مفهوم لغوى و اصطلاحى شيعه - هویت تشیع نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

هویت تشیع - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مفهوم لغوى و اصطلاحى شيعه

هر كس لغتنامه هاى بزرگ عربى و قرآن مجيد را بررسى كند، به خوبى در مى يابد كه لفظ شيعه به مناسبتهاى زيادى در آنها آمده است. لفظ شيعه گاهى به معنى «پيروان و ياران» و گاهى به معنى «مشايعت» يعنى «پيروى و پذيرش» به كار رفته است. اين نام غالباً بر كسى كه على و اهل بيت عليهم السلام را دوست بدارد اطلاق مى شود، تا آن جا كه اسم خاص آنان شده است. براى آن كه به مطلب فوق اطمينان حاصل كنيم، بخشى از گفته هاى علماى لغت و آيات قرآن مجيد را همراه با تفسير آن نقل مى كنيم:

- در كتاب قاموس (ج 3 ص 47) آمده است: شيعة الرجل: يعنى پيروان و ياران او، كه نام فرقه مخصوصى نيز هست و بر مفرد، مثنى و جمع ؛ مذكر و مؤنث اطلاق مى شود. اين كلمه اغلب در مورد كسانى به كار مى رفته است كه على و اهل بيتش را دوست مى داشتند، به حدى كه براى آنان اسم خاصى شده است. جمع شيعه: اشياع و شيع (بر وزن عنب) است.

- در نهايه ابن اثير (ج 2 ص 246) آمده است: «و اصل شيعه، به معناى گروه معينى از مردم است، به مفرد، مثنى، جمع، مذكر و مؤنث كه بر يك لفظ و يك معنى دلالت دارد. البته اين نام براى كسانى غلبه يافته است كه گمان مى كنند على رضى الله عند - اهل بيتش را دوست مى دارند به طورى كه اسم خاص آنها شده است و هرگاه بگويند: فلانى از شيعيان است، در مى يابند كه او از آنهاست و يا بگويند: اين مطلب در مذهب شيعه چنين است، يعنى در نزد آنهاچنين است. كلمه شيعه بر شيع جمع بسته شده و اصل آن از مشايعت يعنى متابعت و پيروى است.»
- در لسان العرب، مصباح المنير، صحاح و ديگر لغتنامه ها نيز همين طور معنى شده است.

در قرآن مجيد، نام شيعه در سوره قصص آمده است:

«فَاسْتَغاثَهُ الَّذى مِنْ شيعَتِهِ عَلَى الَّذى مِنْ عَدُِّوهِ».

زمخشرى در جلد دوم كشّاف (ص 375) در تفسير اين آيه مى نويسد: (يعنى كسانى از بنى اسرائيل كه پيرو دين موسى بودند).

در سوره صافّات آمده است:«و اِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لاِبراهيمَ.»
زمخشرى در جلد دوم كشّاف (ص 483) مى گويد: يعنى از جمله كسانى كه در اصول دين و يا در تعهد و پايبندى به دين خدا و ايستادگى در برابر دروغگويان، پيرو حضرت نوح (ع) بودند، ابراهيم (ع) بود.»
و آيات ديگرى كه در قرآن مجيد آمده است. آيت الله جعفر سبحلنى در كتاب ملل و نحل مى نويسد:

«شيعه در لغت به جماعتى اطلاق مى شود كه بر امر واحدى مشاركت و همكارى دارند.

و گاهى بر مطلق پيرو، اطلاق مى شود. پس شيعه جماعتى است كه تابع رئيس خود مى باشد.

و اما در اصطلاح با توجه به ملاكات مختلف بر چند گروه اطلاق مى شود:

1- شيعه: گروهى كه على و اولاد او را دوست مى دارند، به اعتبار اينكه آنها اهل بيت پيامبر مى باشند كه خداوند دوستى آنها را واجب كرده است. قال عزّوجلّ:

«قل لا اسئكلم عليه اجرأ الاّ المودّة فى القربى»
شيعه به اين معنى تمامى مسلمين به جز ناصبى ها را شامل مى شود، به دليل اينكه مسلمين در نمازها و دعاهايشان بر آنها صلوات مى فرستند.

2- كسانى كه قائل به افضليت على بر عثمان و خلفاء ديگر مى باشند، در عين حاليكه او را خليفه چهارم مى شناسند.

3- پيروان على و اولاد او به اعتبار اينكه آنها جانشينان پيامبر (ص)و امام مردم پس از او هستند، از جانب خداوند به اين مقام منصوب شده اند.

اين تعبير شامل همه كسانى مى شود كه معتقدند: سرپرستى امت بعد از پيامبر (ص) بر على است و او جانشين پيامبر (ص) در همه امور مى باشد مگر مقام نبوت و نزول وحى. همه اينها به دليل نصى از جانب پيامبر مى باشد. بنابراين مقّوم مفهوم تشيع و ركن ثابت آن اعتقاد به وصايت و رهبرى با همه شؤونات آن براى امام است. پس تشيع اعتقاد اين مطلب است و غير از اين مقّوم مفهوم تشيع نمى باشد و شيعه بر آن اطلاق نمى گردد.

/ 7