«درماه نهم از تقويم شرق ، روز شانزدهم ماه ذي قعدة هجري ، از «بو لو بين نان» خارج شديم ، روز بيست و چهارم به «مالاشيا»18 (مالزي ) رسيديم ، دو روز نيز توقف كرديم . روز بيست و هفتم حركت كرديم و به «شين گاپور»19 (سنگاپور) رسيديم . در منزل نوة نايب ، پسر هارون ، سعيد عمر اقامت كردم . عمر آدم فاضل و خردمندي بود، از اهل سوماترا، بيش از سي سال در سنگاپور مقيم است ، به تجارت پر رونق و پر بركت اشتغال داشت . كتاب هاي زيادي جمع آوري كرده بود، من خيلي به آنها علاقه داشتم ، دوست داشتم مدت طولاني در آن جا بمانم و تمام كتاب ها را مطالعه كنم . همواره مي شنيدم كه سرزمين سنگاپور به خط استوا نزديك است ، و آن خط درست در وسط «نيمكرة» شمالي و جنوبي قرار دارد و به طور مساوي زمين را به دو نيم تقسيم مي كند. در آن سرزمين قطب شمال با افق هم تراز است ، قطب جنوب نيز چنين است ، شب و روز كاملاً برابر و يكسان است ، فصل تابستان كه مي رسد شب طولاني نيست ، فصل زمستان كه مي رسد شب كوتاه ديده نمي شود. ايام در اعتدال بهاري و باد پاييزي قرار دارند. وقتي خورشيد به جنوب متمايل مي شود، سايه تمايل به شمال دارد. وقتي خورشيد به شمال متمايل مي شود، سايه به جنوب تمايل دارد. بنابراين ، من در اين جزيره يك سال اقامت كردم و به تحقيق و آزمايش پرداختم ، در ميان قطب نما يك سوزن عمودي نصب كردم ، نقاط انقلابين و اعتدالين آن سرزمين را آزمايش كردم . نتيجه گرفتم كه سخن پيشينيان (افراد قديمي ) كاملاً موثق و واقعي بود، و با آن چه برخورد كردم منطبق بود.» شيخ يوسف مافوچو در راه بازگشت به ميهن ، مخصوصاً حدود يك سال در سرزمين سنگاپور به صورت موقت اقامت كرد; يعني از ماه سپتامبر 1847 تا ماه اوت سال 1848 ميلادي ، سبب اقامت موقت وي عمدتاً به محل اقامتش مربوط مي شد. سعيد عمر تاجر بزرگ آن سامان ، كتابخانه اي غني داشت و شيخ يوسف مافوچو نيز «مشتاق دانش و تفكر عميق ، اهل كتاب و كتاب خواني» بود، بالطبع نمي خواست به آساني فرصت گران بهاي اكتساب و ارتقاي دانش خود را از دست بدهد. نكته مهم براي وي بررسي صحت و سقم نظرية تعادل (موازنه ) شب و روز در سنگاپور بود كه مخصوصاً مطالعات و بررسي هايي در محل انجام داد. شيخ يوسف مافوچو نه تنها در خصوص كتب اسلامي دانش وسيع و معلومات و دست آوردهاي عميق داشت ، بلكه به علم نجوم ، تقويم ، جغرافيا و غيره نيز علاقه داشت . او آثار تخصصي گوناگوني از جمله «خوان يو شو يائو»20 (شرح عمده دربارة كره زمين )، «تيئن فانگ لي يوان»21 (اصول تقويم اسلامي ) و غيره دارد. او گفته ها و توضيحات مربوط به حركت اجرام فلكي و كيهاني و نظريه هاي نزديك به علم نجوم معاصر را مورد انتقاد قرار داد و نظريات بي پاية معمولي را رد كرد، حتي سخنان و نظريات پوچ و بي منطق رايج در درون آيين اسلام ; از جمله برخي مطالب يك جانبه ليوجي (1655 تا 1745 م ) دانشمند بزرگ مسلمان چيني را اصلاح كرد. از متن كوتاه امّا تفصيلي زير مي توان به دقتِ نظرِ يوسف مافوچو پي برد: «عقايد و نظريات قديمي استادان فرزانه ام در خصوص كرة زمين «چنين بود كه ]، برخي مي گفتند بر سطح آب شناور است ، برخي مي گفتند زمين در جنوب ستوني دارد و به آسمان متصل است . درازاي آن مستقيم به سمت شمال ادامه دارد. تمام جهات خلاء و خالي است ، [در اين زمينه » بحث و تفاسير گوناگوني وجود دارد كه انسان را به خنده مي اندازد. اثري از استاد ليوجي ; يعني ترجمه كتاب «تيئن فانگ شينگ لي»22 (حقيقت دين آسماني )، در آن نقشة حدود و خط الرأس اقاليم هفت گانه را ترسيم كرده است ، نظم و ترتيب شكل كرة زمين كاملاً گرد است ، نقشه شكل و ظاهر آن را شرح مي دهد، «البته ] سخنان و نظريات بسيار پوچ و بيهوده اي هم اظهار شده ; مثلاً گفته اند زمين در بالا و آسمان در زير قرار دارد، پس وقتي كه به نقشه ليوجي نگاه مي كنيم ، مي توان مشاهده كرد كه بر روي زمين در همة جهات آدم وجود دارد. در همة جهات آب وجود دارد. همة جهات آسمان دارد، دربارة سخن كاملاً گِرد [بودن زمين » مسلماً شك و ترديد كافي وجود ندارد، امّا نقشة اقاليم هفتگانه استاد ليوجي ، فقط يك طرف زمين را كاملاً گرد انجام داده ، وقتي كه تا آن زمان چنان نقشه اي رسم نشده بود، استاد آن قسمت ديگر را از كجا دانسته بود؟ يعني همان چيزي كه چينيان آن را «هوا چي گوا»23 (نيمكره غربي ) مي نامند... استاد ليوجي هم از روي (مطابق ) مطالبي كه قديمي ها به ارث گذاشته اند، نسخه برداري و ثبت كرده است ، در آن روزگار هنوز قطب نما، كشتي بخار (دودي ) و ديگر ابزار وجود نداشت ، از كجا توانسته اند بررسي و آزمايش كنند؟ پس اگر يك طرف «زمين را] كاملاً گرد ترسيم كرده ، در نتيجه علّت آن را مي دانسته است . من به مكه و جهان عرب سفر و در آن جا گردش و سياحت كردم . كتاب هاي زيادي جمع آوري كردم ، متوجه شدم نسل هاي بعدي كتاب ها و نقشه هايي نوشته و رسم كرده اند كه در مقايسه با پيشينيان مفصل و دقيق تر بود، كه مي تواند قسمت هاي نادرست و ناقص نقشه استاد ليوجي را تكميل كند. علاوه بر اين شخصاً ادوات و ابزارهاي عجيب و غريب زيادي از جمله قطب نما و كشتي بخار دودي كه انسان هاي فعلي استفاده مي كنند مشاهده كرده ام ، [كه نشان مي دهند» مطالعات و بررسي ها و آزمايش ها صحيح و دقيق هستند. براي مدتي طولاني بازرگانان و تجار زيادي رفت و آمد كرده اند، كه تعداد آنان از هزاران نفر كمتر نيستند. زماني كه من به روم (مصر) رسيدم ، در آن منطقه ده ها نفر را ملاقات كردم ، در خصوص فرضيه و سخنان مربوط به آن سوي كره زمين (نيمكرة غربي ) پرسش و تحقيق كردم ، همه مي گفتند نيمه هاي شب در سرزمين ما نيمروز آن طرف كرة زمين است ، در آن صورت به گرد بودن كامل زمين مي توان ايمان و اعتقاد داشت.» حاج شيخ يوسف مافوچو مطالعات و آزمايش هايي دربارة تعادل (موازنه ) شب و روز در منطقه سنگاپور انجام داد. او در خصوص بررسي هاي خود چنين مي گويد: «در ميان قطب نما يك سوزن عمودي نصب كردم ، نقطه انقلاب و نقطه اعتدالين آن سرزمين را آزمايش كردم ، نتيجه گرفتم كه سخن افراد قديمي كاملاً موثق و واقعي بود و با آن چه مواجه شدم منطبق بود.» به دليل چرخش كرة زمين بر گرد محور خود، در نيمكره اي كه رو به خورشيد قرار دارد روز است ، و در نيمكره اي كه پشت به خورشيد دارد شب است . نور خورشيد به نوبت بر سطح نيمي از كره زمين مي تابد، در نتيجه حالت جايگزيني و تناوب روشنايي روز و تاريكي شب پديد مي آيد. هنگامي كه شعاع (پرتو) مستقيم نور خورشيد بر خط استوا قرار مي گيرد، مدارهاي روز و شب كه از دو قطب شمال و جنوب عبور مي كنند به همراه يك رشته نصف النهار به دو قسمت تقسيم مي شوند; قسمت روشن را «دايرة روشنايي» و قسمت تاريك را «دايرة تاريكي» مي نامند. تعداد «دايرة روشنايي» و «دايرة تاريكي» با هم برابر هستند، در نتيجه ميزان روشنايي و تاريكي در نيمكرة شمالي و جنوبي 12 ساعت است . منطقه سنگاپور در نزديك «خط استوا» قرار دارد، و شعاع (پرتوهاي ) مستقيم نور خورشيد «دايرة روشنايي» و «دايرة تاريكي» را به دو قسمت مساوي تقسيم مي كند. بنابراين ، «شب و روز كاملاً منطبق و يكسان است ، تابستان كه فرا مي رسد شب طولاني نمي شود، زمستان كه فرا مي رسد روز كوتاه نمي شود» اين مطلب بر پاية واقعيت طبيعي و جغرافيايي صحيح و قابل اعتماد است. « سپس از سنگاپور حركت كردم ، ماه دهم (شوال المكرّم ) سال 1264 هجري ، و روز پانزدهم ماه هشتم از تقويم چيني شرق در بيست و هشتمين سال از فرمانروايي امپراتور