حركت به سوي مصر
:«روز شانزدهم ربيع الأول هجري قمري، از مدينه خارج شدم. از راه خشكي سفر كردم، دقيقاً روز بيست و هشتم به مكه رسيدم. تا ماه هشتم (شعبان) هجري قمري در آنجا ماندم. من به همراه اسحاق از نوادگان پيامبر از مكه عازم سفر شدم (مرحله اي از سفر را با هم بوديم)، در ماه هفتم از تقويم شرق (چين)، روز بيست و يكم از ماه هشتم (شعبان) سال هجري قمري، براي سفر طولاني و دور دست به سوي «يي سي جوان بو»8 (استانبول) به راه افتادم. در «چون دِه» (جُدّه) ده روز اقامت كردم; زيرا كشتي ناخدا نداشت. بعد سوار يك كشتي اهل «گوسوان»9 (قسوان) شدم، شب اوّل ماه نهم (رمضان) سوار كشتي شدم، هجده روز در آن اقامت داشتم. روز بيستم به شهر «گوسوان» (قسوان) وارد شده دو شب در آن جا بيتوته كردم، همچنين سوار بر شتر سه شبانه روز سفر كردم، در روز بيست و چهارم به شهر «گنگ نا»10 (جينا = مينا) رسيدم، در رود نيل سوار قايق شدم. نيل رود بزرگي است، از شمال درياي سودان مي گذرد و جريان دارد، مصر از آب آن سيراب و مشروب مي شود. سپس به شهر «بي ني سو واي»11 (بني سويف) رسيدم. شب «عيد» (فطر) در كشتي اقامت كردم، لذت و فيض حضور در نماز جماعت (عيد) را نتوانستم درك كنم. در ماه نهم تقويم شرق (چين)، روز پنجم ماه شوال هجري به مصر رسيدم. مصر (قاهره) شهري بزرگ است. در آن زمان (حاكم آن) محمد علي پاشاه بود; پادشاهي بسيار زرنگ و بسيار دلير و شجاع بود، مملكت را بسيار نيك و پسنديده اداره مي كرد. پايتخت وي مصر (قاهره) بود. ساختمان ها و درختان مرتب و منظم داشت. كالا و اجناس فراوان در مغازه ها نگهداري مي شد. انواع گوناگون فنون و هنرها از فرانسه مي آيد. همه اشيا را توليد مي كنند و نيازي به ديگر بلاد ندارند. مسلمانان آن سرزمين بسيار زيادند، بيش از يكصد مسجد دارد، بزرگترين و با شكوه ترين آنان، جامع ازهر است. در اين سرزمين آرامگاه هاي زيادي از صحابه و تابعين و علما قرار دارد. قبر امام شافعي آنجا است. من به آنجا سفر كردم و آن را ديدم. در داخل باغي در بيرون مصر (قاهره) است، تقريباً يك «تينگ»12 فاصله دارد». در هشتمين ماه سال 1844 ميلادي، شيخ يوسف مافوچو مكه را ترك كرد و عازم مصر شد. در بندر جده سوار كشتي شد و راه دريايي را در پيش گرفت. در نيمه راه به كوسار (احتمالا قسوان) رسيد، از راه زميني هم به شهر جينا (گِنگ نا) وارد شد، سپس به سمت پايين رود نيل (درياي نيل) رفت، و در ماه دهم به قاهره (شهر مصر) رسيد. يوسف مافوچو ذهنيّت و خاطره بسيار خوبي از پادشاه مصر دارد. او به بهترين وجه از محمد علي پاشا تعريف و ستايش مي كند; «پادشاهي بسيار زرنگ و بسيار دلير و شجاع بود، مملكت را بسيار نيك و پسنديده اداره مي كرد». آري، او دستاوردهاي مشخصي در راه سازندگي و بازسازي كشور مصر كسب كرده بود. محمد علي پاشا (1769 تا 1849 م) يكي از سياستمداران برجسته در تاريخ معاصر عرب به شمار مي رود. او از سال 1805 ميلادي به عنوان پاشا (فرماندار يا خديو)، زمام امور مصر را به دست گرفت و در مصر يك سلسله جديد تأسيس كرد كه مدّت چهل و چهار سال بر آن سامان حكومت كرد. در دوران حكومت وي بر مصر، براي اين كه بتواند به اقتضاي رشد و تكامل زمان نيازهاي مردم مصر را برآورده سازد و هم با عزمي راسخ و استوار يك رشته اصلاحات لازم را به عمل آورد، ساختمان ها