بیشترلیست موضوعات زن و قانون مجازات توجه به مباني نظام حقوقي عدالت و انصاف در حقّ زنان حقّ قصاص ديه اعتبار "شهادت" توضیحاتافزودن یادداشت جدید
بنابراين اگر در برخي از حقوق اللّه شهادت زن پذيرفته نميشود احتمالاً بدين جهت است كه از هر طريقي جرم ثابت نگردد و حدود مبتني بر تخفيف است و به موجب "قاعده درء" كه ميتوان آن را از مباني اصل برائت محسوب نمود به وسيله شبهه دفع ميگردد بنابراين بهر صورت بايد كوشيد در حدود، تخفيف گردد و حتي الامكان جرم اثبات نشود و از اين روست كه راههاي اثبات آن تضييق و محدوديت روا داشته ميشود. حتي اگر ترديد باشد كه آيا جرمي با شهادت زن به اثبات ميرسد يا نه، بايد با استناد به "قاعده درء حدود" بوسيله شبهات و اصل برائت، حكم به عدم اثبات نمود.افزون بر اينها، به موجب مقررات فقه، قاضي ميتواند به علم خويش عمل نمايد و بديهي استكه شهادت زن عادل ميتواند از جمله راههاي تحصيل علم محسوب گردد بنابراين قاضي ميتواند به قول يك زن اعتماد و حكم صادر نمايد ولي نه از باب شهادت بلكه از باب علم، البته بنابر ديدگاه كساني كه بين علم مستند به حس و حدس، تفكيك قايل نميشوند.از تمامي اينها كه بگذريم، آيا قصد آن داريم كه از حقوق زن دفاع كنيم يا او را گرفتار و درگير مسئوليتها و تعهدات سنگينتري نماييم؟ آيا هيچگاه انديشه نمودهايم كه شهادت، حقّ است يا تكليف؟ اداي شهادت، امتياز نيست بلكه تكليفي است واجب كه آيات و روايات بر آن دلالت دارد. خداوند بزرگ ميفرمايد:(و من يكتمها فانّه اثمُ قلبه)«هر آنكس كه كتمان شهادت كند قطعاً گنه كار است» [بقره / 282].در روايتي جابر از امام صادق عليهالسلام نقل ميكند كه آن حضرت از قول پيامبر خدا صلياللهعليهوآله وضع كتمان گر شهادت را در روز قيامت بسيار ناگوار توصيف فرمود.[قال رسول الله صلياللهعليهوآله : من كتم شهادةً او شهد بها ليهدر بها دم امرئ مسلم اتي يوم القيامة ولوجهه ظلمة مدّ البصر و في وجهه كدوح تعرفه الخلائق باسمه و نسبه، ثم قال ابو جعفر عليهالسلام : الا تري أن اللّه تعالي يقول: (واقيموا الشهادة)](28)چنانكه در روايت ديگري امام عليهالسلام با استناد به كلام خداوند (ولا تكتموا الشهادة) از كتمان شهادت نهي فرمودند.(29)بنابراين اين عدم پذيرش شهادت زنان در چند مورد خاصّ، در حقيقت محرومسازي آنان از حقوق نيست، بلكه در واقع تكليفي از عهده آنان برداشته شده است. فرض كنيد اگر شهادت زن در لواط پذيرفته شد، آيا بر شأن و مقام و منزلت و عظمت او افزوده ميشد كه در دادگاه حضور يافته و بر وقوع لواط گواهي دهد و حال كه پذيرفته نميشود از حقوق او كاسته شده و موجب اهانت به اوست؟ حتي اگر اداء شهادت را حقي براي زن بدانيم، آيا نتيجهاي جز اثبات جرم به دنبال دارد كه چندان هم مطلوب نيست؟ و آيا به نفع متهم نيست كه شهادت زن پذيرفته نشود؟