جغرافياي مسجد الحرام
قوله(صلي الله عليه وآله): «أوّلُ مَسجد بُنِي علي وَجْهِ الأرضِ هُوَ مَسْجِدُ الحَرامِ وَبَعْدُهُ بَيتِ المَقدِس بأربَعينَ سَنة» .25 طول مسجد: چهار صد ذراع است. عرض مسجد: دويست و هفتاد ذراع است. باب هاي مسجد: سي و نه است، در سمت باب الزياره، كه غربي خانه كعبه است، هفت در دارد، و در سمت باب ابراهيم كه جنوب خانه كعبه است چهار در دارد، در سمت باب الصّفا كه شرقي خانه كعبه است هفده در است، و در سمت باب السّلام كه شمالي خانه كعبه است، يازده در است. طاق هاي مسجد: مشتمل است بر سي و شش طاق، دهنه هر طاقي چهار ذرع و نيم است كه مجموع آن، صد و هشت ذرع است، و چهار اطراف شبستان است. عرض شبستان ها: از همه طرف سيزده ذرع است. ستون هاي مسجد: مجموع ميل هاي سنگي كه طاق ها را بر بالاي آن بنا كرده اند پانصد عدد است، و از جمله آن پانصد ميل يكصد و بيست و پنج آن سنگ كوچك، مثل آجر تراش كرده بر بالاي آن كار كرده اند، و سيصد و هفتاد و پنج آن ستون يكپارچه است كه از سنگ سفيد است و بلندي هر يك تقريبا سه ذرع و نيم است، قالَ رَسولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله): «لا يُشدُّ الرّحالَ إلاّ إلي ثلاثةِ مساجِدَ، مَسجِدَ الحَرامِ، وَمَسجِدَ الأقصي، وَمسجِدي هذا» . چنانكه گفته شد خانه كعبه در مسجدالحرام است و آن مسجد در وسط شهر مكه است، و آن شهر از ولايات حجاز است و از اقليم دوّم است، و در شهر در ميان درّه واقع است كه در طرف شرقي آن كوه ابوقبيس «و] قعيقعان است، و كوه ابوقبيس كوه بزرگي است، و طرف غربي كوه شاما و كوه شيبر و آن كوه بلند[ي»است مُشرف بر منا و مُزدلفه. . . شهر مكه: ده هزار و سيصد و هفتاد گام «است»، امّا اندرونش خراب و جبال و تلال(26)بسيار است و آن زمين محلّ كشت و زرع نيست، قوله تعالي: «بِواد غَيرَ ذي زَرع عِنْدَ بَيتِكَ الُمحَرّم» ،27 و هر چه ايشان را به كار آيد از ولايت ديگر آورند، ولايت طائف بر هشت فرسنگي آنجا است و مدار مكّه ارتفاعات طائف است، و طائف نزديك كوه عروان واقع است و بر آن كوه برف و يخ مي باشد، و در مُلك عربستان غير آنجا برف و يخ نبود، و خوبي هواي طائف از آن كوه است. چاه زمزم: بر طرف غربي كعبه است و چهل گز عمق دارد، و دور سرش يازده گز است، و بر سرش قبّه28 ساخته اند و دو درخت مربّع از چوب ساج گذرانيده، و بر هر يك جهت آب مي توان كشيد و آب آن شور است، و اكنون در مكّه آب روان است، مردم آنجا اكثر29 سياه چهره اند و به تجارت مشغول و بر مذاهب مختلفه عمل مي كنند. امّا حدود حرم: به فرمان حق شهر مكّه و حواليش همه حرم است: اوّل: از راه مدينه تا ده ميل، كه سه فرسنگ و ميلي بُود، حرم است، و ميقاتش ذوالحليفه و از او تا مكه 3 ك. دوّم: از راه جدّه تا ده ميل كه سه فرسنگ و ميلي بود، و ميقاتش تا مكه 3 ك. سيّم: از راه مصر و شام تا نود فرسنگ حرم است، و ميقاتش جُحفه و از آنجا تا مكّه سي و سه فرسنگ و تا دريا دو ميل. چهارم: از راه يمن و تهامه تا هفت ميل كه دو فرسنگ و ميلي بود حرم است، و ميقاتش يَلَمْلَم و از او تا مكه 5 ك. پنجم: از راه نجد تا نود فرسنگ حرم است، و ميقاتش از حاجر «است». ششم: از راه عراق تا نه ميل كه سه فرسنگ بود حرم است، و ميقاتش ذات العرق و از او تا مكّه پانزده فرسنگ و ميلي بود، و دور و حوالي اين حرم سي و هفت ميل است كه دوازده فرسنگ و ميلي بود، و جهت نشان در آن اميال30 ساخته اند، همه لم يزرع است. و امّا خارج حرم بساتين و باغات و زراعات فراوان و آب روان «مي»باشد. ميقاتگاه: كه حاجيان بيت الله بايد در آنجا غُسل كرده، احرام ببندند، شش مقام است: 1 ـ ذوالحليفه: در شش ميلي مدينه است، و مسجد شجره در آنجا واقع است «كه » احرامگاه اهل مدينه است. 2 ـ حُجفه: در سه منزلي مكّه است، و ميقاتگاه اهل شام است كه اهل مصر از آنجا احرام مي بندند. 