و درختان مرتب و منظم بود، كالا و اجناس فراوان در مغازه ها نگهداري مي شد و هم علوم و دانش را از غرب آموختند و تكنولوژي علمي و فني را وارد كردند و اقتصاد مصر را شكوفا ساختند; (انواع گوناگون فنون و هنر از فرانسه مي آيد، همه اشياء را توليد مي كنند و نيازي به ديگر بلاد ندارند). در شرايط تاريخي آن زمان، جرأت اتخاذ آن گونه اقدامات در يك كشور عربي كه همواره به محافظه كاريِ افراطي اشتهار داشت، امري سزاوار تحسين است. خدمات برجسته و بزرگ محمد علي هنوز در پيش رو بود. او مردم مصر را در ايستادگي و مقاومت در برابر استعمارگران انگليسي بسيج و رهبري كرد و متجاوزان را به پرداخت بهايي گران و شكستِ كامل در جنگ مجبور كرد. آنان به ناچار مذاكرات صلح را پذيرفتند و سپاهيان خود را از خاك مصر بيرون كشيدند. همزمان مصر رو به زوال و نابودي را، كه زماني طولاني تحت سلطه فرمانروايان عثماني تركيه بود، بر اثر سازندگي و اصلاحات براي مدتي به كشور نيرومند و مرفّه، و در حقيقت به كشوري مستقل مبدّل گشت. نقش تاريخي و مترقي محمد علي پاشا در انجام اقدامات و اصلاحات مذكور را نمي توان از ويژگي «زيركي و شجاعت» فردي وي تفكيك كرد. در «يادداشت هاي سفر به خانه خدا» نيز چنين آمده است كه در آن روزگار شهر قاهره بيش از يكصد مسجد داشت; (بزرگترين و با شكوه ترين آنان، جامع ازهر است). اين مسجد همان مسجد ازهر شريف است كه از پيشينه تاريخي طولاني و عظمت و شكوه چشمگيري برخوردار بوده و اكنون نيز «جامعة الازهر» دانشگاه بسيار مشهور جهان عرب است. قبر شافعي «حدود يك تينگ» (10 لي) از شهر قاهره فاصله دارد. شافعي (767 تا 820 م) و حنفي، مالكي و حنبلي، پيشوايان چهارگانه مذاهب فقهي اهل سنّت محسوب مي شوند. مكتب فقهي شافعي در تدوين اصول خود از مشخصات و ويژگي هاي مذهب حنفي و مالكي تأثير پذيرفته و به «حديث» و «قياس» اهميت مي دهد. اين مذهب فقهي در مصر، كشورهاي عربي ساحل خليج فارس و اندونزي متداول و رايج است. «روز بيستم ماه شوّال، از مصر (قاهره) خارج شدم، در ميان درياي (رود) نيل به سوي اسكندريه سفر كردم، در ابتداي روز بيست و چهارم رسيدم، نُه روز هم اقامت كردم. آن شهر بسيار باشكوه و با عظمت است. درياي (رود) نيل و درياي روم (مديترانه) در اين مكان به هم ملحق مي شوند. در آن شهر بازرگانان و تجّار در يك نقطه جمع مي شوند. زبان مردم آن تركي و عربي است. در اين سرزمين آرامگاه حضرت دانيال و آرامگاه عمرو بن عاص قرار دارد. به آرامگاه محمّد بُصَيري «شرف الدين محمد بوصيري »اداي احترام كردم، نسخه خطي « قصيدة البردة » نوشته و اثر اوست. در اين شهر آثار و ابنيه قديمي زيادي وجود دارد; مانند جالينوس. مي گويند عمارتي است كه توسط بطلميوس بنا شده است». شيخ يوسف مافوچو پانزده روز در قاهره اقامت كرده، به سفر دريايي خود ادامه مي دهد و به شهر اسكندرون در تركيه مي رسد; اين بندر يكي از بنادر معروف امپراتوري عثماني است; (آن شهر بسيار با شكوه و با عظمت است... در آن شهر بازرگانان و تجار در يك نقطه جمع مي شوند). به نظر مي رسد اين جمله كه: «رود نيل و درياي روم (مديترانه) در اين مكان به هم ملحق مي شوند» نادرست ثبت شده است. رود نيل با عبور از شهر قاهره، به درياي مديترانه مي ريزد، لذا رود مذكور در يادداشت هاي مافوچو بايد «رود فرات» باشد.13