميان شهر واقع اند.

اركان آن: ركن عراقي، ركن يماني، ركن غربي، ركن شامي است.

طول كعبه: از ركن عراقي كه حجرالاسود در اوست الي ركن شامي، بيست و پنج ذراع9است.

عرض كعبه: از ركن يماني الي10 ركن عراقي بيست و يك ذراع و يك شبر11 است.

ارتفاع ديوار كعبه: سي ذراع است.

دور سطح سقف كعبه: بيست و هفت ذراع است.

ضخامت سقف: دو ثلث ذراع است.

ضخامت ديوار: چهار شبر و چهار انگشت است.

و پشت بام: كعبه را به قلعي اندوده اند.

و سه ستون: در عرض است براي نگهداري سقف دوّم كه پرده هاي بيت شريف به آن مربوط است، و در پنج موضع از خانه، پنج چوب عريض و محكم و متين به قامت انساني منصوب مي باشد.

باب هاي(12) كعبه: او را دو در است; يكي از پايين و ديگري از بام خانه است و هر دو از درخت عود است.

طول در: هفت ذراع است كه در آن چهار حلقه از نقره است و در اندرون خانه سُلّمي13نزديك ركن شامي است، «كه» در ديوار پنهان است.

مرقاة آن: يعني پلّه هاي كعبه بيست و نه است و از اطراف خانه حلقه ها و چوب ها براي پرده نصب شده است.

ميزاب14 آن: قطعه«اي» از چوب است، بر او صفحه هاي نقره كشيده اند و نقره را مطلاّ كرده اند.

طول ميزاب: چهار ذراع و نيم است.

عرض ميزاب: دو ثلث ذراع است و آنچه در طول ميزاب داخل ديوار است به ذراع بنّايان دو ثلث ذراع است. و در نزديك به ديوار دايره اي از طول دارد و در سه موضع از نقره «پوشيده شده است».

و حجرالأسود: به ركن عراقي منصوب15 است، كسي كه ميانه بالا است به سهولت او را مي بوسد، براي اين كه از زمين به اندازه شش وجب بلند است. و در اين اوقات اطراف حجرالاسود را به طلا محكم كرده اند، نظر كردن به آن موجب سرور و بهجت است.

حطيم: واقع است در ميانه خانه و حجرالاسود و آن مقام افضل بقاع ارض است و حطيم به معني خورد شده است، چه ازدحام حاج در آن محل زياد مي شود تا خورد مي گشتند.

شاذروان: احاطه به تمام خانه دارد، ارتفاع آن دو ثلث شبر است و عرضش نصف ذراع و بر پشت آن گچ ريخته اند و الواح رخام،16 كه طولا يك ذراع و نيم است، بر آن منصوب و خميده است كه كسي بر آن نتواند بايستد.

مُستجار: مكاني است در پشت كعبه، مقابل باب است، نزديك به باب مسدود17 است، آن محل را مستجار نامند. قبل از آن كه تجديد تعمير بيت شود، آن باب كعبه بود، حال مسدود است، وجه تسميه18 مُستجار آن است: در همان مكان طلب آمرزش و مغفرت كنند تا از آتش جهنّم محفوظ باشند، چنانكه سابق بر اين انبيا و اوليا در آن محل با خداوند راز و نياز كرده و دعاهاي ايشان مستجاب گشته.

حجر الكعبه: مشهور است به حِجْر اسماعيل:

«والحِجْر الحائط المستدير الي جانب الكعبة الغربي، وكلّه من البيت أو ستة أذرع منه أو سبعة، نقل أنّ إسماعيل بن إبراهيم دَفَن أُمّه في الحِجْر فَحَجر عليها لئلاّ توطأ.19

قال الصادق(عليه السلام): دفن في الحجر ممايلي الركن الثّالث عُذراي بنات اسماعيل، وفيه الحجر بيت اسماعيل وفيه قبر هاجر و قبر اسماعيل» 20 انتهي.

يعني آن مصطبه21 محوّطه به حايط22 آن، محوّطه مدوّري است در سمت غربي كعبه، نزديكي ركن واقع است، و آن ديواري است كوتاه و مستدير23 مانند نصف دايره، مقابل ركن شامي و ارتفاع آن ديوار دو ذراع است و عرض آن نيز به همين مقدار است و طول آن عرض كعبه است و در طرفين حجر دو معبر24است عرض هر يك دو ذراع و نيم است.

مقام ابراهيم: آن سنگي است كه اثر پاي مباركش در اوست، مابين ركن و مقام است.

تاريخ بناء كعبه: هزار و هشصد و نود سال قبل از ميلاد عيسي به وقوع پيوست.

تاريخ قبله مسلمانان بودن كعبه: در سال دوم هجرت از جانب بيت المقدس به سوي كعبه بگشت.

وضع كعبه با مسجد الحرام: اصل خانه كعبه از جحرالاسود تا ركن يماني كه بر طول مسجدالحرام است، عرض كعبه حساب مي شود «و» يازده ذرع است، و از ركن يماني و شامي كه عرض مسجد و طول خانه كعبه است دوازده ذرع است.

/ 7