موعظه و نصيحت در اجتناب از زخارف دنيا - قصاید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قصاید - نسخه متنی

سنایی غزنوی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

موعظه و نصيحت در اجتناب از زخارف دنيا





  • عالمت غافلست و تو غافل
    همه زنهار خوار دين تو اند
    غول باشد نه عالم آنكه ازو
    بر خود آنرا كه پادشاهى نيست
    افسرى كن نه دين نهد بر سر
    باش وقت معاشرت با خلق
    هر چه نز راه دين خورى و برى
    بره و مرغ را بدان ره كش
    جز بدين ظلم باشد ار بكشد
    نكند عشق نفس زنده قبول
    راه عشاق كسپرد عاشق
    از ره ذوق عشق بشناسى
    بيخ كنرا نشاند خرسندى
    عاشقان را ز عشق نبود رنج
    جان عاشق نترسد از شمشير
    زان كه بر دست عشق بازانند
    گر شعار تو شعر آمده شرع
    روى بنمود صبح صادق شرع
    بر سر دار دان سر سرهنگ تا نه بس روزگار خواهى ديد
    تا نه بس روزگار خواهى ديد



  • خفته را خفته كى كند بيدار
    دين به زنهارشان مده زنهار
    بشنوى گفت و نشنوى كردار
    بر گياهيش پادشا مشمار
    خواهش افسر شمار و خواه افسار
    همچو عفو خداى پذرفتار
    در شمارت كنند روز شمار
    كه به انسان رسند در مقدار
    بي نمازى مسبحى را زار
    نكند باز موش مرده شكار
    آه بيمار كشنود بيمار
    آه موسا ز راه موسيقار
    شاخ او بي نياز آرد بار
    ديدگان را ز نور نبود نار
    مرغ محبوس نشكهد ز اشجار
    ملك الموت گشته در منقار
    چكنى صبح كاذب اشعار
    خاك زن بر جمال شعر و شعار
    در بن چاه بين تن بندار هم سپه مرده هم سپهسالار
    هم سپه مرده هم سپهسالار


/ 418