3 ـ يَلَمْلَم: كوهي است از جبال31 تهامه، احرامگاه اهل يمن است. 4 ـ قرن المنازل: ميقاتگاه اهل نجد است، و اويس قرني32 از آنجا است. 5 ـ وادي العقيق: صحرايي است طويل،33 زياده از دو منزل قاصِدِ سريع السّير است، ميقاتگاه عراق عرب و جبل عامل است، اوّل آن صحرا را مسلخ گويند از سمت عراق كه به مكه روند، و آخر صحرا را ذات عرق گويند. 6 ـ خود مكه: ميقاتگاه است از براي حجّ تمتّع «كه» احرام مي بندند، افضلش34مسجدالحرام است، يا از تحت ميزاب،35 يا در مقام ابراهيم، يا در حِجْراسماعيل مُحرم شوند. مساحت: دور و حوالي ميقاتگاه هفتصد و سي سه ميل «است»، كه دويست و چهل و چهار فرسنگ و ميلي بود كه نهاده شد. طوافگاه: صحن مسجدالحرام طوافگاه حجاج بُود، چون خانه كعبه در ميان آن صحن است و آن كه در جامع هاي36 بلاد در ميان صحن عمارتي سازند جهت مناسبت با مسجدالحرام و كعبه باشد، اكنون طول طوافگاه سيصد و هفتاد گز است در سيصد و پانزده گز، در بيرون مسجد يك هزار و پانصد و هشتاد گز، در حوالي آن خانقاه، و مدارس، و ابواب البرّ37بسيار است، از جمله زاهد خمار تاش عمادي قزويني جهت قزاونه38 خانقاهي ساخت و سي هزار دينار به حكام مكّه داده تا اجازت دادند كه پنجره به مسجدالحرام گشود، و خانه به دار محمد بن يوسف منسوب بوده و مولد رسول الله آنجا اتفاق افتاده، به طرف مسجدالحرام است، و خيزران والده39 هارون الرشيد آن را با مسجد ساخت،40 يعني ولادتخانه حضرتمحمّد(صلي الله عليه وآله) در كوچه اي كه مشهور به شعب ابوطالب بود، همان خانه بر حسب ميراث به حضرت رسول منتقل شد، حضرت آن خانه را داخل سراي خود كردند و بيضا مي ناميدند، بعد هارون الرشيد آن خانه را خريده داخل مسجد نمود. تاريخ ميلاد آن حضرت: بعد از گذشتن پنجاه و پنج روز از عام الفيل در روز دوشنبه هفدهم ربيع الأول در محل معروف به «اراق المولد» است در مكه، از آمنه خاتون بنت وهب متولّد شد. عربية: (فَمولِدُ النَّبي عامُ الفيلِ بِمَكّةَ وَالحَرَمُ الجَليل) و امّا محل ولادت حضرت اميرالمومنين علي(عليه السلام): اندرون كعبه است، يعني وسط خانه خدا، محاذي41 مكاني كه سنگ سرخ فرش است و آن را رخامه حمرا گويند، وقتي كه فاطمه بنت اسد را آثار زاييدن گرفت، روي به بيت شريف آورد و دست به دعا برداشت و گفت: (إلهي إنّي مؤمِنةٌ بِكَ، وَبِما جاء مِن عِندِكَ مِنْ رُسُل وكُتُب، وإنّي مُصدِّقَةٌ بِكَلامِ جدّي إبراهيمَ الخليلِ، وإنّهُ بَني بيتِ العتيقِ، بِحقِّ الذّي بَني هذا البيتِ وَالمَولودِ الذّي في بَطني ألاّ ما يَسَّرتَ لي عَلي وِلادَتي) ، مقارن دعا ديوار كعبه شكافته شد، و فاطمه داخل گرديد، و ديوار به هم بر آمد، سه روز از آن بگذشت، فاطمه بيرون آمد و علي(عليه السلام) در دست او «بود».42شعر
طواف كعبه زان شد بر همه واجب
كه آنجا در وجود آمد علي بنُ أبي طالب
كه آنجا در وجود آمد علي بنُ أبي طالب
كه آنجا در وجود آمد علي بنُ أبي طالب