دائو گوانگ بود. ناخداي كشتي يك بنگالي غير مسلمان بود. نام كشتي «ديا لانگ لان ميا لان»24 بود، به خاطر باد موافق و مساعد پنج روز در راه بوديم . روز بيستم دكل وسط كشتي مورد اصابت رعد و برق قرار گرفت ، بخشي از جلوي كشتي خرد و شكسته شد، كف كشتي نيز آسيب و صدمه ديد و بيش از يك «چي»25 از دكل عقب كشتي هم صدمه و آسيب ديد، اما كسي كشته نشد. افراد داخل كشتي همه مضطرب و ترسيده بودند. مي ترسيديم كه آتش به داخل كابين كشتي وارد شود. كشتي پر از پنبه بود. همچنين مي ترسيديم كف كشتي از بين برود. به مدد لطف و محبت پروردگار، حتي يك نفر هم زخمي و مجروح نشد. در ماه نهم از تقويم شرق ، روز پانزدهم ماه يازدهم (ذي قعده ) هجري ، سالم و تندرست به ايالت «گوانگ دونگ»26 «در سواحل جنوب شرقي چين » رسيديم ، در مسجد خيابان «هائوپان»27 منزل كردم . نزديك يك تجارتخانه خارجي بود. در آنجا فردي از «مِن بويي»28 بود، خيلي مرا عزيز و دوست داشت . پيشوا و شيخ آن جا جعفر بود. من در آن جا صد روز اقامت كردم . ماه دوازدهم از بيست و هشتمين سال از فرمانروايي دائو گوانگ ، روز بيستم ماه دوم (صفر) هجري به راه افتادم . سال 1265 هجري قمري بود، در شهر «جائو چينگ»29 منزل كردم . منتظر يك همسفر بودم . روز هشتم از ماه نخست بيست و نهمين سال فرمانروايي دائو گوانگ ، از شهر جائو چينگ خارج شدم . روز چهاردهم ماه چهارم (ربيع الاول ) هجري ، به شهر «ووجو»30 رسيدم . روز بيست و پنجم ، به شهر «شون جو»31 وارد شدم . ماه دوم از تقويم شرق ، روز چهاردهم ماه چهارم (ربيع الثاني) هجري به شهر «نان نينگ»32 رسيدم . روز بيست و هفتم به شهر «بِي ساي»33 رسيدم . از گوانگ دونگ تا بي ساي ، با كشتي در رودخانه سفر كردم . ماه سوم از تقويم شرق ، روز بيستم از ماه پنجم (جمادي الاول ) هجري ، از شهر «بي ساي» عازم سفر شدم . در ماه چهارم از تقويم شرق ، روز بيست و چهارم ماه ششم (جمادي الثاني ) هجري به خانه رسيدم .» حاج شيخ يوسف مافوچو در آخرين مراحل بازگشت به وطن ، از مسيرهاي زير عبور كرد. در هشتمين ماه از تقويم شرق (بيست و هشتمين سال از فرمانروايي دائو گوانگ ) برابر با سال 1848 ميلادي با استفاده از يك كشتي «بنگالي»، سنگاپور را به قصد چين ترك گفت ، و در ماه نهم به گوانگ جو در جنوب شرقي چين بازگشت و در اين شهر يكصد روز توقف كرد. ماه دوازدهم شهر گوانگ جو را ترك كرد و سوار بر يك قايق چوبي ، بر روي رودخانه جاري در دو ايالت گوانگ دونگ و گوانگ شي به پيش رفت و با عبور از شهرهاي جائو چينگ ، گويي پينگ 34 (= شون جو) و نان نينگ به شهـر «بـاي سِـه»35 (بي ساي ) رسيد، باز از راه زميني سفر كرد. در ماه چهارم تقويم شرق (بيست و نهمين سال از فرمانروايي دائو گوانگ ) برابر با سال 1849 ميلادي به زادگاهش در ايالت يون نان بازگشت . شيخ يوسف مافوچو در ماه دهم (سال بيست و يكم دائو گوانگ ) 1841 ميلادي از كشور چين خارج شد و ماه پنجم (سال بيست و نهم دائو گوانگ ) 1849 ميلادي به وطن خود مراجعت كرد. مدت سفر وي هشت سال به طول انجاميد. اين مسافرت يك «سير و سياحت تاريخي و با شكوه» در تمام طول زندگي مافوچو به شمار مي رود. او چندين هزار كيلومتر راه طولاني زميني و دريايي را پيمود و چندين كشور عربي و آسيايي را زير پا درنورديد. نه تنها افق ديد و بينش وي وسعت و گسترش يافت ، بلكه با طبقات و اقشار مختلف مردم آن مناطق ; به ويژه با دانشمندان و صاحب نظران به طور وسيع و همه جانبه دوست شد، و مبادلات فرهنگي و علمي ميان شرق و غرب را گسترش و توسعه داد، و در زمينة سياسي هم دستاوردهاي بزرگي به ارمغان آورد و بر گسترش و رشد اسلام در سرزمين چين تأثير عميقي بر جاي نهاد و اين امري كاملاً مورد تأييد و تصديق است.