صحابه و اصحاب، از ريشه صحب يصحب صحبه و صاحبه جمع کلمه صاحب است که به معناي همدم و همنشين(26) و ملازم و همراه(27) و يار و ياور(28) و حافظ و نگهبان(29) در لغت عربي به کار مي رود. ابن منظور در لسان العرب نيز مي گويد: الصاحب= المعاشر(30) راغب اصفهاني گويد: الصاحب؛ به معناي ملازم و همراه است، چه انسان يا حيوان، يا مکان يا زمان باشد و فرقي نيست که مصاحبت و همراهي جسماني و با بدن باشد که اصل همين است و بيشتر چنين مصاحبتي مورد نظر است و يا مصاحبت با توجه و عنايت و همت باشد و واژه مصاحبت و همراهي در عرف به کار نمي رود مگر درباره کسي که همراهي و ملازمت او زياد باشد.(31) انديشمندان اهل سنت کسي را صحابي مي دانند که رسول خدا (ص) را ديده باشد در حاليکه به او ايمان آورده باشد، اگرچه اين ديدار بسيار کوتاه و حتي ساعتي در روز بوده باشد. بر اساس چنين برداشتي همه کساني که با پيغمبر هم زمان بوده و او را ديده باشند، صحابي هستند. بهترين تعريفي که محققان اهل سنت براي صحابي پسنديده اند تعريفي است که ابن حجر در مقدمه الاصابة نموده است:«الصحابي من لقي النبّي صلي الله عليه و آله مؤمناً به و مات علي الاسلام فيدخل فيمن لقيه من طالت مجالسته له أو قصرت و من روي عنه او لم يرو و من غزا معه او لم يغز و من رآه روية ولو لم يجالسه و من لم يره لعارض کالعمي».؛(32)صحابي کسي است که پيامبر (ص) را در حالي که به او ايمان آورده ديدار کرده و مسلمان از دنيا رفته باشد، چنين کسي صحابي است، خواه با پيغمبر زماني دراز نشست و برخاست کرده باشد يا مدتي کوتاه ، خواه از حضرت سخني شنيده و روايت کرده باشد يا نه، خواه با پيغمبر (ص) به جنگ مشرکين رفته باشد يا خير. حتي يک بار ديدن آن حضرت کافي است،؛ اگر چه با او ننشسته و مجلس وي را درک نکرده باشد و يا اينکه به خدمت آن حضرت رسيده ولي بنا به علتي چون کوري و يا عارضه اي ديگر، او را به چشم نديده باشد.